به گزارش راه شلمچه به نقل از رجانیوز، بیانات راهبردی و تذکر روشن رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه «امید بستن به تغییر رفتار خصمانه آمریکا از طریق عقبنشینی و اعطای امتیاز سرابی بینتیجه است»، بازتابهای وسیعی در محافل سیاسی و رسانهای کشور به همراه داشت. بلافاصله پس از این موضعگیری قاطع، حلقه رسانهای محمدباقر قالیباف وارد میدان شد تا دامن تیم مذاکرهکننده اسلامآباد را از شمول هشدارهای رهبری پاک کند.
در همین چارچوب، سعید احدیان، دستیار رسانهای رئیس مجلس، با انتشار ویدئویی کوشید با فرافکنی آشکار، پیکان انتقادات و انذارهای رهبری را صرفاً بهسوی چهرههای متمایل به غرب و شخصیتهایی نظیر محمدجواد ظریف نشانه برود. وی در این دفاعیه مدعی شد که روی سخن رهبر انقلاب متوجه جریانی است که در پی عادیسازی روابط با ایالات متحده از مسیر دیپلماسی انفعالی است، نه تیم مستقر در بهارستان.
سندی که پردهها را کنار زد؛ انطباق ۸۰ درصدی با ایده ظریف
اما نگاهی دقیق به متن و خروجی تفاهمنامه اسلامآباد که تحت نظارت مستقیم قالیباف تنظیم شد، خط بطلانی بر این ادعاها میکشد. شواهد حاکی از آن است که متن نهایی این تفاهم تفاوتی ماهوی با ریلگذاری و آرمانهای جریان غربگرا ندارد.
پیش از آغاز مذاکرات، محمدجواد ظریف مقالهای تفصیلی در نشریه آمریکایی «فارن افرز» (Foreign Affairs) به چاپ رساند؛ مقالهای که بعداً مشخص شد چارچوب مفهومی و دستور کار اصلی نویسندگان تفاهمنامه اسلامآباد را رقم زده است.
واکاوی مفاد این تفاهمنامه نشان میدهد که سند مذکور واجد ۱۴ بند است که ۴ بند آن صرفاً جنبههای شکلی، فرآیندی و زمانبندی اجرایی داشته و متضمن داده و ستانده سیاسی و ژئوپلیتیک نیست. اما در ۱۰ بند اساسی و محتوایی که جوهره بدهبستانها را شکل داده، دستکم ۸ بند بهصورت نعلبهنعل از ایدههای مطرحشده در مقاله ظریف رونوشت شده است.
محورهای کلیدی این انطباق متنی شامل موارد زیر است:
موافقت بر سر توقف مخاصمات نظامی در بحبوحه جنگ
پیوستن به پیمانهای عدم تجاوز منطقهای
تعهد در قبال بازگشایی و تضمین امنیت تنگه هرمز
واگذاری تضمینها به دولتهای ثالث منطقهای
گشودن باب تعامل اقتصادی متقابل با واشنگتن
اصحاب برجام و تفاهمنامه؛ دو روی یک سکه
تطبیق کارشناسی این اسناد گواه آن است که تفاهم اسلامآباد چیزی فراتر از بازتولید همان الگوی مصالحهجویانه برجام در قالبی جدید نیست. در واقع، گرچه در ویترین رسانهای تلاش میشود مرزبندی مصنوعی میان «جریان مصالحهجو» و «تیم قالیباف» ترسیم شود، اما در مرحله عمل، هر دو جریان بر سر یک ریل سازشکارانه حرکت کردهاند.
به تعبیر دیگر، همانگونه که برجام خروجی ایدئولوژی اعتماد به وعدههای غرب بود، تفاهمنامه اسلامآباد نیز دستپخت همان دستگاه فکری است و تلاش برای تفکیک این دو، تلاشی بیحاصل برای فرار از پاسخگویی است. از این رو، هم بانیان ایده مصالحه در دولتهای گذشته و هم طراحان تفاهمنامه اسلامآباد، بهطور یکسان در دایره هشدارهای صریح و تاریخی رهبر معظم انقلاب قرار میگیرند و نمیتوان با پروپاگاندای رسانهای، واقعیتِ متن را پنهان ساخت.




