به گزارش راه شلمچه، پیام تیرانداز مدیرعامل خبرگزاری فارس در یادداشتی نوشت:
اگر برای رهایی از فشار و رسیدن به آرامش، راه سازش در برابر ظالم را انتخاب کنیم، آیا فشارها واقعاً پایان مییابد؟ قرآن با هشدار درباره تکیهکردن به ظالمان، به این پرسش پاسخ میدهد.
یک نسخه این روزها ساده و حتی وسوسهکننده به نظر میرسد: شرایط سخت است، دشمن قدرتمند است، فشار اقتصادی وجود دارد و مردم هم تحت فشارند؛ پس چرا کوتاه نیاییم؟ چرا با او سازش نکنیم تا دست از سرمان بردارد؟
فرض کنیم همین نسخه را پذیرفتیم. سؤال بعدی چیست؟
چقدر باید کوتاه بیاییم تا ظالم راضی شود؟
قرآن دقیقاً درباره منطق «کوتاه بیا تا او هم کوتاه بیاید» تعبیری قابل تأمل دارد:
«وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»
آنان دوست دارند تو نرمش کنی تا آنان نیز نرمش کنند. (قلم: ۹)
پیشنهاد، ظاهراً منصفانه است: تو کمی کوتاه بیا، او هم کمی کوتاه میآید. اما قرآن این پیشنهاد را تأیید نمیکند. چرا؟
چون مسئله با «کمی کوتاه آمدن» تمام نمیشود. چقدر کوتاه بیاییم تا راضی شوند؟
اینجاست که آیه ۱۲۰ بقره معنای مهمی پیدا میکند:
«وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»
آنان از تو راضی نخواهند شد تا از آیین آنان پیروی کنی.
این آیه درباره گروههای مشخصی از یهود و نصارای مخاطب پیامبر سخن میگوید اما سازوکاری که آیه نشان میدهد برای بحث ما مهم است: وقتی هدف خود را «راضیکردن طرف مقابل» قرار دادی، معلوم نیست رضایت او کجا متوقف شود.
امروز یک مطالبه. فردا مطالبه بعدی. امروز میگویی این را بدهیم تا فشار تمام شود. اگر تمام نشد چه؟
آن یکی را هم بدهیم؟ و اگر باز تمام نشد؟ دقیقاً کجا قرار است بایستیم؟
مشکل اصلی منطق سازش همینجاست: نقطه پایان را شما تعیین نمیکنید؛ کسی تعیین میکند که رضایت او را شرط نجات خود قرار دادهاید.
از سازش تا «رکون»
اینجاست که قرآن یک واژه مهمتر به کار میبرد:
«وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا...»
به کسانی که ظلم کردهاند «رکون» نکنید. (هود: ۱۱۳)
رکون، صرف یک عقبنشینی تاکتیکی نیست. در تفاسیر برای آن معانیای مانند میل، اعتماد، اتکا و تکیهکردن به ظالم ذکر شده است. یعنی خطر زمانی عمیقتر میشود که جامعه به این نتیجه برسد: راه نجات ما دست همان کسی است که به ما فشار میآورد.
تحریم میکند؛ برای برداشتن تحریم باید راضیش کنیم. تهدید میکند؛ برای متوقفشدن تهدید باید راضیش کنیم. فشار را بیشتر میکند؛ پس شاید باید امتیاز بیشتری بدهیم.
اینجاست که ظالم فقط دشمن شما نیست؛ آرامآرام تبدیل به کسی شده که کلید نجات خود را در دست او تصور میکنید. این همان نقطه خطرناک «رکون» است. قرآن حتی عاقبت را هم گفته است
آیه هود فقط نمیگوید چنین نکنید. ادامه میدهد:
«فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ» که آتش شما را فرا گیرد. و سپس میفرماید:
«وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ»
جز خدا برای شما یاورانی نیست و سپس یاری نخواهید شد. پس در منطق قرآن، مسئلهسازش با ظالم فقط از دستدادن یک امتیاز نیست؛ مسئله تغییر تکیهگاه است. به جای آنکه قدرت خودت را بسازی، به رضایت او امیدوار میشوی. به جای آنکه فشارش را بیاثر کنی، برای پایان فشار خواستههایش را میپذیری.
و هرچه بیشتر کوتاه میآیی، بیشتر به تصمیم او وابسته میشوی. اینجاست که دو گزارش قبلی به این گزارش میرسند.
اگر پرسیدند «پس چه کنیم؟» پاسخ قرآن را دیدیم:
قدرت بساز، مقاومت کن و به نصرت خدا ایمان داشته باش.
و اگر گفتند: «چرا کوتاه نیاییم تا راحت شویم؟»
این بار قرآن یک سؤال سخت مقابل ما میگذارد: اگر نجات خود را به رضایت ظالم گره زدی، چه تضمینی داری که قیمت رضایت او، فردا بیشتر از امروز نباشد؟ و هشدار قرآن از آن هم صریحتر است:
«وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا...»
به ظالم تکیه نکنید.
پیام تیرانداز:
قرآن در باره کوتاه آمدن مقابل دشمن چه میگوید؟

یک نسخه این روزها ساده و حتی وسوسهکننده به نظر میرسد: شرایط سخت است، دشمن قدرتمند است، فشار اقتصادی وجود دارد و مردم هم تحت فشارند؛ پس چرا کوتاه نیاییم؟ چرا با او سازش نکنیم تا دست از سرمان بردارد؟



