فتحی
شناخت مکتب اندیشهای رهبر شهید
فتحی
مذاکره ای که سبب پیمانی گردد تا زمانی با درجه اعتبار همراه است که طرف مقابل مقید نسبت به آن باشد در غیر این صورت از درجه اعتبار ساقط میشود.
راه شلمچه- امیر فتحی کارشناس حوزه روابط بین الملل؛ آنچه امام خامنهای شهید سالها در بحث و درس و تلمذ در محضر علما و بزرگان خاصه امام خمینی (ره) کسب نموده بود و با اجرای مبانی آن در زمان تصدی مسئولیت های مختلف ویژه در جایگاه رهبری الهام گرفت، ترسیم و نقشه راهبردی حرکت نظام مقدس جمهوری اسلامی و به تعبیری نوع کاربردی اصول مدیریتی سکانداری نظام بود و مسئولین در جایگاه های مختلف باید در جهت نیل به اهداف انقلاب آن را سر لوحه عملکرد خویش قرار دهند.
این بخشهای مدیریتی عبارتند از؛
اصل حاکمیت، هدف حکمرانی و استراتژی حکمرانی، شاخصه فرهنگی، قدرت افزونی و اتحاد که در ذیل الذکر مورد بررسی و شرح تفصیل آن ارائه می گردد:
محوریت ولایت فقیه(اصل حاکمیت)
تکیه بر اقتدار و مدیریت نظام اسلامی توسط رهبر جامعه به عنوان ستون اصلی تصمیمگیریها است و در این مکتب، حکمرانی تنها یک قرارداد اجتماعی ساده نیست، بلکه پیوندی میان «دین» و «سیاست» است.
ولایت فقیه به عنوان رکن اصلی، نقش هدایتگری و تضمینکننده اجرای احکام الهی در امور اجرایی و سیاسی را ایفا میکند. حکمرانی در این دیدگاه، از ابزارهای مادی صرف، فراتر رفته و با هدف تحقق عدالت الهی انجام میشود.
اصل عدالت و حمایت از مستضعفان (هدف حکمرانی)
یکی از کلیدیترین عوامل در این مکتب، هدفگذاری حکمرانی برای«عدالتمحوری» است.
در این دیدگاه، مشروعیت یک حکومت به میزان توانایی آن در کاهش شکاف طبقاتی و حمایت از اقشار فرودست (مستضعفین) سنجیده میشود و در این میان سخن از عدالت اجتماعی می شود یعنی تمرکز بر حمایت از اقشار آسیبپذیر و تلاش برای توزیع عادلانه ثروت در جامعه می باشد.
حکمرانی نبلی است که در خدمت منافع گروهی یا الیگارشها نباشد، بلکه به دنبال باز توزیع فرصتها و ثروت باشد و از اجماع ثروت و قدرت جلوگیری بعمل آورد و سبب فساد را نابود کند.
خودکفایی و اقتصاد مقاومتی (استراتژی حکمرانی)
در حوزه مدیریت اقتصادی، این مکتب بر «استقلال» تأکید ویژهای دارد.
به صورت کلی تلاش برای کاهش وابستگی به واردات و ارزهای خارجی و تقویت تولید داخلی جهت مقابله با فشارها و تحریمها از مهم ترین بحث ها است.
عوامل که در حکمرانی اقتصادی این مکتب را برجسته میکند؛
- تقابل با وابستگی(جلوگیری از سلطه قدرتهای خارجی از طریق اقتصاد)
- توسعه تولید داخلی( به جای تکیه بر واردات، بر توانمندسازی تولید ملی تأکید میشود)
- مقابله با فشارها(ایجاد ساختارهای اقتصادی که در برابر تحریمها و نوسانات جهانی آسیبپذیر نباشند)
برخوردبا استکبار و حفظ عزت ملی (سیاست خارجی)
تقابل با استکبار جهانی(رویکردی مبنی بر ایستادگی در برابر قدرتهای بزرگ (مانند آمریکا و اسرائیل) و عدم تبعیت از سیاستهای جهانی آنها است)
حکمرانی در این مکتب، سیاست خارجی را بر پایه «استقلال» و «عدالت»بنا میکند؛
- عدم پذیرش تحمیل قدرتهای بزرگ بر تصمیمات ملی.
