به گزارش راه شلمچه، حجتالاسلاموالمسلمین امیری سوادکوهی در این یادداشت، تقلیل روضهخوانی و سینهزنی به تعابیری چون «شهوت» و «بازی» را بهشدت مورد انتقاد قرار داده و با تأکید بر جایگاه اعتقادی و عاطفی فاطمیه در فرهنگ تشیع، تصریح کرده است که ادعای بصیرت و ولایتمداری، مجوز تحقیر شعائر اهلبیت علیهمالسلام نیست.
امیری سوادکوهی همچنین بر ضرورت پاسخگویی صریح گوینده، پرهیز از توجیه اظهارات موهن و پذیرش مسئولیت کلمات تأکید کرده است. بخشی از این متن بدین شرح می باشد. کامل این یادداشت در ادامه میآید:
وقتی عزای صدیقه کبری سلاماللهعلیها توسط یک روحانی معلومالحال و افراطی، به وقاحت و بیشرمی، «شهوت سینهزنی و روضه» نامیده میشود و شعائر فاطمی با تعابیری چون بازی و باطل تحقیر میگردد، دیگر سخن از یک لغزش ساده در بیان نیست؛ سخن از جسارتی است که نه با ادعای اخلاق سازگار است و نه با ادعای معرفت و ولایت.
باید بیپرده سخن گفت؛ برخی کلمات چنان بار سنگینی از تحقیر و اهانت دارند که نمیتوان بهآسانی آنها را بر زبان جاری ساخت و سپس پشت توجیهات مختلف پنهان شد. شهوت نامیدن روضه و سینهزنی، تعبیری خنثی یا انتقادی معمولی نیست؛ واژهای است که با خود بار اتهام و تنقیص میآورد. هنگامی که چنین تعبیری درباره عزای حضرت زهرا سلاماللهعلیها به کار میرود، دیگر نمیتوان با ادعای خیرخواهی، زشتی و سنگینی آن را نادیده گرفت.
این چه فهمی از دین است که برای اثبات یک ادعا، باید عزای مادر مظلومه اهلبیت علیهمالسلام را به شهوت و بازی فروکاست؟ این چه بصیرتی است که بهجای استدلال، زبان به تحقیر شعائر فاطمی میگشاید؟
فاطمیه نه بازی است، نه هوس و نه عرصه تخلیه احساسات بیریشه؛ فاطمیه، بخشی از حافظه اعتقادی و عاطفی تشیع و یادآور مصیبتی است که محبت و معرفت به خاندان پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله را در جان نسلهای متوالی زنده نگه داشته است. این شعیره با پسند و ناپسند اشخاص پدید نیامده است که با طعنه آنان از اعتبار بیفتد؛ ریشه در ایمان و وفاداری مردمی دارد که محبت اهلبیت علیهمالسلام را از هویت دینی خود جدا نمیدانند.
فاطمیه را نمیتوان با برچسب باطل از ساحت دینداری بیرون راند؛ همانگونه که نمیتوان با چند واژه سخیف، میراثی برخاسته از اعتقاد و محبت را به هوس و سرگرمی تقلیل داد.
شگفت آنکه چنین ادبیاتی گاه با ادعای ولایتمداری و اخلاق همراه میشود؛ حال آنکه ولایتمداری تنها به شعار و ادعا نیست. ادب در برابر شعائر اهلبیت علیهمالسلام نیز بخشی از آزمون صداقت مدعیان ولایت است. نمیتوان از یک سو نام ولایت را بر زبان آورد و از سوی دیگر، با تعابیری تحقیرآمیز با عزای دختر پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله برخورد کرد.
اگر کسی خود را اخلاقمدار میداند، نخست باید بداند که اخلاق، فقط توصیه به دیگران نیست؛ مهار زبان در برابر مقدسات نیز هست. اگر کسی مدعی بصیرت است، باید مرز میان نقد و تحقیر را بشناسد. و اگر خود را راهنمای مردم میشمارد، باید بیش از دیگران مراقب باشد که مبادا با یک تعبیر نسنجیده، زخم تازهای بر دل ارادتمندان خاندان پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله بنشاند.
این سخن، هزینه دارد؛ و جبران آن با یک توضیح مبهم یا تغییر موضوع آسان نخواهد بود. گوینده باید صریح و بیابهام روشن کند که آیا واقعاً عزای حضرت زهرا سلاماللهعلیها و سینهزنی و روضهخوانی را مصداق شهوت و بازی میداند یا نه. اگر مقصودش نقد رفتاری خاص بوده، باید همان رفتار را دقیق معرفی کند و از تعابیر موهن فاصله بگیرد. اگر در بیان خود به شعائر فاطمی اهانت کرده است، راه مسئولانه، پذیرش صریح خطا و جبران روشن آن است؛ نه توجیه، نه فرار به حاشیه و نه متهمکردن منتقدان به نفهمیدن مقصود.
قبح چنین ادبیاتی نباید شکسته شود. اگر امروز «شهوت روضه» و «شهوت سینهزنی» به تعابیری عادی و قابل اغماض تبدیل شوند، فردا چه چیزی از مرز ادب در برابر مقدسات باقی خواهد ماند؟ حرمتشکنی هنگامی خطرناکتر میشود که در پوشش غیرت و بصیرت عرضه گردد؛ زیرا در این صورت، نهتنها زشتی خود را پنهان میکند، بلکه میکوشد برای خود اعتبار نیز بسازد.
کاش کمی از شهوت سخن گفتنتان میکاستید و چنین خود را در لجنزار عجب و تکبر غرق نمیکردید.
با مقدسات مردم نمیتوان اعتبار خرید؛ با تحقیر عزای مادر نمیتوان مدعی دفاع از ولایت شد؛ و با نام اخلاق نمیتوان از مسئولیت کلمات گریخت.



