زیباترین پیراهن تیمهای ملی حاضر در جام جهانی 2026 +تصاویر
پیراهنهای ۴۸ تیم حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶ پیش از شروع مسابقات به یکی از سوژههای داغ فوتبال جهان تبدیل شدهاند.
به گزارش راه شلمچه به نقل از ورزش سه، با نزدیک شدن به آغاز جام جهانی ۲۰۲۶، وبسایت اتلتیک در گزارشی مفصل به بررسی و رتبهبندی لباس تیمهای حاضر در این رقابتها پرداخته و از ضعیفترین تا بهترین طراحیها را زیر ذرهبین برده است. در این فهرست، پیراهنهایی که قرار بود نماد هویت ملی کشورها باشند، گاهی به سوژه انتقادهای تند تبدیل شدهاند و برخی دیگر تحسین گسترده کارشناسان را به همراه داشتهاند.
اتلتیک در این رتبهبندی نهتنها به جنبههای ظاهری و زیباییشناسی لباسها پرداخته، بلکه داستانها، نمادها و ایدههای پشت هر طراحی را نیز بررسی کرده است؛ از انتقاد شدید به پیراهن کرواسی و کانادا گرفته تا ستایش لباسهای غنا، برزیل، انگلستان و آلمان. در این میان، لباس تیم ملی ایران با طرح بزرگ یوزپلنگ آسیایی در رتبه بیستونهم قرار گرفته و بهعنوان یکی از جسورانهترین طراحیهای این دوره معرفی شده است.
۴۸. کرواسی
میشود
درک کرد که وسوسه شدهاند با یک طرح جاافتاده و شناختهشده بازی کنند، اما
دست بردن در طرح شطرنجی نمادین کرواسی مثل راه رفتن روی طناب در ارتفاع
زیاد است و متأسفانه نایکی از روی این طناب سقوط کرده است.
در قدم اول، مربعها بیش از حد کوچک شدهاند. و این حتی قبل از رسیدن به آن بخش سفیدِ عجیب در وسط است؛ بخشی که انگار کسی در حال ویرایش عکس با موبایل بوده، وسط کار حوصلهاش سر رفته و تصمیم گرفته نیمهکاره رهایش کند.

۴۷. کانادا
این
شاید بدترین چیزی باشد که میتوانید به یک کانادایی درباره این پیراهن
بگویید: این لباس شبیه چیزی است که یک طراح آمریکایی طراحی کرده باشد.
یک نماد ملی را بردارید، هرگونه ظرافت و مینیمالیسم را حذف کنید، آن را تا حد ممکن بزرگ کنید و بعد روی کل سطح پیراهن پخش کنید.
برگ افرا در این لباس فقط «طرح» نیست، بلکه عملاً تبدیل به خودِ لباس شده است. و در عین حال موفق شده هم پر سر و صدا به نظر برسد و هم خستهکننده. واقعاً کار سختی است به این ترکیب رسیدن.

۴۶. جمهوری چک
توضیح
پوما برای این لباس میگوید که این طرح «قهرمانان ۹۶ را گرامی میدارد» که
در ظاهر خوب است. اما مشکل اینجاست که این لباس اصلاً شباهتی به لباسی که
جمهوری چک در راه رسیدن به فینال یورو ۱۹۹۶ پوشید ندارد. رنگ قرمز متفاوت
است، رنگ حاشیه آبی متفاوت است، یقه متفاوت است و لباس ۹۶ یک نوار ضخیم
سفید و آبی روی آستین داشت. غیر از اینها، تقریباً دقیقاً همان است!
اگر خیلی خیره شوید، شاید بتوان گفت که آن «ادای احترام» در نقشهای ریز روی سرآستینها دیده میشود، که شاید شبیه طراحی آن دوره باشد… اما این بیشتر شبیه حدس و گمان است تا واقعیت. در نهایت، اگر این بخش را نادیده بگیریم، با یک پیراهن نسبتاً کسلکننده طرف هستیم.

۴۵. اکوادور
چیز
زیادی برای گفتن درباره این لباس وجود ندارد. این فقط یک پیراهن زرد است
که البته همین موضوع در دنیای فوتبال خودش یک امتیاز محسوب میشود، چون رنگ
زرد بهنسبت کمتر استفاده میشود.
اما غیر از آن، اتفاق خاصی در طراحی نیفتاده است. در کنارههای لباس کمی طرح مرمری آبی و قرمز دیده میشود که کمی تنوع بصری ایجاد میکند، ولی در حدی نیست که خیلی چشمگیر باشد. چه چیز دیگری میشود گفت… یقه بد نیست؟ در کل، بد نیست، اما اصلاً هم طراحی هیجانانگیزی نیست.

۴۴. مصر
احتمالاً
خندهدارترین پیراهن این جام جهانی است. دلیلش هم تا حد زیادی مشخص است؛
همانطور که در رتبهبندی جام ملتهای آفریقا درباره پیراهن قبلی مصر گفته
شده بود، به نظر میرسد پوما برای الهام گرفتن از نمادهای ملی، فقط
ویکیپدیای مصر را باز کرده و با خودش گفته: «خب، مصر که اهرام دارد.»
اما نکته بامزه اینجاست که همزمان توانستهاند طرحی بسازند که شبیه میمهای فیسبوکی مربوط به «ایلومیناتی» هم به نظر برسد. البته اینها لزوماً به این معنا نیست که لباس بدی است… فقط یک لباس خندهدار است که احتمالاً دقیقاً همان چیزی نیست که طراحانش در ذهن داشتند.

