برای آنکه عدد ۹۴۵ تراواتساعت معنا پیدا کند، باید آن را در مقیاسی آشنا گذاشت: این رقم از مصرف سالانهٔ برق بسیاری از کشورهای صنعتی بیشتر است. آنچه گزارش توصیف میکند، افزودن یک مصرفکنندهٔ صنعتی تازه در ابعاد یک کشور به شبکهٔ برق جهان است، در کمتر از یک دهه.
اهمیت این گزارش بیش از خودِ عدد، در کنار هم نشاندن سه سنجه است. بحثهای پیشین دربارهٔ اثر زیستمحیطی هوش مصنوعی معمولاً تنها روی برق متمرکز بود؛ این گزارش آب و کربن را هم وارد همان قاب میکند.
### چرا آب؟پرسشی که معمولاً پرسیده نمیشود این است که یک مرکز داده اساساً با آب چه میکند. پاسخ ساده است: خنککاری. تراشهها گرما تولید میکنند و بسیاری از مراکز داده برای دفع آن از سامانههای تبخیری استفاده میکنند — روشی که در آن آب تبخیر میشود و از چرخهٔ محلی خارج.
این نکته برای مناطق خشک اهمیت ویژه دارد. برق را میتوان از راه دور منتقل کرد؛ آب را در عمل نمیتوان. به همین دلیل، بار آبی یک مرکز داده تقریباً همیشه بار محلی است و بر همان حوضهٔ آبریزی مینشیند که مرکز در آن ساخته شده.
این موضوع برای ایران — که خود با تنش آبی جدی روبهروست — پرسش روشنی پیش میگذارد: هر طرح توسعهٔ زیرساخت محاسباتی، افزون بر تأمین برق، باید تکلیف آب خود را هم روشن کند.
### عدد، پیشبینی است نه سرنوشتگزارش یک برآورد است، نه اندازهگیری، و مثل هر برآوردی بر مفروضاتی بنا شده که ممکن است درست از آب درنیایند. دستکم سه عامل میتوانند نتیجه را جابهجا کنند.
نخست، بازدهی. تراشههای تازه در هر نسل کار بیشتری با انرژی کمتر انجام میدهند. دوم، ترکیب منبع برق: همان تراواتساعت اگر از نیروگاه بادی بیاید یا از زغالسنگ، دو عدد کاملاً متفاوت برای کربن میدهد. سوم، روش خنککاری؛ سامانههای مدار بسته مصرف آب را بهشدت کاهش میدهند، هرچند معمولاً به قیمت برق بیشتر.
در برابر اینها، عاملی در جهت مخالف هم هست که تاریخ فناوری بارها نشانش داده: وقتی چیزی ارزانتر میشود، بیشتر مصرف میشود. بهبود بازدهی هر واحد محاسبه، لزوماً به کاهش مصرف کل نمیانجامد اگر تقاضا سریعتر از بازدهی رشد کند.
### بحثی که از آزمایشگاه بیرون آمدهانتشار این گزارش همزمان است با اوجگرفتن مقاومتهای محلی علیه ساخت مراکز داده در چند کشور، از جمله در ایالات متحده، جایی که شکایت ساکنان بر سر هزینهٔ برق و مصرف آب به مجالس ایالتی رسیده است.
به این ترتیب، پرسش از هزینهٔ زیستمحیطی هوش مصنوعی از یک بحث تخصصی به یک موضوع سیاست عمومی بدل شده — و گزارش سازمان ملل، اعدادی فراهم میکند که هر دو طرف این بحث ناچارند به آن ارجاع دهند.
