روزنامه اصولگرای فرهیختگان در یادداشتی از سخنان روحانی درباره انتخابات و ستایش مجلس اول به شدت انتقاد کرد.
این روزنامه در ادامه نوشت:
رئیسجمهور بهگونهای از نبود نظارت و آزادی گروههای سیاسی ابراز خوشنودی میکند که گویی خود نماد و اسطورهای از آزادی بیان است یا حداقل یک کنشگر و فعال در حوزه آزادیهای سیاسی و مدنی!
وقتی جلوتر برویم و کنشهای او را در سالهای اخیر بررسی کنیم ماجرا جالبتر هم میشود. شاید اشتباه نباشد که بگوییم هر کسی که از سال 92 قدری با فضای سیاسی کشور آشنایی داشته باشد تندیهای حسن روحانی نسبت به منتقدان را بهخوبی به یاد دارد. باید پرسید استفاده از عباراتی چون بیسوادها، بیشناسنامهها، بروید به جهنم و دهها عبارت دیگر نماد چیست؟
آیا دادهای برای اثبات توجه رئیسجمهور به آزادیهای اجتماعی ازجمله آزادی بیان و نقد است یا خیر؟ خب اگر دقت کنیم میبینیم مجموعه این نکات بهخوبی روشن میکند که اساسا حسن روحانی نسبت قابل مشاهدهای با دفاع از آزادی نداشته و ندارد و اینکه او حالا پای مجلس اول و آزادی حضور در آن را به پیش میکشد، احتمالا علت دیگری دارد.
تجربه این 6 سال نشان داده که بیان حرفهای عجیب و غریب از سوی دولتیها و شخص حسن روحانی زمانهای مشخصی دارد. اگر دقت کنیم وقتی رئیسجمهور نظریهپرداز حوزه حجاب و عفاف میشود و واکنش علمای قم را به جان میخرد، یا آنگاه که درمورد نقد در دوران امام زمان(عج) سخن میگوید یا حتی زمانی که ناگهانی به سپاه میتازد همگی دقیقا در زمانهایی است که موتور دولت خاموش شده و کار پیش نمیرود.
همین حرفهای اخیر درباره شورای نگهبان هم از این منظر قابل بررسی است، میتوان از یک طرف عملکرد اقتصادی دولت، وضعیت بازار خودرو و مسکن، وضعیت تورم و... را دید و از طرف دیگر نتایج دل بستن به مذاکره با اروپاییها و هم فهمید و هم پیشبینی کرد که چرا روحانی باید تا 1400 بهصورت نوبهای از این مدل حرفها بزند.
برای اینکه بحث با تلخی پایان نپذیرد بد نیست به طنز درباره مجلس اول نکته دیگری را هم یادآوری کنیم. آنچنانکه جناب روحانی به نیکی از مجلس اول یاد میکنند هر شنوندهای تصور میکند همه اقدامات آن مجلس قاعدتا خوب و مورد تایید است و قاعدتا قابل تکرار! خب یکی از اقدامات نمایندگان آن دوره چالش و درگیری با رئیسجمهور وقت و نهایتا... البته گمان کنم مزاح با رئیسجمهور تا همینجا کافی است، باقی طنز بماند برای بعد.




