امیری سوادکوهی
هیچ کس را یارای مقابله با خورشید حسینی نیست
امیری سوادکوهی
عظمتِ شعائر حسینی حقیقتی است ریشهدار در ساحتِ ایمان و سنتِ الهی؛ حقیقتی که نه در برابر هیاهوی منکران خاموش میشود و نه در برابر کینهی بداندیشان فرو مینشیند.
به گزارش راه شلمچه، همزمان با ایام حزن و ماتم ماه محرم، یادداشتی فاخر و اندیشهورز با عنوان «عظمت شعائر حسینی» به قلم حجت الاسلام والمسلمین امیری سوادکوهی از محققان و نویسندگان شیعه منتشر شد؛ متنی که با نگاهی معرفتی و ادبی، جایگاه شعائر عاشورایی را در منظومه ایمان و سنت الهی مورد تأمل قرار داده است.
این نوشتار، حقیقت عاشورا را نه صرفاً یک واقعه تاریخی، بلکه جریانی زنده و جاری در حیات معنوی امت اسلامی معرفی میکند؛ جریانی که به تعبیر نویسنده، در هر عصر افق تازهای از بیداری، هدایت و بصیرت را پیش روی انسانها میگشاید.
در این اثر، بر پیوند عمیق میان عزاداری سیدالشهدا علیهالسلام و استمرار خط ولایت تأکید شده و شعائر حسینی به عنوان عامل احیای دلها و تقویت جبهه حقیقت در برابر فتنههای فکری و فرهنگی زمانه تبیین گردیده است.
این یادداشت همچنین با نگاهی عاطفی و در عین حال معرفتی، مخاطب را به تأملی دوباره در واقعه کربلا و نقش تاریخی حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها فرا میخواند؛ نقشی که به تعبیر نویسنده، امتداد رسالت عاشورا در بستر تاریخ است. متن این یادداشت بدین شرح می باشد.
عظمتِ شعائر حسینی حقیقتی است ریشهدار در ساحتِ ایمان و سنتِ الهی؛ حقیقتی که نه در برابر هیاهوی منکران خاموش میشود و نه در برابر کینهی بداندیشان فرو مینشیند. چه آنکه در نظامِ آفرینش، حق را غلبهای است ثابت و نور را زوالی در کار نیست؛ و از همین روست که هرچه پردههای جهل و غبارِ غفلت فزونتر گردد، تجلّیِ حقیقتِ عاشورا آشکارتر و فروزندهتر میشود.
این نور، از سنخ انوار عارضی و گذرا نیست که در مدارِ زمان دستخوش افول گردد؛ بلکه شعلهای است برخاسته از ایمانِ راسخ، خونِ مطهّر و اخلاصِ قدسی، که از کربلا تا امتدادِ تاریخ، در رگهای حیاتِ معنوی بشر جریان دارد. در بیان اهل بصیرت، این همان حقیقتی است که قلوبِ مرده را حیات میبخشد و امت را در میانهی امواجِ فتنه، به ساحلِ آرامش و هدایت رهنمون میسازد. از اینرو، دلهای پیوندخورده با نامِ حسین علیهالسلام، در طوفانِ شبههها و گردبادِ تردیدها نیز به سکینهای الهی متّصفاند؛ زیرا به عینالیقین دریافتهاند که کشتیِ نجاتِ الهی، به اذنِ حضرت حق، همچنان بر موجِ تاریخ جاری است و راهِ وصولِ حقیقت را بر سالکانِ صادق میگشاید. و چه منزلتی والاتر از آنکه انسان در سایهی پرچمی قرار گیرد که به مشیّتِ الهی برافراشته شده و به وعدهی صادق او، هرگز در افقِ تاریخ افول نخواهد کرد؛ پرچمی که در هر عصر، افقی نو از عزّت، بیداری و حقیقت را در جانِ زمان میگشاید و حجّت را بر طالبانِ راه، تمامتر و آشکارتر میگرداند.و این همه، در پرتو عنایاتِ بقیةالله الأعظم ارواحنا فداه، معنا مییابد؛ که عزاداریِ بر سیدالشهداء، نه صرفِ سوگِ تاریخ، بلکه احیایِ پیوندِ خون و ولایت در بسترِ زمان است؛ و هر اشکِ خالص، قطرهای از دریای وفاداریِ زینب کبری است که هنوز نیز در جانِ عالم جاری است.
ای کاش دلها به لحظهای بازگردند به آن شامِ غریبِ کربلا؛ آنجا که آفتابِ رسالت در خون نشست و افق، از داغِ عطش تیره گشت…
ای کاش گوشِ جان، هنوز طنینِ نالهی کودکانِ خیمههای سوخته را در خود داشته باشد…
و ای کاش چشمِ حقیقت، لحظهای بر قامتِ خمیدهی زینب کبری سلاماللهعلیها بایستد؛ آنگاه که بارِ همهی تاریخ را بر دوشِ صبر میکشید و در میانِ آتش و خاکستر، رسالتِ کربلا را به دوشِ فردا میسپرد…
امروز، هر مجلسِ حسین علیهالسلام، انعکاسی از همان نینواست؛
و هر اشک، نه فروکاستِ اندوه، که استمرارِ عهدی است با آسمانِ خون و نور…گویی هنوز نیز کاروان در راه است، و زینب، در امتدادِ تاریخ، صدای مظلومیتِ حسین را به گوشِ زمین می رساند.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان