پایگاه خبری راه شلمچه
AGENCY Raheshalamche
حالت نمایش:

اربعین حسینی؛ حقیقتی فراتر از تحریف

تاریخ:
مطالعه: 7 دقیقه
بازدید: 123 پسندیده: 0 نپسندیده: 0
اربعین حسینی؛ حقیقتی فراتر از تحریف
بازدید: 123 پسندیده: 0 نپسندیده‌ : 0

امیری سوادکوهی از محققان شیعه در کامل‌ترین یادداشت خود در باره اربعین حسینی نوشت: اربعین، حقیقتی است که در متن میراث حدیثی، فقهی و فرهنگی شیعه ریشه دارد؛ حقیقتی که نه با هیاهوی موافقان اثبات می‌شود و نه با انکار مخالفان از میان می‌رود.

به گزارش راه شلمچه، حجت‌الاسلام‌والمسلمین امیری سوادکوهی، از محققان و نویسندگان شیعه، همزمان با روز اربعین حسینی در مقاله‌ای علمی با عنوان «اربعین حسینی؛ حقیقتی فراتر از تحریف» به نقد مستند ادعای «اربعین دروغین» و شیوه غیرعلمی تحلیل اصالت زیارت اربعین پرداخته است.

وی در این پژوهش فاخر علمی با تبیین مرزهای تاریخ، حدیث، فقه و جامعه‌شناسی، نشان می‌دهد که خلط این حوزه‌ها، برخی را از اختلاف در پاره‌ای گزارش‌های تاریخی به انکار یکی از ریشه‌دارترین شعائر دینی شیعه رسانده است. این مقاله با استناد به منابع معتبر حدیثی، فقهی و تاریخی، اصالت زیارت اربعین و پیشینه دیرینه آن را اثبات کرده، میان اصل مشروعیت این شعیره و برخی مباحث تاریخی و اجتماعی تفکیک قائل می‌شود و همچنین نسبت دادن اربعین و سنت پیاده‌روی آن به تحولات سیاسی معاصر را از منظر روش‌شناسی پژوهش و شواهد تاریخی به نقد می‌کشد.

متن این مقاله علمی بدین شرح می باشد.


[اربعین حسینی؛ حقیقتی فراتر از تحریف]

یادداشتی در اصالت زیارت اربعین و نقد علمی ادعای وقیحانه ی «اربعین دروغین»

بسم الله الرحمن الرحیم

در هر پژوهش تاریخی و دینی، نخستین شرط دستیابی به حقیقت، رعایت انصاف، امانت علمی و شناخت دقیق روش‌های تحقیق است. تاریخ، حدیث، فقه و جامعه‌شناسی، هر یک قلمرو و معیارهای خاص خود را دارند و خلط میان این حوزه‌ها، پژوهش را از مسیر علمی خارج می‌سازد.

اخیراً متنی بسیار ضعیف و نسنجیده با عنوان‌های وقیحی مانند «اربعین دروغین» منتشر شده‌ است که پیش از بررسی جامع منابع، نتیجه‌ای قطعی درباره یکی از مهم‌ترین شعائر شیعه صادر می‌کنند. چنین روشی با اصول پژوهش علمی سازگار نیست؛ زیرا در تحقیق، ابتدا باید اسناد و شواهد بررسی شود و سپس داوری شکل گیرد، نه آنکه نتیجه‌ای از پیش تعیین شده و منابع تنها برای تأیید آن گزینش شوند.

نقد علمی یک سنت دینی، حق هر پژوهشگری است؛ اما تبدیل یک اختلاف تاریخی به انکار یک میراث گسترده دینی، نیازمند دلایل بسیار قوی و استوار است. نمی‌توان با چند اشکال تاریخی، مجموعه عظیم منابع حدیثی، فقهی و تاریخی شیعه را نادیده گرفت و شعیره‌ای ریشه‌دار را ساخته دوره‌ای خاص یا محصول یک جریان سیاسی معرفی کرد.

[تفکیک مسائل؛ کلید فهم حقیقت اربعین]

یکی از مهم‌ترین خطاها در این نقد نسنجیده، درهم‌آمیختن چند موضوع مستقل است؛ در حالی که هر یک از آنها نیازمند بررسی جداگانه است:

نخست، اصل مشروعیت و فضیلت زیارت اربعین؛

دوم، مسئله تاریخی بازگشت کاروان اهل‌بیت علیهم‌السلام به کربلا در بیستم صفر سال ۶۱ هجری؛

سوم، سنت پیاده‌روی برای زیارت سیدالشهدا علیه‌السلام؛

چهارم، نقش حکومت‌ها و جریان‌های سیاسی در حمایت یا بهره‌برداری از این اجتماع؛

پنجم، رفتارهای فردی و اجتماعی برخی شرکت‌کنندگان در این مراسم.

این مسائل، از نظر علمی ملازم یکدیگر نیستند. حتی اگر درباره یک گزارش تاریخی اختلافی وجود داشته باشد، نمی‌توان از آن نتیجه گرفت که اصل یک سنت عبادی و مذهبی فاقد اعتبار است.

