رضا باقرپور ـ راه‌شلمچه؛ در قلمرو کفتارها، جنگ همیشه بر سر شکار نیست گاهی رقابت بر سر تصاحب لاشه‌ای است که دیگری به دست آورده است. در چنین نبردی هر کفتار به دنبال سهم بیشتری از طعمه است. ائتلاف‌ها شکل می‌گیرند، اتحادها موقت‌اند و حتی همراهان دیروز ممکن است به رقیبان امروز تبدیل شوند. آنچه اهمیت دارد، نه سرنوشت گروه، بلکه سهم هر کدام از سفره قدرت است.

این تصویر چندان هم با صحنه سیاسی امروز رژیم خونخوار صهیونیستی بیگانه نیست. انتخابات اسرائیل به میدان رقابت نتانیاهو و گادی آیزنکوت تبدیل شده است؛ دو چهره‌ای که هر کدام برای تصاحب قدرت و تشکیل ائتلاف حاکم تلاش می‌کنند. در یک سو نتانیاهو قرار دارد که سال‌هاست قدرت سیاسی را در اختیار دارد و در سوی دیگر آیزنکوت، ژنرال سابق ارتش و رهبر جریان رقیب که سودای پایان دادن به دوران سیاسی نتانیاهو را در سر دارد.

اما ماجرا فقط رقابت دو فرد نیست؛ مسئله اصلی، جنگ ائتلاف‌ها، سهم‌خواهی احزاب و چانه‌زنی برای تشکیل دولت است. در این میدان، اتحادها بیش از آنکه بر مبنای یک راهبرد مشترک و پایدار باشند، تابع محاسبات قدرت و ضرورت عبور از رقیب‌اند.

با این حال، پرسش اساسی این است که آیا جابه‌جایی کفتارها بر سر سفره، ماهیت شکار را تغییر می‌دهد؟

نتانیاهو مسئولیت سیاسی سنگینی در قبال جنگ با ایران، هفتم اکتبر و جنگ ویرانگر غزه دارد اما آیا آیزنکوت که خود سابقه فرماندهی عالی نظامی اسرائیل را دارد و در تدوین دکترین ضاحیه نقش داشته، نماینده رویکردی اساساً متفاوت در قبال ملت‌های منطقه است؟

دکترین ضاحیه، که پس از جنگ ۲۰۰۶ لبنان مطرح و تبیین شد، بر استفاده از نیروی نامتناسب و وارد کردن خسارت گسترده به زیرساخت‌ها و محیط غیرنظامی طرف مقابل برای ایجاد بازدارندگی تأکید دارد. آیزنکوت از چهره‌های اصلی این رویکرد بود؛ همان کسی که بعدها در سال ۲۰۱۵ به ریاست ستاد کل ارتش اسرائیل رسید.

بنابراین، مسئله فقط نتانیاهو نیست. نباید با تغییر نام‌ها و جابه‌جایی احزاب، ماهیت سیاست نظامی و امنیتی اسرائیل را از نظر دور داشت.

در نهایت شاید بتوان انتخابات اسرائیل را به همان جنگ کفتارها تشبیه کرد؛ نبردی برای تصاحب سهم بیشتر از قدرت، با ائتلاف‌هایی که امروز شکل می‌گیرند و فردا ممکن است فروبپاشند. اما برای مردمی که زیر آوار غزه زندگی می‌کنند یا تجربه ویرانی‌های لبنان را دارند، تفاوت چندانی ندارد که کدام کفتار به رأس هرم قدرت برسد.

ایران هم به‌جای آنکه انرژی سیاسی و راهبردی خود را صرف تماشای جنگ کفتارها بر سر سفره قدرت در تل‌آویو کند، باید بر تقویت قدرت ملی، انسجام داخلی، توان اقتصادی، بازدارندگی دفاعی و ظرفیت دیپلماتیک خود متمرکز شود.
ایران نباید منتظر تعویض کفتارها بماند؛ باید آن‌قدر قدرت داشته باشد که هیچ‌کدام جرئت نزدیک شدن به قلمرو آن را نداشته باشد.