به گزارش راه شلمچه، حجتالاسلاموالمسلمین امیری سوادکوهی از محققان و نویسندگان شیعه در واکنش به اظهارات مدیر گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی مبنی بر اینکه «قیمتها دست خداست و فرشتگان آن را تعیین میکنند»، با انتقاد صریح از این دیدگاه، آن را فاقد تبیین علمی و نیازمند مستندات معتبر دینی دانست و تأکید کرد که اعتقاد به تدبیر الهی، نه مجوز تعطیل عقل است و نه بهانهای برای نادیدهگرفتن علل واقعی گرانی، تورم و مسئولیت مدیران و سیاستگذاران اقتصادی.
وی در یادداشتی با عنوان «وقتی جهل به نام دین سخن میگوید، نخستین قربانی، حقیقت دین است»، به تبیین ملاحظات عقلی و اعتقادی این اظهارات پرداخت و نسبت به پیامدهای طرح گزارههای بیدلیل به نام دین هشدار داد.
وقتی جهل به نام دین سخن میگوید، نخستین قربانی، حقیقت دین است!
مدیر اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی که بیان کرد: قیمت ها دست خداست و ملائکه آن را مشخص می کنند.
خداوند جهان را بر مدار حکمت، قانون و اسباب آفریده است؛ نه آنکه بتوان هر پدیدهای را با ادعایی بیدلیل به فرشتگان نسبت داد و از پاسخگویی درباره علل واقعی آن گریخت.
نسبتدادن تعیین قیمتها به فرشتگان، بدون ارائه مستند معتبر دینی، نه تبیین اقتصاد است و نه معرفت توحیدی؛ بلکه خلط میان تدبیر الهی و سازوکارهای علّی جهان است. ایمان به خدا، مجوز تعطیل عقل نیست؛ و اعتقاد به غیب، پروانه گزافهگویی درباره غیب به دست هیچکس نمیدهد.
اگر گرانی و تورم را باید با علم اقتصاد، نقدینگی، سیاست پولی و عملکرد مدیران تحلیل کرد، حوالهدادن آن به فرشتگان چه نسبتی با مسئولیت علمی و اجتماعی دارد؟
سنت اسلامی خود، بهترین شاهد این مدعاست. قرآن کریم بارها انسان را به تفکر، تعقل و تدبر فرا میخواند و از پیروی بیدلیل از گمان نهی میکند: «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ». همچنین در مباحث کلامی، آنچه از غیب خبر داده میشود، باید به وحی معتبر، یعنی قرآن و روایات صحیحالسند، متکی باشد؛ و گزارشهای ضعیف یا بیسند در حوزه غیب، نه حجتاند و نه میتوانند مبنای تحلیل پدیدههای اجتماعی قرار گیرند. حتی بر فرض آنکه فرشتگان در نظام تدبیر الهی نقشی داشته باشند، این نقش، نافی قوانین اقتصادی و مسئولیت کارگزاران نیست؛ چنانکه باور به تقدیر الهی، هیچگاه کشاورز را از کاشتن، و بیمار را از مراجعه به طبیب بینیاز نکرده است.
از این گذشته، چنین سخنانی خطری دوگانه دارند: از یک سو، مسئولیت مدیران و سیاستگذاران را رقیق میکنند و ناکارآمدی را در پردهای از غیب میپوشانند؛ از سوی دیگر، دین را در نگاه مخاطب، به آیینی بیپاسخ و بیارتباط با واقعیت زندگی بدل میسازند. هر دو پیامد، به زیان مردم و به زیان دین است.
دین را از گزارههای بیدلیل مصون بدارید. مردم گرفتار گرانیاند؛ آنان به پاسخ علمی و مسئولیتپذیری نیاز دارند، نه سخنانی که به نام دین، مرز میان اعتقاد و ادعای بیبرهان را مخدوش میکند.
ما با چنین دینگوییای مخالفیم؛ زیرا دفاع از حریم دین، گاهی در گرو ایستادن صریح در برابر سخنانی است که به نام دین گفته میشوند، اما نه برهان کافی دارند و نه حرمت معرفت دینی را پاس میدارند.
توحید، نفی اسباب نیست؛ و تقدیر الهی، تبرئهکننده جهل و سوءتدبیر انسان نیست. توکل، پس از تدبیر معنا مییابد، نه بهجای آن؛ و آنکه مسئولیت خویش را به آسمان حواله میدهد، نه از ایمان، که از پاسخگویی گریخته است. فتأمل.




