عظمت و ضرورت زیارت اربعین را انکار نکنید
امیری سوادکوهی در پاسخ به سخنان نسنجیده حیدری کاشانی که «اگر ثواب فلان عمل از زیارت اربعین بیشتر نباشد، کمتر نیست»، گفت: اینگونه سخنان، منظر مبانی اجتهاد امامیه، فاقد پشتوانه علمی و شایسته نقد است.
به گزارش راه شلمچه، حجتالاسلاموالمسلمین امیری سوادکوهی، از محققان و نویسندگان شیعه، در واکنش به سخنان اخیر حجت الاسلام حیدری کاشانی درباره مقایسه ثواب برخی اعمال با زیارت اربعین حسینی، با تأکید بر ضرورت پایبندی به مبانی اجتهادی و پرهیز از بیان فضائل بدون مستندات معتبر، یادداشتی علمی و انتقادی منتشر کرد. متن کامل این یادداشت بدین شرح می باشد.
[وقتی خطابه، بر اجتهاد پیشی میگیرد!.]
پاسخی کوتاه به سخنان نسنجیده آقای حیدری کاشانی که «اگر ثواب فلان عمل از زیارت اربعین بیشتر نباشد، کمتر نیست»
یکی از لغزشهای معرفتی که گاه در فضای تبلیغ دینی مشاهده میشود، آن است که برخی برای اثبات اهمیت یک تکلیف یا یک اقدام اجتماعی، به مقایسه آن با زیارت اربعین حسینی روی میآورند و با تعابیری نظیر «اگر ثواب فلان عمل از زیارت اربعین بیشتر نباشد، کمتر نیست» میکوشند مخاطب را اقناع کنند.
اینگونه سخنان، هرچند ممکن است از سرِ حسن نیت بیان شود، اما از منظر مبانی اجتهاد امامیه، فاقد پشتوانه علمی و شایسته نقد است.
باید توجه داشت که تعیین مراتب فضائل اعمال، امری توقیفی است. همانگونه که هیچکس حق جعل حکم شرعی را ندارد، حق جعل فضیلت و تعیین میزان ثواب نیز ندارد. ثواب اعمال از سنخ اخبار غیبی است و تنها خداوند متعال و کسانی که از جانب او مأذوناند، یعنی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت علیهمالسلام، حق بیان آن را دارند. ازاینرو، هرگونه ادعای برابری یا برتری ثواب عملی نسبت به عبادتی دیگر، بدون نص معتبر، سخن گفتن درباره دین بدون علم است؛ و قرآن کریم به صراحت از آن نهی کرده است: وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ.
در مکتب امامیه قیاس نه تنها حجت نیست، بلکه از اساسیترین مبانی مردود در استنباط دین است. چگونه میتوان از یکسو قیاس را در فقه باطل دانست و از سوی دیگر، در فضائل اعمال و شعائر الهی، با قیاسهای ذوقی و خطابی سخن گفت؟ اگر قیاس در استنباط احکام جایگاهی ندارد، به طریق اولی در تعیین مراتب ثواب و منزلت شعائر نیز جایگاهی نخواهد داشت.
زیارت اربعین را نباید تنها از منظر یک مستحب فقهی نگریست. در منظومه اعتقادی شیعه، اربعین از برجستهترین شعائر الهی، نماد احیای نهضت سیدالشهدا علیهالسلام، مظهر تولّی و تبری و یکی از مهمترین جلوههای هویت تاریخی و اعتقادی شیعه است. از همین رو، بسیاری از فقهای بزرگ با استناد به روایات، در شرایطی سخن از وجوب کفایی زیارت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام به میان آوردهاند و اهتمام فوقالعاده فقهای امامیه به این شعیره، خود گواه جایگاه ممتاز آن است. این حقیقت نشان میدهد که نگاه فقها به زیارت سیدالشهدا علیهالسلام، بسیار فراتر از یک مستحب عادی بوده است.
سیره اهلبیت علیهمالسلام هرگز بر این نبوده است که برای اثبات اهمیت یک حقیقت، حقیقتی دیگر را کوچک بشمارند. آنان هر فضیلتی را در جایگاه خویش معرفی میکردند و هیچگاه تعظیم یک شعیره را وسیله تضعیف شعیرهای دیگر قرار ندادند. این همان روشی است که فقهای بزرگ شیعه نیز در طول تاریخ بر آن پای فشردهاند.
از منظر اجتماعی نیز، تکرار چنین تعابیری، هرچند در قالب شعار و خطابه، پیامدهای خطرناکی دارد. شعائر حسینی سرمایههای هویتی امت شیعهاند؛ سرمایههایی که با خون شهیدان، مجاهدت مراجع و فقها، و ایثار میلیونها مؤمن در طول قرنها حفظ شدهاند. کاستن از عظمت این شعائر، حتی با انگیزهای به ظاهر خیرخواهانه، در نهایت به تضعیف همان سرمایهای میانجامد که دشمنان اسلام سالها در پی کمرنگ کردن آن بودهاند.
ازاینرو، بر اهل علم و اصحاب منبر سزاوار است که بیش از دیگران، مراقب زبان خویش باشند. سخن گفتن از دین، بدون تکیه بر نصوص معتبر و مبانی استوار اجتهاد، نه تنها خدمتی به دین نیست، بلکه زمینهساز تحریف تدریجی معارف و سست شدن جایگاه شعائر الهی در افکار عمومی خواهد شد.
تعظیم شعائر الهی، با علم، تقوا، دقت در نقل و التزام به مبانی اهلبیت علیهمالسلام تحقق مییابد؛ نه با قیاسهای بیدلیل و تعابیری که نه مستند روایی دارند و نه پشتوانه فقهی.
وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ؛ این آیه، معیار را تعظیم قرار داده است، نه مقایسه. و فاصله این دو، فاصله معرفت با ذوق، و اجتهاد با خطابه است.