به گزارش راه شلمچه، کیهان نوشت: ظریف که ظاهراً از نقدهای مستند به کارنامه خسارت‌بارش کلافه شده، این‌بار با توسل به تعابیر رکیک و ادبیاتی دور از شأن مخاطبان فرهیخته، دوگانه‌سازی مجددی تحت عنوان «نگاه تهدیدمحور یا فرصت‌محور» علیه امنیت ملی ایران طراحی کرده است.


به‌راستی باید از وی پرسید چرا درست در بزنگاه‌هایی که آمریکا در برابر اقتدار ایران دچار بن‌بست و درماندگی می‌شود، با حمله انتحاری به بازوهای امنیت ملی، برای دشمن فرصت تنفس ایجاد می‌کنید؟!


ظریف با طرح این ادعای عجیب که علت اصلی دشمنی‌ها، نگاه تهدیدمحور تهران به منطقه است، می‌گوید: «اگر نگاه ما به منطقه تهدیدمحور باشد، باید سفیرمان نماینده قدس باشد، اگر نگاهمان فرصت‌محور باشد، باید سفیرمان بازرگان و دیپلمات باشد... چرا سفرای ما در افغانستان و سوریه و عراق، نماینده قدس هستند؟ چون آن‌ها را تهدید می‌بینیم.» وی حتی در کمال ساده‌انگاری مدعی می‌شود: «اگر ما عربستان را تهدید بدانیم، آن‌وقت برای ما تهدید می‌شود!»


اما در پاسخ به این اظهارات شتاب‌زده و بی‌مبنا، باید چند درس ابتدائی از «واقع‌گرایی در روابط بین‌الملل» را به کسی که سال‌ها بر مسند وزارت خارجه تکیه زده بود یادآوری کرد. نخست آن‌که آقای ظریف مدعی است انتصاب نظامیان به‌عنوان سفیر، نشانه نگاه تهدیدمحور و عامل تخریب روابط است؛ اما گویا ایشان فراموش کرده-یا خود را به فراموشی زده-که همین کعبه آمالشان، یعنی ایالات متحده آمریکا، بارها ارشدترین ژنرال‌های نظامی خود را به عنوان سفیر روانه کشورهای متحد و استراتژیک کرده است. 


«جان ابی‌زید» (ژنرال ۴ ستاره و فرمانده سابق سنتکام) سفیر آمریکا در عربستان؛ «سپهبد کارل آیکنبری» سفیر در افغانستان، «دریاسالار هری هریس» (فرمانده سابق ناوگان اقیانوس آرام) سفیر در کره جنوبی، و «ژنرال ویلیام کرو» (رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا) سفیر واشنگتن در لندن بوده‌اند. آیا آمریکا به کره جنوبی و انگلستان نگاه تهدیدمحور داشته یا این‌که ساختار قدرت در غرب، دیپلماسی را امتداد اقتدار نظامی می‌داند؟!


از سوی دیگر، ظریف درحالی به تحقیر دیپلمات‌های جبهه مقاومت می‌پردازد که خود در همین سخنرانی دچار تناقض‌گویی مضحکی می‌شود و می‌گوید: «اگر من این‌جا تا صبح راجع به گذشته غر بزنم، قاسم زنده می‌شود؟ سیدحسن زنده می‌شود؟ بیایید یک واقعیت را بپذیریم...

مائو گفت من به خودم باور دارم که جلوی آمریکا بنشینم و با آن مذاکره کنم. چین بعد از این بود که پیشرفت کرد.» باید از ایشان پرسید: جنابعالی که از دهه ۷۰ تاکنون یک‌پای ثابت مذاکره، عقب‌نشینی و امتیازدهی به طرف آمریکایی بوده‌اید، چه دستاوردی جز «شدیدترین تحریم‌ها»، «جسورتر شدن دشمن» و «تحمیل جنگ و فشار اقتصادی به مردم» داشته‌اید؟ ظریف طوری از تجربیات مائو سخن می‌گوید که گویی فراموش کرده تحریم‌های مکرر و جنایات آمریکا، محصول دقیق همان اعتمادهای بی‌جایی است که امثال وی به «امضای کِری» داشتند.


خط اصلی فرامتن سخنان ظریف بر یک اصل استوار است: «تطهیر دشمن و متهم ‌کردن جریان خودی». چطور می‌توان تکفیری‌ها و رژیم‌های متخاصم منطقه‌ای را «فرصت» نامید، اما بازوی توانمند امنیت کشور یعنی نیروی قدس و منتقدان دلسوز برجام را «تهدید» جلوه داد؟ 


در شرایطی که کشور نیازمند اتحاد مقدس و مقاومت در برابر دشمن آمریکایی-صهیونیستی است، جای تأسف دارد که بانیان خسارت محض برجام، به‌جای پاسخگویی و عذرخواهی از ملت، هنوز مشغول حاشیه‌سازی و ترور شخصیت سربازان وطن هستند. آیا وقت آن نرسیده که جریان غرب‌زده، به‌جای نسخه‌پیچی‌های خیالی، چشم خود را بر واقعیات تلخ تجربه برجام باز کند؟!