به گزارش راه شلمچه:"کاظم کریمی"، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و تحلیل گر سیاسی، در یادداشتی می نویسد: به نظر من چکیده داستان ایران و غرب از این قرار است که از خلقت بشر تا یکجانشینی به احتمال زیاد انسان به پدیده ها نگاه زمینی داشته است و در مرحله یکجانشینی و یا شاید کمی قبل تر از آن برای انسان مسائل و مشکلاتی مثل سرنوشت انسان پس از مرگ، چرایی وقوع سیل، خشکسالی، سرما و یخبندان، قحطی، مریضی، نازایی خود و حیواناتشان و .... به وجود می آید که انسان پیوسته به همراه مسائلی که قبل تر داشت به دنبال راه حل می گردد. علم آن زمان ها محدود به افرادی می شد که به نظر می رسید فهم بالاتری دارند.
این افراد برای حل مسائل نگاه آسمانی را برای برخی پدیده ها و مسائل تجویز کردند و به نگاه زمینی اضافه کردند و این نگاه تلفیقی آسمانی-زمینی در زندگی بشر با ظهور پیامبران و ترویج توسط دین مداران ادامه یافت.
گاهی کفه نگاه به سمت زمین سنگینی می کرد و گاهی به سمت آسمان این نگاه تلفیقی در قرون وسطی به سمت آسمانی شدن صرف می رود و جو اختناق حاکم می شود و هر کس نگاه زمینی دارد سرکوب می شود و دوران تاریکی در غرب شکل می گیرد.
همین باعث ایجاد یک مقاومت در برابر نگاه آسمانی صرف می شود و جریان روشنگری در مقابل این نگاه شکل می گیرد و این جریان سعی می کند تمام نگاه ها را متوجه زمین بکند و با این نگاه مسایل پیش روی بشر را حل کند.نگاه آسمانی را یا به طور کلی نفی می کند یا در ذیل نگاه زمینی به صورت محدود می پذیرد.
غرب تلاش می کند جریان روشنگری و نگاه زمینی صرف را جهانی کند و در سر تا سر گیتی بگستراند و در این راه توفیقاتی نیز به دست می آورد.
این نوع نگاه افراطی غربی ها به زمین پس از چند صد سال و با توجه به مشکلاتی که ایجاد می کند، مورد انتقاد قرار می گیرد و با شکل گیری انقلاب اسلامی برگشت به نگاه تلفیقی آسمانی- زمینی مجدداً آغاز شده و قوت می گیرد و فعلا در آستانه زد و خورد این دو نوع نگاه یعنی نگاه کاملاً زمینی غرب و نگاه تلفیقی آسمانی-زمینی ایران هستیم.
البته باید در نظر داشت که در حقیقت غرب برای تسلط بر جهان، نسخه نگاه کاملاً زمینی را با بسته بندی های بسیار زیبا و فقط برای دیگران تجویز می کند. اما در واقع نگاه حاکمان غرب از کاخ باکینگهام گرفته تا کاخ سفید و صهیونیسم، کاملاً نگاه ایدئولوژیک است و همه آنها خود را بنی اسرائیل می پندارند و در ایدئولوژی ائتلاف مسیحی- صهیونی هیچ جایگاهی برای اسلام وجود ندارد چرا که اسلام را از ادیان بنی اسماعیل می دانند که با آن اختلاف ایدئولوژیک و تاریخی دارند و این اختلاف با بشارت به ظهور یک منجی توسط عیسی (ع) و موسی (ع) در بنی اسماعیل به اوج خود می رسد.
بنابراین غرب کاملاً ایدئولوژیک پنهان شده در پشت ماسکی از جنس جریان روشنگری، خود را موظف می داند برای پیشگیری از این رویداد تا سرحد نابودی با اسلام و به ویژه شیعیان که منتظران ظهور منجی موعود هستند مبارزه کند و تجویز نسخه نگاه کاملاً زمینی برای دیگران در همین راستا است.
انتهای پیام//