۴۳. هائیتی
در
نگاه اول به طرحی مشکوک میشوید که لوگوی تولیدکننده از خودِ تیم یا کشور
برجستهتر به نظر میرسد و در نگاه دوم، یک طرح عجیب در ناحیه شکم و پهلو
دیده میشود؛ چیزی شبیه گروهی از مردان که روی یک کوه در حال حمل پرچم
هستند.
ظاهراً این تصویر به نبرد ورتیرس در سال ۱۸۰۳ اشاره دارد؛ آخرین درگیری انقلاب هائیتی علیه نیروهای ناپلئون. اما بدون هیچ بیاحترامی به یک ملت، از نظر صرفاً زیباییشناسی کمی عجیب به نظر میرسد.

۴۲. هلند
مرز
باریکی بین جسور بودن و زننده بودن وجود دارد. وقتی یک لباس نارنجی طراحی
میکنید، و به نظر میرسد این یکی بیشتر به سمت «لباس بازتابی مخصوص کار در
جاده» رفته تا «لباس نمادین یادآور نسلهای طلایی فوتبال هلند».
این لباس بیشتر شبیه چیزی است که یک نفر برای رفتن با دوچرخه به محل کار میخرد، بعد از اینکه شریک زندگیاش مدام به او گفته لباسی بپوشد که کمتر احتمال دارد زیر ماشین برود.
نکته مهم اینکه بسیاری معتقدند هلند باید همیشه نارنجی و سفید بپوشد، نه نارنجی و مشکی؛ اما از سال ۲۰۱۴ دیگر چنین لباسی نداشتهاند، پس این بحث تقریباً باخته شده است. طراحی خودش بد نیست، حتی اگر کمی خستهکننده باشد؛ مشکل اصلی رنگها هستند که کل لباس را آزاردهنده کردهاند.

۴۱. الجزایر
این
همان پیراهن خانگیای است که الجزایر در جام ملتهای آفریقا امسال هم
پوشید و گذشت زمان هم باعث نشده نظرها دربارهاش بهتر شود. راهراههای
ضخیم روی آستینها و رنگ سبز هر دو خوب هستند، اما آن سه لکه قهوهای روشن
روی سینه هنوز طوری به نظر میرسند که انگار تیم در یک گودال گل بازی کرده
است.
در واقع بیشتر شبیه رد لاستیک هستند؛ انگار یک کامیون غولپیکر از روی کسی که این لباس را پوشیده رد شده باشد. نشانهای برای شانس الجزایر در تورنمنت؟ نه واقعاً، اما همچنان عجیب به نظر میرسد.

۴۰. نیوزیلند
مشکل
داشتن یک پیراهن مشکی و در عین حال تلاش برای حفظ طراحی مینیمال این است
که وقتی در پسزمینه هر نوع طرحی اضافه میکنید، بهسختی میشود از براق و
درخشان به نظر رسیدن آن جلوگیری کرد. در نتیجه، هر بار که کریس وود و
همتیمیهایش وارد زمین میشوند، احتمالاً اینطور به نظر میرسد که کسی یک
سطل آب روی تنه آنها ریخته است.
از طرف دیگر، تشخیص اینکه این طرح دقیقاً چیست هم کار سادهای نیست. برای توضیح: این نقش در واقع نماد ملی نیوزیلند، یعنی سرخس نقرهای (Silver Fern) است. اما اگر برای فهمیدن آن به یک منتقد طعنهزن نیاز باشد، احتمالاً میشود گفت که طراحی چندان موفق از کار درنیامده است.

۳۹. قطر
ما
نمیگوییم آدیداس اصلاً انتظار نداشت قطر به این جام جهانی صعود کند و
بنابراین مجبور شد سریع دستبهکار شود تا لباسش را آماده کند…
اما این پیراهن واقعاً شبیه همان قالب استاندارد آدیداس است که فقط نقش پرچم ملی قطر را در وسط آن گذاشتهاند. این الزاماً به معنای بد بودن طراحی نیست، فقط شاید آنقدرها هم خلاقانهترین ایده ممکن نباشد.
با این حال، طبق توضیح آدیداس، این لباس «همراه شما برای نمایش عشقتان به فوتبال و روح قطر» است؛ اگر اساساً دنبال چنین همراهیای باشید.

۳۸. کره جنوبی
آدیداس درباره این پیراهن میگوید: «طرح کاموی سرتاسری، تجسم حمله ببرهاست که هر لحظه ممکن است همزمان یورش ببرند.»
اما این اصلاً شبیه کاموفلاژ نیست؛ بیشتر شبیه کسی است که تازه از صحنه یک جرم خیلی خشن بیرون آمده و هنوز لباسش را عوض نکرده، چون فکر کرده رنگ قرمز لباس کمک میکند کمتر جلب توجه کند. درام میتواند خوب باشد، اما این یکی کمی زیادی دراماتیک است.

