به گزارش راه شلمچه، در بحبوحه مناقشات ژئوپلیتیک و سناریوهای درگیری احتمالی در خلیج فارس، تهدید یا احتمال آسیب به کابلهای فیبر نوری کف دریا بار دیگر توجه کارشناسان امنیت سایبری و انرژی را به خود جلب کرده است. در حالی که افکار عمومی بیشتر تنگه هرمز را شریان عبور ۲۰ درصد نفت جهان میشناسد، این آبراه همزمان یکی از حساسترین گلوگاههای ترانزیت دیجیتال میان آسیا، خاورمیانه و اروپا به شمار میرود؛ گذرگاهی که هرگونه اخلال عمدی در آن، معادلات ارتباطی، مالی و ژئوپلیتیکی چند قاره را تحتالشعاع قرار میدهد.
۱. واقعیت فنی؛ کابلهای فیبر نوری کف دریا چقدر اهمیت دارند؟
بر اساس دادههای «اتحادیه بینالمللی مخابرات» (ITU) و موسسه پژوهشی «تلهجئوگرافی» (TeleGeography)، بیش از ۹۹ درصد از حجم کل ترافیک اینترنت و تبادل دادههای بینالمللی — از تراکنشهای مالی سوئیفت و خدمات ابری گرفته تا ارتباطات مخابراتی روزمره — از بستر کابلهای زیردریایی منتقل میشود و سهم ماهوارهها کمتر از ۱ درصد است.
اگرچه در سطح جهانی صدها کابل وجود دارد، اما تنگه هرمز و دریای عمان یکی از فشردهترین راهگذرهای این فیبرها هستند. مهمترین سیستمهای کابلی که از تنگه هرمز یا دهانه ورودی آن (دریای عمان و خلیج فارس) میگذرند یا شاخههای اصلی آنها در این حوزه فعال است عبارتند از:
کابل FALCON: شبکه حیاتی منطقهای که کشورهای حوزه خلیج فارس را به هم، هند و مصر متصل میکند.
کابل FLAG (FEA): پیونددهنده ژاپن و آسیای شرقی به اروپای غربی از طریق خلیج فارس و دریای سرخ.
کابل SEA-ME-WE (بهویژه شاخههای متصل به منطقه): اتصالدهنده جنوب شرق آسیا، شبهقاره هند، خاورمیانه و اروپای غربی.
کابل OMRAN و کابلهای اختصاصی اپراتورهای خلیج فارس: اتصالات محلی که پایگاههای داده کشورهای عربی را پیوند میدهند.
۲. کدام کشورها بیشترین آسیب را میبینند؟
در صورت بروز هرگونه سناریوی قطع یا آسیب به این کابلها در حوزه تنگه هرمز، آسیبپذیری کشورها یکسان نخواهد بود:
الف) آسیبپذیری شدید: کشورهای عربی حوزه خلیج فارس
امارات متحده عربی (بهویژه دوبی): دوبی به عنوان قطب فناوری، میزبانی ابری (Cloud) و هاب مالی منطقه، بیشترین ضربه آنی را خواهد دید. اگرچه امارات مسیرهای آلترناتیو فیبر نوری زمینی به سمت عربستان و دریای سرخ دارد، اما ظرفیت انتقال پهنای باند و سرعت تبادلات مالی فوراً دچار افت شدید (افت پهنای باند و افزایش پینگ) میشود.
قطر، بحرین و کویت: این کشورها به دلیل موقعیت جغرافیایی درون خلیج فارس، برای دسترسی به اینترنت بینالمللی به شدت متکی به کابلهای عبوری از دهانه تنگه هرمز و امتداد آن به سمت دریای عمان هستند. قطع این مسیرها این کشورها را به شدت در انزوای ترافیکی قرار میدهد مگر اینکه به لینکهای زمینی عربستان سعودی متوسل شوند.
عمان: پایگاههای فرود کابل (Cable Landing Stations) در سواحل عمان (مانند السیب و برکاء) متمرکز است؛ با اینکه عمان به سمت اقیانوس هند راه دارد، اما شبکه توزیع منطقهای آن فلج خواهد شد.
