به گزارش راه شلمچه، همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها، حجتالاسلام والمسلمین امیری سوادکوهی، از محققان و نویسندگان شیعه، مقالهای علمی ـ تاریخی با عنوان «شهیده ولایت، حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها؛ فاطمه دومی که شهادتش در سایه واژهها گم شد» منتشر کرد.
این پژوهش با محوریت بررسی گزارشهای تاریخی و قرائن موجود درباره پایان حیات حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها، بر عنوان «شهادت» آن حضرت تأکید دارد و نسبت به کمرنگ شدن این عنوان در برخی ادبیات تاریخی و آیینی هشدار میدهد.
امیری سوادکوهی در این مقاله مینویسد:
یکی از دردناکترین جلوههای غربت خاندان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آن است که گاهی حقیقت یک حادثه، نه با انکار صریح، بلکه با تغییر یک تعبیر، بهتدریج از حافظه تاریخی جامعه کنار زده میشود. حادثه همان حادثه باقی میماند، اما واژهای که بر آن نهاده میشود، میتواند حقیقت آن را در ذهن نسلها دگرگون سازد.
وی درباره حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها تصریح میکند:
آن بانوی بزرگ، شهیده خاندان موسیبنجعفر علیهماالسلام است و سزاوار نیست حادثه شهادت او در پرده تعبیرهایی چون رحلت یا رحلت شهادتگونه قرار گیرد.
در ادامه این مقاله آمده است:
سخن از یک احساس شخصی یا یک تعبیر مرثیهای نیست؛ سخن از یک گزارش تاریخی و قرائن موجود در منابع است.
نویسنده سپس به گزارش علامه سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب الحیاة السیاسیة للامام الرضا علیهالسلام، صفحه ۴۲۸، استناد کرده و مینویسد:
فیقال إنها هی الأخرى قد دُسّ إلیها السم فی ساوة؛ ولهذا لم تلبث إلا أیاماً قلیلة واستشهدت.
و در توضیح آن میافزاید:
یعنی به حضرت نیز در ساوه سم داده شد و از همین رو جز چند روزی زنده نماند و به شهادت رسید.
در این پژوهش، این گزارش در کنار قرائن تاریخی مربوط به هجرت حضرت، وضعیت سیاسی آن عصر، فشار بر خاندان اهلبیت علیهمالسلام، دشمنی جریانهای مخالف و سرنوشت کاروان امامزادگان مورد توجه قرار گرفته است. همچنین نویسنده به گزارش منسوب به بحرالأنساب درباره درگیری مخالفان با کاروان حضرت و شهادت حضرت معصومه سلاماللهعلیها و همراهان ایشان اشاره میکند.
امیری سوادکوهی همچنین با اشاره به کتاب تاریخی خود، «شهیده عترت، حضرت فاطمه بنت الجواد سلامالله علیهما»، مینویسد:
این کمترین نیز در کتاب تاریخی شهیده عترت، حضرت فاطمه بنت الجواد سلامالله علیهما، به جریانهای تاریخی این واقعه، قرائن قطعی شهادت حضرت فاطمه معصومه سلامالله علیها، و نیز دلایل مخدوش شدن برخی اسناد و منشأ تردیدهای موجود پرداختهام.
وی در ادامه بر ضرورت تفکیک میان اختلاف در جزئیات یک واقعه و تردید در اصل آن تأکید کرده و مینویسد:
نباید میان احتیاط در جزئیات یک واقعه و تردید در اصل آن، خلط کرد. ممکن است درباره چگونگی یک حادثه، زمان دقیق، مکان دقیق یا کیفیت وقوع آن اختلاف نقل وجود داشته باشد؛ اما اختلاف در جزئیات، بهخودیخود مجوز کنار نهادن اصل یک گزارش تاریخی نیست.
در بخش دیگری از این مقاله آمده است:
اگر درباره جزئیات شهادت حضرت معصومه سلاماللهعلیها سخن از تحقیق است، تحقیق باید به تعمیق حقیقت بینجامد، نه به حذف آن.
نویسنده با اشاره به جایگاه حضرت معصومه سلاماللهعلیها در منظومه ولایت میافزاید:
تاریخ اهلبیت علیهمالسلام را نمیتوان تنها مجموعهای از حوادث منفصل دانست. هر حادثه در منظومهای از ولایت، هجرت، غربت، مقاومت و شهادت معنا مییابد.
وی همچنین درباره تعبیر «رحلت» و «شهادت» مینویسد: از این منظر، تعبیر رحلت تنها یک واژه نیست؛ بلکه برداشتی از یک حادثه تاریخی است. هنگامی که در برخی گزارشها از مسمومیت و شهادت سخن گفته شده است، کنار نهادن عنوان شهادت و جایگزین کردن آن با رحلت، تصویری ناقص از پایان زندگی آن بانوی بزرگ به دست میدهد. هرچند کلمه رحلت نفیکننده شهادت نیست، ولی کلمه شهادت خود شعار راهبردی شیعه است.
در پایان این مقاله تأکید شده است:
غربت حضرت معصومه سلاماللهعلیها را نباید با سکوت درباره شهادت ایشان مضاعف کرد.
و نویسنده با اشاره به جایگاه آن حضرت مینویسد:
او دختر امام، خواهر امام و عمه امام است؛ بانویی که حرمش کانون معرفت شیعه شده و در پایان هجرتش مظلومانه به شهادت رسیده است. مقام او به شهادت ما نیاز ندارد؛ این ماییم که امانت تاریخ را بر عهده داریم.
این مقاله با این عبارت به پایان میرسد:
قم، شهری که میزبان پیکر اوست، شایسته است شهر شهادت او باشد، نه شهر خاموشی این عنوان.
سلام بر فاطمه معصومه سلاماللهعلیها؛ شهیده خاندان وحی علیهمالسلام.