۳۷. سوئیس
بعید
است در این جام جهانی لباسهای زیادی پیدا کنید که از چیزی شبیه «اداره و
کاغذبازی» الهام گرفته باشند، اما راستش اگر قرار باشد کسی چنین کاری کند،
آن کشور سوئیس است.
توضیح پوما با افتخار اعلام میکند که این پیراهن از «گذرنامههای آیندهنگرانه کشور» الهام گرفته شده است. عالی! قدم بعدی چیست؟ بیمهنامه؟ مجوز پارکینگ؟ فرمهای ساختوساز؟
همچنین ادعا میشود که این لباس همزمان «انضباط و آزادی» را نشان میدهد، که کمی شبیه این است که کسی بخواهد شما را قانع کند «قانون، خودش بخشی از لذت است». در نهایت، حتی اگر همه این حرفها را نادیده بگیرید، باز هم با یک پیراهن نسبتاً فراموششدنی روبهرو هستیم؛ و این واقعاً حیف است.

۳۶. ترکیه
این
طرح شبیه کاردستی مدرسه است؛ همان کاری که رنگ را داخل یک سینی میریزید،
کمی آن را میچرخانید و بعد یک کاغذ داخلش میزنید. چیزی که چند سال روی
یخچال میماند تا زمانی که بخواهید برای اولین بار دوست جدیدتان را به خانه
بیاورید و آن وقت با خجالت شدید دور انداخته میشود و در نهایت هم
والدینتان باز هم جلوی او شما را خجالتزده میکنند.
به هر حال، این همان لباسی است که ترکیه (شاید یکی از هیجانانگیزترین تیمهای جوان تورنمنت و اولین حضورشان در جام جهانی از ۲۰۰۲) با آن وارد مسابقات خواهد شد.

۳۵. اروگوئه
اعتراف
میکنم وقتی توضیح این لباس را در وبسایت نایکی خواندم، واقعاً با صدای
بلند خندیدم. این توضیح یک شاهکار از ابهام است: «این طراحی ادای احترامی
است به پیراهنهای کلاسیک اروگوئه در طول سالها.»
نه ادای احترام به یک پیراهن خاص، بلکه به «پیراهنها در طول سالها» بهطور کلی! و همین باعث میشود حس کنید انگار این یکی را گذاشتهاند برای آخر کار و مجبور شدهاند عجلهای جمعش کنند. که البته احتمالاً اینطور نبوده، چون در واقع طراحی بدی نیست؛ ساده است، اما نسبتاً شیک.
تنها ایرادش این است که حاشیه آبی تیره آنقدر مینیمال و محو طراحی شده که گاهی مجبور میشوید خیره شوید و از خودتان بپرسید آیا واقعاً بخشی از طرح است یا فقط سایه افتاده است. در نهایت، وقتی فقط با «پیراهنهای در طول سالها» طرف هستید، تقریباً میتوانید خودتان هم قوانین را تعیین کنید.

۳۴. ازبکستان
شرکت
محلی 7Saber که لباسهای ازبکستان را برای اولین حضورشان در جام جهانی
طراحی کرده، معمولاً لباسهایی تولید میکند که بیشتر شبیه لباسهای ورزشی
روزمره هستند؛ از آن مدلهایی که شاید بتوان آنها را به شخصیتهایی مثل
پالی والناٹس در سریال The Sopranos نسبت داد.
لباس در کل بد نیست؛ نسبتاً ساده و کمهیجان است، با یک الگوی پسزمینه نسبتاً شلوغ که از عناصر مختلف فرهنگ ازبکستان الهام گرفته شده است.
ویدئوی معرفیاش هم جالب بود؛ جایی که پیراهنها در کارخانه جان میگیرند، در خیابانهای تاشکند میدوند و بعد به سمت هواپیمایی با بازیکنان تیم پرواز میکنند و روی بدن آنها فرود میآیند.

۳۳. اتریش
این
یک تغییر قابل توجه است، چون تا جایی که من میدانم، اتریش در تاریخ خود
هیچوقت پیراهن خانگی قرمز و مشکی نداشته است. آنها معمولاً بین سفید و
قرمز به عنوان رنگهای اصلی جابهجا شدهاند و اگر قرمز بوده، معمولاً
ترکیبش با سفید بوده، نه این شکل کامل.
البته در گذشته مقدار کمی مشکی در جزئیات دیده شده، اما نه به این شکل و نه با این حجم در آستینها. نتیجه؟ طرحی نسبتاً چشمگیر است، هرچند نمیتوانیم بگوییم واقعاً زیباست.

۳۲. سنگال
این
یک تغییر نسبتاً بزرگ برای سنگال است، چون معمولاً پیراهنهای خانگی آنها
بسیار جسورانه هستند: سفید با حضور پررنگ سبز (و گاهی زرد و قرمز).
اما این یکی رویکرد ملایمتری دارد، با یک طرح پسزمینه شامل رنگهای پاستلی و حداقل از نظر این رتبهبندی، نتیجه چندان موفق نیست.
میتوان فهمید چه هدفی داشتهاند، اما در نهایت بیشتر شبیه یک تیشرت است که در سال ۲۰۰۷ خریدهاید، بارها شسته شده و حالا طرحش کاملاً رنگپریده شده؛ ولی به دلایل احساسی نمیتوانید دورش بیندازید.