ب) آسیب متوسط تا بالا: هند، پاکستان و جنوب آسیا
هند بخش عمدهای از ترافیک دیجیتال و تراکنشهای بانکی خود با اروپا و خاورمیانه را از مسیر دریای عمان و اتصال به کابلهای خلیج فارس تبادل میکند. قطع این پیوندها باعث بار مضاعف روی مسیرهای عبوری از اقیانوس هند و دریای سرخ شده و سرعت خدمات مالی و پشتیبانی نرمافزاری در مراکز فناوری بمبئی و بنگلور را به شدت مختل میکند.
ج) شوک اقتصادی به بازارهای جهانی و اروپا
اگرچه اروپا و آمریکا از نظر فیزیکی دور هستند، اما شبکه تبادلات بانکی بینالمللی، بورسهای مالی متصل به خاورمیانه، و مراکز داده غولهای فناوری (مانند آمازون، مایکروسافت و گوگل که در حوزه خلیج فارس دیتاسنتر دارند) با بحران تاخیر زمانی (Latency) و قطعی روبرو میشوند.
۳. پیامدهای مستقیم؛ در صورت قطع کابلها چه رخ میدهد؟
انجماد موقت تراکنشهای مالی: سوئیفت، تجارت نفت و فرآوردههای پتروشیمی، و ترخیص کالا در بنادر مدرن که همگی بر بستر اینترنت پرسرعت هستند دچار اختلال لحظهای میشوند.
کاهش شدید ظرفیت و جهش تاخیر (Latency): اینترنت در منطقه کاملاً صفر نمیشود، اما با از مدار خارج شدن چند ترابیت بر ثانیه پهنای باند، شبکه جهانی مجبور به هدایت ترافیک به «مسیرهای جایگزین» (Rerouting) میشود؛ پدیدهای که به کندی طاقتفرسا، قطعی ارتباطات ویدئویی، افت خدمات ابری و قفل شدن سرورها میانجامد.
مشکل لجستیکی در تعمیر زیر آب: کشتیهای مخصوص تعمیر کابل (Cable Ships) انگشتشمار هستند و تعمیر یک کابل آسیبدیده در کف دریا در شرایط عادی بین ۲ تا ۶ هفته زمان میبرد. در شرایط بحران جنگی یا ناامنی در تنگه هرمز، هیچ شرکت بیمهای به این کشتیها پوشش بیمه جنگی نخواهد داد و این اختلال میتواند ماهها بدون تعمیر باقی بماند.
۴. آسیبپذیری خودِ ایران چگونه است؟
در یک ارزیابی واقعبینانه ژئوپلیتیک، استفاده از این سناریو یک تهدید با تبعات متقابل برای خود ایران نیز خواهد بود:
ایران خود به بخشهایی از این کابلها (از طریق ایستگاههای فرود در چابهار و جاسک و همچنین کابلهای ارتباطی مشترک خلیج فارس) برای اتصال اینترنت بینالملل متکی است؛ هرچند مسیرهای فیبر نوری زمینی ایران به سمت شمال (ترکمنستان، آذربایجان و ارمنستان) و غرب (ترکیه) یک مسیر پشتیبان ژئواستراتژیک برای تهران به شمار میرود.
اگرچه وجود کابلهای زمینی و مسیرهای عبوری از دریای سرخ یا ترکیه اثر «خاموشی مطلق» را تعدیل میکند، اما تنگه هرمز صرفاً «تنگه نفت» نیست؛ بلکه یک «تنگه داده» (Data Chokepoint) حیاتی است. در هر سناریوی تنشزا، هزینه اختلال در این کابلها در درجه اول گریبانگیر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (بهویژه اقتصادهای دیجیتالمحور مانند امارات و قطر) و در درجه دوم شریانهای تجارت و مبادلات مالی میان آسیا و اروپا را خواهد گرفت.