- تلاش برای ایجاد نظم نوین جهانی که در آن کشورهای کوچک و توسعهنیافته نیز حق تعیین سرنوشت داشته باشند.
- رویکردی که در آن، عزت ملی و حاکمیت ملی، خط قرمز اصلی در تعاملات بینالمللی است.
در این بخش اشاره ای هم به موضوع مذاکرات می کنیم و دو سوال از زعم توضیحات این بخش ارائه می شود:
* ماهیت مذاکره با دشمن مناسب است یا خیر ؟
* آیا می توان مذاکره را نتیجه عزتمندی و اقتدار مطرح کرد ؟
در پاسخ به این دو مورد به مسئله جنگ رمضان باید توجه کرد. جنگی که دستاوردهای گسترده ای داشت که می توان در دو بخش جامع دو سوال فوق را مختومه کرد.
_ مذاکره با دشمن که اهداف دشمنی و نابودی در مقابل ما دارد در حالت عادی به هیچ عنوان مورد پسند نیست اما مذاکره ای مذاکره واقعی است که با قدرت حاصله در مقوله های متفاوت سبب استیصال دشمن را فراهم کرده باشد و حضور دشمن پشت میز مذاکره با پشتوانه مذکور نماد اقتدار و عزت کشور می شود البته در روند این مذاکره نیاز به ریل گذاری مطلوب در جهت تامین منافع ملی ملاک واقع می شود که دشمن از مسئله مذاکره با زیرکی القای تامین منافع خویش را نداشته باشد.
_مورد بعد اشاره به سخن مولای متقیان علی بن ابیطالب در نهج البلاغه می شود که فرمودند:
اگر دشمنت پیمان را شکست و تو روی آن پیمان ایستادی، خدا نامت را خائن خواهد نوشت. (حکمت ۲۵۹ نهجالبلاغه)
پس مذاکره ای که سبب پیمانی گردد تا زمانی با درجه اعتبار همراه است که طرف مقابل مقید نسبت به آن باشد در غیر این صورت از درجه اعتبار ساقط می شود.
مدیریت بر اساس ارزشها و اخلاق (شاخصه فرهنگی)
برخلاف مکاتب سکولار که حکمرانی را صرفاً مدیریت امور مادی میدانند، در مکتب اندیشه خامنهای کبیر ، «اخلاق» و «ارزشهای اسلامی» باید در تار و پود تصمیمگیریهای حکومتی نفوذ کنند.
این یعنی حاکمیت باید مأمور به حفظ سلامت فرهنگی جامعه و ترویج ارزشهای اخلاقی باشد.
قویسازی نیروهای داخلی
قدرت افزونی؛ تأکید بر پیشرفت علمی، تکنولوژیک و نظامی برای دستیابی به خودکفایی و عزت ملی مورد ملاک است. با مدنظر قرار دادن تحریم ها اقتصاد مقاومتی در این بخش فعال و با خروج از پشتیبانی خارجی و با اتکا به قدرت تامین و ساخت داخل ارتقاء صنعت و علم و فناوری ایجاد گردد.
حفظ یکپارچگی و وحدت اسلامی
اتحاد؛ تلاش برای تقویت پیوند میان مسلمانان و مقابله با جریانهای تکفیرگر یا تفرقهانداز عنایت خاص به آیه شریفه و اعتصموا بحبل ا... جمیعا و لاتفرقوا
آنچه در حالت کلی و با یک فرمول ساده می توان بیان کرد، حکمرانی در این مکتب عبارت است از؛
«مدیریت مقتدرانه(ولایت فقیه)، هدف عدالتخواهانه(مستضعفپرستی)، ابزار خودکفایی(اقتصاد مقاومتی) و رویکرد مستقل (مقابل با استکبار)».