۳۱. بوسنی و هرزگوین
برند
Kelme معمولاً با طراحیهای ظریف و شیک شناخته نمیشود؛ بیشتر به لباسهای
نسبتاً ساده و گاهی کمکیفیت در تیمهای متوسط اسپانیا معروف است. اما این
یکی واقعاً خوب از کار درآمده است.
رنگ زرد تضاد خوبی با آبی تیره ایجاد کرده و این ترکیب را به شکل ظریفی در خطوط شکسته جلوی پیراهن و همچنین یقه و سرآستینها استفاده کردهاند. با این حال یک مشکل اساسی در هر لباس Kelme وجود دارد: لوگوی آنها.
این لوگو در واقع شکل یک پنجه است که طبق توضیح رسمی برند «بیش از یک نماد، یک نگرش است»، اما در نهایت بیشتر باعث میشود لباس شبیه یک تیشرت تبلیغاتی برای پناهگاه حیوانات به نظر برسد.

۳۰. کوراسائو
نمیتوانم
دقیق بگویم مشکل چیست، اما چیزی در این لباس درست به نظر نمیرسد. آیا
مشکل طرح روی آستین است که یادآور چشمان مار کا در فیلم کتاب جنگل دیزنی از
دهه ۱۹۶۰ است؟ یا یقه؟ یا شاید رنگ اصلی لباس؟
احتمالاً همان مورد آخر باشد: بد نیست، اما کمی عجیب است. بیش از حد نزدیک به بنفش است. شاید هم هیچ مشکلی با لباس نیست و مشکل از نگاه ما است. یک فکر نگرانکننده…

۲۹. ایران
شاید
چیزی که نمیدانستید این است که جمعیت یوزپلنگ آسیایی در ایران طی یک سال
گذشته افزایش چشمگیری داشته است. این موضوع در زمانی نسبتاً تاریک، به
منبعی از غرور ملی و امید تبدیل شده است.
این نخستین بار هم نیست که این حیوان روی پیراهن ایران دیده میشود: پیشتر طرح خالهای آن روی آستینها ظاهر شده بود، اما اینبار قرار دادن سر کامل یوزپلنگ روی شکم پیراهن، تصمیمی بسیار جسورانه است. و واقعاً هم لازم بود چنین کاری انجام شود تا این لباس در غیر این صورت کاملاً ساده، کمی جذابتر به نظر برسد.

۲۸. اردن
«این
فقط یک لباس ورزشی نیست»، این را وبسایت Kelme با افتخار اعلام میکند،
بلکه آن را «یادمانی از مسیر تاریخی» تیم ملی اردن و «استقامت آن در قالب
عملکرد ورزشی سطح بالا» مینامد. واقعاً باید نوشتن چنین توضیحاتی خیلی
لذتبخش باشد؛ شاید شاعرانی با احساسات شدید بعد از کار این متنها را
مینویسند.
در مورد خود پیراهن، به نظر میرسد طراحان واقعاً ایده «پیراهن سفید ساده با کمی قرمز روی شانهها» را تا نهایت ممکن کش دادهاند. الگوهای هندسی روی آستینها حداقل از نظر خلاقیت جالب هستند، هرچند این حس وجود دارد که نتیجه نهایی کاملاً موفق نشده است.

۲۷. نروژ
این
طراحی عملاً همان لباس نروژ در حوالی سال ۱۹۹۷ است، اما کمی عجیب است که
آن را «ادای احترام رترو» بنامیم، وقتی در واقع چیزی نیست جز خود پرچم ملی
که روی یک پیراهن فوتبال منتقل شده است.
با این حال، این پیراهن بسیار چشمگیر است و به نظر میرسد محبوب هم بوده: در زمان نگارش این مطلب، کاملاً در وبسایت نایکی به فروش رفته است. البته میتوان گفت این بیشتر به خاطر هیجان بازگشت نروژ به جام جهانی پس از ۲۸ سال است تا نبوغ خاص طراحی نایکی.

۲۶. ایالات متحده آمریکا
میتوان
دید که طراحان دقیقاً چه هدفی داشتهاند: ادای احترام به پیراهن تیم ملی
آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۴ که آخرین بار میزبان این رقابتها بودند، با این
تفاوت که به جای خطوط عمودی، اینبار از خطوط افقی استفاده شده است.
و در مجموع بد نیست، هرچند بیشتر شبیه پیراهن دوم یک تیم دسته دوم انگلیسی (لیگ دو) به نظر میرسد تا لباسی در سطح بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان. ظریف هم نیست، مخصوصاً وقتی توضیحات نایکی را میخوانید. آنها با افتخار میگویند: «بهطور انکارناپذیر آمریکایی»؛ جملهای که چندان هم این تصور را از بین نمیبرد که شاید نگاه بیرونی به میهنپرستی آمریکایی این باشد که گاهی بیش از حد نیاز، مدام باید تکرار شود.
آنها ادامه میدهند: «این پیراهن با افتخار قرمز، سفید و آبی است و دارای خطوط موجداری است که یادآور پرچم در حال اهتزاز کشور است.» چون البته آمریکا کشوری است که در آن بهسختی میتوان از دیدن پرچم ملی فرار کرد. با این حال، در مجموع پیراهن بدی نیست.

۲۵. عراق
طبق
توضیح رسمی شرکت Jako (تولیدکننده این پیراهن)، طرح پسزمینه این لباس
«الگوهای کلاسیک عراقی را در خود جای داده و طراحیای با الهام فرهنگی و
منحصربهفرد ارائه میدهد».
ممکن است همینطور باشد، اما از نظر بصری کمی شبیه به چند بازی آیپدی است که عمهتان روی تبلتش بازی میکند و همه را روی هم چیده باشید.
با این حال، فراتر از این موضوع، یک حس «ساده و بیادعا» در این لباس وجود دارد: این روزها خیلی کم پیش میآید پیراهنهایی ببینیم که تقریباً کاملاً سیاه و سفید باشند (با کمی قرمز جزئی)، بنابراین اگر به دنبال سادگی هستید، این گزینه مناسب شماست.

۲۴. تونس
طرح
روی آستینهای این پیراهن که با تأخیر معرفی شد، از حیوانی الهام گرفته که
لقب تیم ملی از آن گرفته شده: «عقاب کارتاژ». این ایده بهخودیخود بسیار
جذاب است، اما حس میشود این موتیف فوقالعاده با انتخاب رنگ خاکستری روشن
بهعنوان رنگ متضاد روی پیراهن سفید، هدر رفته است.
اگر به جای آن از رنگی مثل قرمز استفاده میشد، بسیار بیشتر به چشم میآمد و جلوه قویتری داشت. اما در وضعیت فعلی، به سختی میتوان فهمید دقیقاً طرح چیست.

۲۳. جمهوری دموکراتیک کنگو
از
زمانی که جمهوری دموکراتیک کنگو (که آن زمان «زئیر» نام داشت) ۵۲ سال پیش
آخرین بار در جام جهانی حضور داشت، چیزهای زیادی تغییر کرده است. نام کشور
یکی از آن تغییرات است و رنگ پیراهن خانگی نیز تغییر کرده است.
در آن زمان، زئیر پیراهن سبزی داشت که یک پلنگ بسیار بزرگ و جالب روی سینهاش نقش بسته بود، هرچند بخشی از جذابیت آن طرح با این واقعیت کمرنگ میشود که تا حدی توسط موبوتو سسه سکو، دیکتاتور وقت، طراحی شده بود.
تا جایی که میدانیم، در طراحی این نسخه هیچ دیکتاتوری دخالت نداشته است. این لباس در رتبهبندی اخیر آفریقا در رتبه پایینی قرار داشت، اما در این مدت کمکم نظرات نسبت به آن بهتر شده است.

۲۲. پاراگوئه
برای
جام جهانی باشگاهها در سال گذشته، شرکت پوما مجموعهای از طراحیهای
متفاوت و جسورانه منتشر کرد؛ بعضی از آنها جواب دادند و بعضی هم کاملاً
شکست خوردند. اما باید به جسارت آنها در امتحان کردن چیزهای متفاوت احترام
گذاشت.
وقتی این «تلاش برای متفاوت بودن» کمی اصلاح و کنترل میشود، نتیجهای مثل این پیراهن پاراگوئه به دست میآید. خطوط «اسپریمانند» (spray can) ممکن است برای همه جذاب نباشد، اما در عین حال بدون اینکه بیش از حد عجیب و اغراقآمیز باشد، یک نقطه تمایز مشخص ایجاد میکند.

۲۱. پرتغال
همانطور
که خودتان هم احتمالاً حدس زدهاید، الگوهای موجدار روی این پیراهن
«اشارهای به ریشههای دریایی کشور و روحیه بیباک آن» هستند. البته
میتوان اشاره کرد که این «ریشههای دریایی» در بسیاری موارد به استعمار
کشورهایی منجر شد که حالا آنها هم در این جام جهانی حضور دارند، اما شاید
این نگاه کمی سختگیرانه باشد.
فارغ از این بحث تاریخی، این لباس نسبتاً خوب است. فوقالعاده نه، اما قابل قبول؛ تمیز، ساده و درست در مرز بین جذاب بودن و کمی بیش از حد ساده بودن. تنها ایراد اصلی شورتهای زرشکی است: پرتغال باید همیشه از کمر به پایین سبز باشد، اما شاید این انتخاب اشارهای به قهرمانی یورو ۲۰۱۶ باشد، مثل هواداری که با خرافات، لباس شانسش را کنار نمیگذارد. حتی طراحان لباس هم گاهی کار را به «سرنوشت» میسپارند.

۲۰. سوئد
بدون
هیچ پیچیدگی: این یک کیت سوئد است، از آدیداس، بنابراین زرد روشن با آبی
پررنگ است، سه خط سفید روی آستین دارد، و تمام. و راستش همین هم چیزی است
که از یک لباس سوئد انتظار دارید: رنگها بهقدری قوی هستند که نیازی به
طراحی پیچیده ندارند.
بنابراین هرچند نمیشود همیشه اینقدر ساده کار کرد، اما اینجا انتخابی منطقی و هوشمندانه است. همچنین تعادل خوبی برقرار شده بین اشاره به طرحهای گذشته (مثل کیت یورو ۲۰۰۰ با آستینهای بلوکی آبی) بدون اینکه صرفاً کپی مستقیم آن باشد.

