پایگاه خبری راه شلمچه
AGENCY Raheshalamche
حالت نمایش:

چرا بر تعبیر شهادت رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله اصرار داریم؟

تاریخ:
مطالعه: 4 دقیقه
بازدید: 172 پسندیده: 0 نپسندیده: 0
چرا بر تعبیر شهادت رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله اصرار داریم؟
بازدید: 172 پسندیده: 0 نپسندیده‌ : 0

این اصرار، اصرار بر یک واژه نیست؛ اصرار بر یک نگاه به تاریخ است. اصرار بر آن است که حقیقت، قربانی مصلحت روایت‌های بی‌خطر نشود و مظلومیت رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله، در هیاهوی تاریخ، بی‌صدا و بی‌نام باقی نماند.


به گزارش راه شلمچه،حجت‌الاسلام‌والمسلمین امیری سوادکوهی، از محققان و نویسندگان شیعه، در پیامی علمی و تحلیلی، به تبیین چرایی اصرار بر تعبیر «شهادت» درباره رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله پرداخته است.

وی با تأکید بر اینکه این تعبیر صرفاً یک انتخاب لفظی یا سلیقه‌ای نیست، آن را دارای ریشه‌های اعتقادی و تاریخی می‌داند.

این پژوهشگر شیعه، مفهوم شهادت را دریچه‌ای برای بازخوانی مظلومیت پیامبر، مسئله نفاق و برخی حوادث واپسین روزهای حیات آن حضرت معرفی می‌کند.

در این یادداشت، نسبت میان شهادت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، صحیفه ملعونه و تحولات پس از آن حضرت نیز مورد بررسی قرار گرفته است.

چرا بر تعبیر شهادت رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله اصرار داریم؟

اصرار بر تعبیر شهادت رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله، هرگز یک نزاع لفظی یا حساسیتی برخاسته از ذوق و سلیقه نیست؛ بلکه ریشه در یک مبنای مهم اعتقادی و تاریخی دارد. واژگان، در ساختار معرفت دینی، صرفاً ابزار انتقال معنا نیستند؛ گاه خود حامل یک جهان‌بینی و حافظ بخشی از حقیقت تاریخی‌اند. از همین رو، هنگامی که سخن از پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله و پایان حیات نورانی آن حضرت به میان می‌آید، انتخاب میان رحلت و شهادت نمی‌تواند بی‌تفاوت و فاقد آثار معرفتی تلقی شود.

رحلت بیش از هر چیز بر پایان حیات دلالت دارد؛ اما شهادت، افزون بر پایان حیات، از مظلومیت، جنایت، تقابل حق و باطل و وجود عامل انسانی در برابر صاحب حق حکایت می‌کند. بنابراین، تعبیر شهادت، حقیقتی تاریخی را در خود حفظ می‌کند؛ حقیقتی که اگر از حافظه امت حذف شود، پایان حیات رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به واقعه‌ای صرفاً شخصی و طبیعی فروکاسته خواهد شد؛ حال آنکه حیات رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله سراسر رسالت، مبارزه با جاهلیت، مقابله با نفاق و برپایی نظام توحیدی بود.

از این منظر، اصرار بر تعبیر شهادت، در حقیقت اصرار بر زنده نگه داشتن مظلومیت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله است؛ مظلومیتی که تنها در سال‌های مکه و رنج‌های دوران رسالت خلاصه نمی‌شود، بلکه مقطع پایانی حیات آن حضرت و حوادث پس از آن، از مهم‌ترین عرصه‌های این مظلومیت است.

در منطق قرآن، نفاق از خطرناک‌ترین تهدیدهای جامعه ایمانی است؛ زیرا منافق، دشمنی خود را در پوشش ایمان پنهان می‌کند. اگر تاریخ صدر اسلام را از عنصر نفاق تهی کنیم، بسیاری از حوادث پس از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و زمینه‌های پیدایش انحرافات بعدی قابل فهم نخواهد بود.

