رضا باقرپور
بیوطنهای فارسی زبان
رضا باقرپور
فارسی زبانانی که سیهرویی خریدند و چنان گرفتار سقوط اخلاقی شدند که نامشان به عنوان نماد میهنستیزی و تباهی در تاریخ ثبت خواهد شد.
راه شلمچه- رضا باقرپور؛ در جهانسازی که آمریکاییها در قرن اخیر آن را تبلیغ میکنند برخی از انسانها در سراسر دنیا برای رسیدن به یک سبک زندگی مطلوب دست به مهاجرت میزنند، البته این مهاجران به لحاظ فرهنگی سعی میکنند خود را به طور کامل از میهنشان جدا نکنند.
این افراد با عنوان «دیاسپورا» شناخته میشوند واژهای که به عنوان پراکندگی مردم از سرزمین اصلی خود تعریف میشود.اما در این بین، دیاسپورای ایرانی پدیدهای است که خود به تنهایی کیس مطالعاتی محسوب میشود. افرادی که اکثر آنها با مهاجرت فلهای که داشتند در غم تأمین معیشت روزانه خود گرفتارند.
اینها کسانی بودند که با تلقین اینکه زندگی در ایران نفرتانگیز است به سمت تئاتر رویاهای خودشان فرار کردند و حالا در باتلاق مهاجرت گرفتار شدهاند ولی همچنان فریاد آزادی برای ایران سر میدهند!این افراد به یک خودبیگانگی مزمن دچار شدهاند که با در دست گرفتن پرچمهای آمریکا و اسرائیل، به اوباشی چون ترامپ که رسماً مردم ایران را وحشی و حرامزاده خوانده بود، برای حمله به ایران التماس کردند اما نمیدانستند مردم ایران حتی در اوج نارضایتی از حکومت، حفظ منافع ملی برایشان اولویت است و این حرکت آنها استیصالی کور بود زیرا این مردم خوب میدانند جنگ فقط جمهوری اسلامی را تضعیف نمیکند،
بلکه شهرها، کودکان و آینده کشور را نابود میسازد.ولی ایکاش این جماعت از میان دو الگوی کاملاً متفاوت: مدل کوبایی (تقابل مخرب) مدل ایرلندی (تعامل سازنده) مانند ایرلندیها رفتار میکردند ولی این رفتاری که امروز این بیوطنها انجام میدهند دقیقا همان مدلی است که کوباییها سالهاست به آن مشغولند.
مهاجران کوبایی با کینهای که از نظام سیاسی کشورشان دارند مانع رفع تحریمهای کوبا شدهاند و سختگیرانهترین تحریمها را بر کشور مادری خود تحمیل کردهاند و حتی پا را فراتر گذاشتهاند و مشوق درگیری نظامی و سیاست فشار حداکثری علیه سرزمین مادری خود شدهاند.اما در نقطه مقابل، دیاسپورای چندین میلیون نفری ایرلندی در آمریکا در پی توسعه کشور مادریشان قدم برداشتند و پلی شدند برای سرریز شدن سرمایهگذاران آمریکایی به دوبلین. در مدل دیاسپورای ایرلندی، مهاجران سفیران کشورشان هستند.
الگوی ایرلندی نشان میدهد که چگونه دیاسپورا میتواند از لابیگری تخریبی به سرمایهگذاری اجتماعی تغییر ماهیت بدهد.اما دیاسپورای ایرانی با همدلی قبیلهای که انجام میدهد به نوعی با ترازو سوگواری میکند و نمیداند که با این رفتارش تاریخ او را مسئول بخشی از رنجهای مردم ایران خواهد دانست.
کاش دیاسپورای ایرانی این سوال را از خودش میپرسید که اصلاً ما را چه به حمایت از «ماگا» و درک میکرد که این رفتار یعنی گیر کردن در مدل تله کوبایی! اما اگر با دیدگاه ایرلندی به فکر رفع بحرانهای بینالمللی ایران برمیآمدند، شکوفایی ایران پدید میآمد.
خلاصه عرض کنم که جنگ اخیر نشان داد که این افراد، ایران ستیزترین و بیوطنترین ایرانیهای تاریخ هستند. فارسی زبانانی که سیهرویی خریدند و چنان گرفتار سقوط اخلاقی شدند که نامشان به عنوان نماد میهنستیزی و تباهی در تاریخ ثبت خواهد شد.
حق با علیست…