۱۹. آفریقای جنوبی
توضیح
آدیداس درباره این پیراهن میگوید که این طراحی «ادای احترامی به
لباسهایی است که تیم در زمان میزبانی جام جهانی ۲۰۱۰ پوشید». قضاوت با
شماست، اما به نظر میرسد این ادعا کمی اغراقآمیز باشد. از آن زمان تاکنون
این اولین تورنمنتی است که آدیداس دوباره لباس تیم بَفانا بَفانا را طراحی
کرده است.
با این حال، این لباس واقعاً عالی است. رنگ سبز بهخوبی از پسزمینه زرد بیرون میزند و بهدرستی به شکل محدود استفاده شده است. همچنین الگوی تکرارشونده پسزمینه هم باعث شده یک پیراهن نسبتاً ساده، کمی زندهتر و جذابتر شود.

۱۸. پاناما
«ریباک…»
کارشناس میانسال بررسی لباس فوتبال در حالی که سیگاری روشن کرده و به
نقطهای دور خیره شده است، زیر لب زمزمه میکند: «این اسم را مدتهاست
نشنیده بودم… مدتها.»
اما این برند قدیمی دهه ۹۰ که زمانی لباس تیمهایی مثل لیورپول، شیلی، آرژانتین (برای مدتی کوتاه) و حتی بولتون واندررز را طراحی میکرد، ظاهراً تصمیم گرفته دوباره وارد فوتبال شود.
این موضوع همیشه آن سؤال جالب را ایجاد میکند: «این لباس واقعاً زیباست یا فقط شبیه لباسهایی است که در جوانی میپوشیدیم؟» پاسخ این است: «شاید هر دو».
تنها ایراد اصلی اینجاست که این طراحی بیشتر از اینکه یک ادای احترام باشد، تقریباً بازسازی دقیق همان سبک دهه ۹۰ است. کمی خلاقیت بیشتر میتوانست بهتر باشد، اما نوستالژی چیز قدرتمندی است.

۱۷. مکزیک
به
گفته آدیداس، این لباس «در روحیه جشن و شادی طراحی شده است». اگر بخواهیم
دقیقتر بگوییم، احتمالاً باید گفت: «در روحیه ارجاعهای نوستالژیک به
لباسهای اواخر دهه ۹۰» طراحی شده است، چون واقعاً الگوی پسزمینه آزتکی آن
بسیار شبیه پیراهنهای آن دوره است؛ لباسهایی که خاطرات خوشی از حرکتهای
نمایشی کوآتموک بلانکو و موهای بلند و درخشان لوئیس هرناندز را زنده
میکنند.
با این حال، فارغ از این دستهبندی کمی بحثبرانگیز، این یک پیراهن خوب است؛ درست در مرز بین شلوغ بودن و بیش از حد شلوغ شدن و با شورت سفید بهخوبی تکمیل شده است.

۱۶. ژاپن
هیچ
مشکلی ذاتاً وجود ندارد. با اینکه بسیاری از لباسها الهامشان را از
طرحهای رترو میگیرند، اما نتیجه این است که گاهی شروع میکنید و رد پای
آن گذشتهها را حتی وقتی وجود ندارند هم میبینید. مثل همین پیراهن ژاپن که
من مطمئن بودم باید ادای احترامی به یک طراحی کلاسیک و محبوب باشد، اما
ظاهراً اینطور نیست.
محتوای تبلیغاتی آدیداس میگوید این طرح «الهامگرفته از مناظر طبیعی» است؛ عبارتی بهقدری مبهم که تقریباً میتواند هر چیزی باشد. با این حال، این لباس یک جذابیت خاص خودش را دارد.
۱۵. فرانسه
جالب
است. در نگاه اول حس میکنید این اصلاً شبیه پیراهن فرانسه نیست، و من هم
جزو آن سنتگرایان کمی خستهکنندهای هستم که رنگ آبی خیلی تیره را برای
لباس فرانسه دوست ندارند. همیشه همان طرحهای ۱۹۹۸، ۲۰۱۶ یا ۲۰۲۴ را به من
بدهید.
اما این لباس هنوز هم نسبتاً خوب است. توضیح رسمی میگوید این پیراهن «جشن فرانسه مدرن و چندفرهنگی امروز را با یک الگوی تکرارشونده و جزئیات سنتی فرانسوی» نشان میدهد. خیلی هم قشنگ گفته شده، ولی راستش خیلی مطمئن نیستم واقعاً این کار را انجام میدهد. با این حال در مجموع لباس خوبی است.

۱۴. ساحل عاج
مزیت
طبیعی وقتی رنگ اصلی لباس تیم شما بهاندازه نارنجی روشن ساحل عاج چشمگیر
است این است که لازم نیست خیلی در طراحی اغراق کنید. اما خوشبختانه پوما
این اصل را نادیده گرفته و اینبار رنگ نارنجی را با الگویی شبیه پوست یک
گربه بزرگ ترکیب کرده است که کمی عجیب است، چون لقب تیم «فیلها» است، نه
گربهها.
بنابراین احتمال میدهید این طرح به چیز دیگری اشاره داشته باشد، اما در توضیحات پوما هم واقعاً روشن نشده است. با این حال، هیچکدام از اینها باعث نمیشود لباس بدی باشد، برعکس، کاملاً هم خوشآمد است.