و اینجاست که تعبیر شهادت تنها یک عنوان تاریخی نیست؛ بلکه دریچه‌ای است برای بازخوانی بخشی از حقایقی که بنا بر روایات و گزارش‌های شیعه، در واپسین روزهای حیات پیامبر و پس از آن، در پرده‌ای از ابهام و کتمان قرار گرفت.

از جمله این حقایق، مسئله صحیفه ملعونه است؛ همان ماجرایی که در منابع روایی شیعه، به عنوان طرح و توطئه‌ای برای منحرف ساختن مسیر امت پس از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مطرح شده است. بر اساس این نگاه، سخن گفتن از شهادت پیامبر، تنها یادآوری یک مسمومیت یا حادثه جسمانی نیست؛ بلکه می‌تواند پرده از اسرار یک جریان سازمان‌یافته و زمینه‌های سیاسیِ پس از رسول خدا نیز بردارد.

حتی در برخی روایات شیعه، نقش عایشه و حفصه در توطئه علیه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و در ماجرای مسمومیت آن حضرت مطرح شده و آنان در شمار عاملان این جنایت معرفی شده‌اند. از همین رو، در منظومه معرفتی شیعه، تعبیر شهادت می‌تواند پرسش‌های پنهان تاریخ را دوباره به میان آورد: چه کسی؟ چرا؟ با چه انگیزه‌ای؟ و در پی این جنایت، چه مسیری برای آینده امت طراحی شد؟

بدین ترتیب، شهادت صرفاً یک واژه برای توصیف پایان زندگی پیامبر نیست؛ کلیدی است برای بازخوانی مظلومیت رسول خدا و کشف پیوند میان حوادث واپسین روزهای حیات ایشان، صحیفه ملعونه، جریان نفاق و حوادث پس از شهادت آن حضرت.

ما بر شهادت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله اصرار می‌ورزیم تا اجازه ندهیم مظلومیت آن حضرت در میان روایت‌های ساده‌شده و خنثی تاریخی رنگ ببازد؛ تا پرسش از عامل و زمینه جنایت زنده بماند؛ تا اسرار صحیفه ملعونه در حافظه تاریخی شیعه باقی بماند؛ و تا نام و نقش کسانی که در روایات شیعه در این توطئه معرفی شده‌اند، در پس تعابیر خنثی تاریخی پنهان نشود.

ما نمی‌خواهیم با واژه شهادت، تاریخ را به احساسات فروبکاهیم؛ بلکه می‌خواهیم احساس را در خدمت معرفت و معرفت را در خدمت حقیقت قرار دهیم. گریه بر مظلومیت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، هنگامی ارزشمند است که انسان را به شناخت مظلومیت اهل‌بیت علیهم‌السلام وادارد؛ و یاد شهادت آن حضرت، هنگامی معنا پیدا می‌کند که پرده از سازوکار نفاق و انحرافی بردارد که پس از رسول خدا، جامعه اسلامی را با آزمون‌های سنگین مواجه ساخت.

بنابراین، سخن ما صرفاً این نیست که کدام واژه را به کار ببریم؛ سخن این است که کدام حقیقت را می‌خواهیم در حافظه امت زنده نگه داریم.

اگر گفتن شهادت، یادآور مظلومیت رسول خداست؛ اگر این تعبیر، پرسش از عامل، زمینه و حقیقت حادثه را زنده می‌کند؛ اگر ما را به بازخوانی صحیفه ملعونه و گزارش‌های مربوط به توطئه علیه پیامبر وادار می‌سازد؛ و اگر حذف آن می‌تواند به فراموشی بخشی از تاریخ مظلومیت رسول خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام بینجامد، پس اصرار بر آن، اصرار بر حقیقتی است که شایسته فراموشی نیست.

این اصرار، اصرار بر یک واژه نیست؛ اصرار بر یک نگاه به تاریخ است. اصرار بر آن است که حقیقت، قربانی مصلحت روایت‌های بی‌خطر نشود و مظلومیت رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله، در هیاهوی تاریخ، بی‌صدا و بی‌نام باقی نماند.

دسته‌ها