۱۳. آرژانتین
قوی.
گاهی نشان طلایی روی پیراهنها که برای نشان دادن قهرمان بودن تیم در چیزی
استفاده میشود، کمی کماهمیت و بیروح به نظر میرسد، اما آدیداس در
اینجا کار خوبی انجام داده و آن را بهخوبی در طراحی کلی لباس جا داده است؛
با لوگوی خودشان در همان رنگ و سه ستاره بالای نشان ملی که بهوضوح بر
موفقیت تیم تأکید میکنند.
تنها ایراد واقعی این است که رنگ آبی روی راهراهها بهصورت ترکیبی از تیره به روشن و دوباره به تیره تغییر میکند؛ چیزی که کمی عجیب به نظر میرسد و آدم را به این فکر میاندازد که چرا بهجای آن از یک رنگ یکدست استفاده نشده است.

۱۲. اسکاتلند
خیلی
شیک. یقه این لباس واقعاً عالی است و به نظر میرسد اشارهای به صلیب
«سالتیر» در پرچم ملی اسکاتلند دارد. اگر بخواهیم ایرادگیری کنیم، شاید
بتوان گفت کمی رنگ بیشتر کم دارد، چون معمولاً لباسهای سنتی اسکاتلند کمی
زرد و قرمز هم در خود دارند، اما سخت میشود بیش از این ایراد گرفت.
هواداران اسکاتلند در تورنمنتها معمولاً به خوشگذرانی معروف هستند؛ موضوعی که گاهی کمی به سمت کلیشه و نگاه از بالا به پایین میرود و تا حدی هم بستگی دارد به اینکه چقدر با حضور هزاران مرد در کیلـتها راحت باشید. با این حال، حداقل نیمه بالایی لباسشان خیلی خوب به نظر میرسد.

۱۱. کلمبیا
لباس
کلمبیا بهخاطر رنگهای طبیعیاش از همان ابتدا خیلی به چشم میآید، اما
در این نسخه یک «درخشش» اضافی هم دارد؛ احتمالاً بهخاطر طیف زرد و آبیای
است که استفاده شده است. شلوارها آنقدر روشن هستند که میشود از فضا هم
آنها را دید (که این یک تعریف است).
طرح پسزمینه شامل پروانههاست؛ ظاهراً به این دلیل که کلمبیا بیشترین تنوع گونههای پروانه در جهان را دارد. بنابراین هم در حال یاد گرفتن هستید و هم از یک طراحی ورزشی جذاب لذت میبرید.

۱۰. کیپ ورد
در
بیشتر موارد، من خیلی به داستان پشت طراحی لباسهای فوتبال اهمیت زیادی
نمیدهم. اغلب اینها یا اشارههای جالب به فرهنگ کشورها هستند یا ارجاعات
دستوپا شکسته و عجیب، اما تا وقتی لباس خوب به نظر برسد، اهمیت زیادی
ندارد.
اما درباره لباس کیپ ورد کمی فرق میکند: الگوهای مثلثی این طراحی از مسیر پرواز بین ۱۰ جزیرهای الهام گرفته شدهاند که این کشور را تشکیل میدهند. ایدهای هوشمندانه، اصیل، معنادار و در عین حال زیبا. باید به سازندگان آن تبریک گفت.

۹. بلژیک
بازگشتی
به فرم خوب، پس از تلاش عجیب و غریب چهار سال قبلشان با آستینهای آتشین
الهامگرفته از بَم بَم بیگلو و نسخهی زمخت و نسبتاً خستهکنندهشان برای
یورو ۲۰۲۴.
در قدم اول، حداقل رنگ قرمز درستی انتخاب شده و از مزیت طبیعی پرچم قرمز، زرد و مشکی استفاده کردهاند؛ سه رنگی که وقتی کنار هم قرار میگیرند واقعاً جذاباند. البته در توضیحاتشان کمی ادعای سطح بالا هم وجود دارد. آنها مدعی شدهاند این پیراهن «دقت، شادی و قدرت را وارد بازی میکند»، اما نمیتوان این را خیلی علیه آنها گرفت.

۸. استرالیا
واقعاً،
واقعاً، واقعاً عالی. مزیت پیراهن استرالیا این است که ترکیب رنگی
پیشفرضش (سبز و طلایی) باعث میشود حتی یک طراحی ساده هم خستهکننده به
نظر نرسد.
وقتی یک پیراهن سبز و طلایی دارید، «کمتر خوب به نظر میرسد». بنابراین یک رنگ ساده روی بدنه با جزئیات سبز حسابشده خیلی خوب جواب داده. یقه هم عالی است؛ چیزی بین حالتهای سنتی که شکلی شبیه پنجضلعی دور گردن ایجاد میکند.

۷. اسپانیا
عالی.
جسور و چشمگیر. فوقالعاده. رنگ آبی تیره همیشه در پیراهنهای اسپانیا طی
حدود ۲۰ سال گذشته حضور حاشیهای داشته، اما استفاده از بلوکهای رنگی روی
آستینها برای این جام جهانی واقعاً موفق است؛ مخصوصاً وقتی با خطوط قرمز و
زرد روی آستینها ترکیب میشود. شاید بتوان گفت آن دو خط باریک روی بدنه
اصلی کمی لباس را «شلوغ» کردهاند، اما در مجموع واقعاً عالی است.

۶. عربستان سعودی
عالی.
اینجا یک دوگانگی اخلاقی جالب وجود دارد: آیا تیم ملی عربستان بخشی از
تلاشهای «ورزششویی» دولت در فوتبال محسوب میشود؟ آیا دوست داشتن پیراهن
این تیم در جام جهانی ما را کمی شریک جرم میکند؟ احتمالاً نه، این بیشتر
شبیه وسواس فکری یک لیبرال نگران است، اما به هر حال این فکر به ذهن
میرسد.
اگر از تمام زمینههای سیاسی و اجتماعی صرفنظر کنیم، این لباس واقعاً فوقالعاده است؛ یک طرح شبیه تتریس که ظاهراً از «هنر سنتی» کشور الهام گرفته اما با یک چرخش مدرن همراه شده است.

۵. مراکش
دست
مریزاد به پوما، چون بقیه برندهایی که تیمهایی در آفریقا دارند اغلب همان
لباسهای قبلی را دادهاند، اما تیمهای پوما همگی لباسهای کاملاً جدید
گرفتهاند. و این یکی واقعاً زیباست: یقهای غیرمعمول، رنگی فوقالعاده و
حاشیهدوزی بسیار جذاب که از طرحهای پارچه سنتی مراکش الهام گرفته شده.
شاید حتی کسی آنقدر از زیباییاش خوشش بیاید که بخواهد دوباره یک جام
ملتهای آفریقا به آنها بدهد یا چیزی شبیه آن.

۴. آلمان
پایان
یک دوران. هر چند آلمان یکی از بزرگترین «جرمها» در دنیای طراحی
پیراهنها (ترک آدیداس و رفتن به سمت نایکی از سال آینده) را مرتکب شده و
این آخرین تورنمنتشان با تولیدکننده سنتیشان برای آینده است. شرکت آلمانی
در این خداحافظی نه فقط بهترین آهنگهایش را پخش کرده، بلکه انگار یک سیستم
صوتی عظیم از نوعی که در فستیوالها میبینید را روشن کرده و با حدود یک
میلیارد دسیبل همه چیز را پخش میکند.
شاید بتوان از آنها به خاطر کمبود خلاقیت در یک ادای احترام کاملاً مستقیم به پیراهن باشکوه سال ۱۹۹۰ انتقاد کرد، اما این در واقع یک خداحافظی فوقالعاده از سوی آدیداس است.

۳. انگلستان
فوقالعاده.
روند نوستالژی در طراحی پیراهنها در سالهای اخیر جالب است: در چند سال
گذشته به سمت اواسط دهه ۲۰۰۰ حرکت کرده بود، اما این یکی انگار کمی عقبتر
رفته است. در واقع، به نظر میرسد به چندین پیراهن کلاسیک اشاره دارد: یکی
طراحی یورو ۲۰۰۰ است، تورنمنتی که انگلیس در زمین افتضاح بود اما حداقل
لباس خوبی داشت. و کمی هم از یورو ۱۹۸۸ الهام گرفته شده، زمانی که انگلیس
آنقدرها هم بد نبود اما باز هم لباسش خوب بود. احتمالاً کمی هم رگههایی
از ۲۰۱۳ در آن هست، اما هنوز آماده نیستیم که ۱۲ سال پیش را «نوستالژی»
حساب کنیم. در مجموع: عالی.

۲. برزیل
خیلی
خیلی خوب. خراب کردن پیراهن برزیل تقریباً غیرممکن است، هرچند نایکی چهار
سال پیش این نظریه را کمی آزمایش کرد، اما این یک بازگشت فوقالعاده به فرم
خوب است. این طراحی یادآور چند لباس مختلف از تاریخ برزیل است؛ بهویژه
پیراهن جام کوپا آمریکا ۲۰۰۴ با یقه و جزئیات سبز زیر آستینها، و از نظر
برش هم شباهتهایی به نسخه زیبای ۱۹۸۶ ساخته توپِر دارد.
چند سال پیش صحبتهایی بود که شاید برزیل به آدیداس برگردد (که قبلاً هم لباسهایشان را ساخته بود)، اما بعضی چیزها باید مقدس بماند: آنها با نایکی هستند و امیدواریم همیشه هم همینطور بماند.

۱. غنا
وای.
بهطور کلی من خیلی طرفدار طراحیهای پوما امسال نیستم چون خیلی خلاقانه
به نظر نمیرسند، اما این یکی کاملاً خلاف آن است. شبیه یک تار عنکبوت عظیم
چندرنگ است، چون دقیقاً همان است.

این طرح از «کنتِه» الهام گرفته شده؛ یک پارچه سنتی دستبافت غنایی که گفته میشود از تلاش بافندگان برای تقلید الگوهای یک عنکبوت به نام آنَانسی در فولکلور باستانیشان شکل گرفته است. حتی اگر این توضیح را هم خیلی جدی نگیرید، فقط به خود لباس نگاه کنید.