اختلاف درباره یک حادثه تاریخی، هرگز مساوی با ابطال یک حقیقت دینی نیست. زیارت اربعین؛ حقیقتی روایی پیش از آنکه مسئله‌ای تاریخی باشد.

اساسی‌ترین نکته‌ای که در برخی نقدها مورد غفلت قرار گرفته، این است که اعتبار زیارت اربعین تنها بر یک گزارش تاریخی درباره بازگشت اهل‌بیت علیهم‌السلام استوار نیست؛ بلکه این زیارت دارای پشتوانه مستقل روایی در منابع امامیه است.

مشهورترین مستند در این زمینه، روایت امام حسن عسکری علیه‌السلام است: «علامات المؤمن خمس: صلاة إحدى وخمسين، وزيارة الأربعين، والتختم باليمين، وتعفير الجبين، والجهر ببسم الله الرحمن الرحيم.»

بر اساس این روایت، زیارت اربعین در شمار نشانه‌های مؤمن معرفی شده است. نکته مهم آن است که این روایت درباره اصل زیارت اربعین سخن می‌گوید، نه درباره تحلیل یک واقعه تاریخی خاص. بنابراین، حتی اگر پژوهشگری درباره برخی جزئیات تاریخی اربعین نخستین پرسش یا نقدی مطرح کند، این امر هیچ ملازمه‌ای با انکار اصل این شعیره ندارد.

نادیده گرفتن این تفاوت، ناشی از خلط میان حوزه فقه عبادات و حوزه بررسی گزارش‌های تاریخی است.

[میراث حدیثی و فقهی شیعه؛ شاهدی بر قدمت اربعین]

ادعای اینکه اربعین پدیده‌ای ساخته دوران معاصر است، با میراث علمی شیعه سازگار نیست.

زیارت امام حسین علیه‌السلام و فضیلت حرکت به سوی کربلا، قرن‌ها پیش از شکل‌گیری حکومت‌های جدید، در آثار محدثان و فقهای بزرگ امامیه ثبت شده است.

کتاب‌هایی مانند:

- کامل الزیارات ابن‌قولویه قمی؛

- ثواب الأعمال شیخ صدوق؛

- تهذیب الأحکام و مصباح المتهجد شیخ طوسی؛

- وسائل الشیعة شیخ حر عاملی؛

گواه آن است که زیارت سیدالشهدا علیه‌السلام و حرکت برای رسیدن به حرم آن حضرت، بخشی ریشه‌دار از فرهنگ دینی شیعه بوده است.

شیخ صدوق در قرن چهارم هجری، روایات فضیلت زیارت امام حسین علیه‌السلام را نقل کرده است؛ زمانی که هیچ‌یک از ساختارهای سیاسی معاصر وجود نداشتند.

شیخ طوسی نیز در آثار حدیثی و فقهی خود این میراث را حفظ کرده و شیخ حر عاملی در کتاب عظیم وسائل الشیعة، بابی مستقل با عنوان «استحباب المشی إلى زیارة الحسین علیه‌السلام» گشوده است.

ازاین‌رو، نسبت دادن اصل پیاده‌روی زیارت امام حسین علیه‌السلام به شرایط سیاسی چند دهه اخیر، با شواهد تاریخی و میراث مکتوب شیعه سازگار نیست.

[پیاده‌روی اربعین؛ توسعه‌ای نو، ریشه‌ای کهن]

ممکن است شکل امروزین راهپیمایی اربعین از نظر گستره، تعداد زائران، امکانات ارتباطی و سازمان‌دهی اجتماعی، تفاوت فراوانی با گذشته داشته باشد؛ اما تفاوت میان «گسترش یک سنت» و «پیدایش آن» باید مورد توجه قرار گیرد. رشد یک پدیده، دلیل بر نوپدید بودن آن نیست.

همان‌گونه که افزایش تعداد حجاج در عصر جدید، دلیل بر ساخته شدن حج در دوران جدید نیست، گستردگی امروز اربعین نیز نمی‌تواند دلیل بر ساخته شدن آن در عصر معاصر باشد. آنچه امروز مشاهده می‌شود، امتداد یک فرهنگ تاریخی است که ریشه در آموزه‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام دارد.

[تفاوت میان حمایت سیاسی و پیدایش یک سنت]

یکی از مغالطات مهم در نقد اربعین، خلط میان حمایت حکومت‌ها از یک آیین و ایجاد آن آیین توسط حکومت‌هاست.

ممکن است حکومت‌ها در دوره‌هایی از یک سنت دینی حمایت کنند، امکاناتی برای آن فراهم سازند یا از ظرفیت اجتماعی آن بهره ببرند؛ اما این امر به معنای آن نیست که اصل آن سنت را پدید آورده‌اند.

مساجد، علوم دینی و بسیاری از شعائر اسلامی در طول تاریخ گاه مورد حمایت حکومت‌ها قرار گرفته‌اند، اما هیچ پژوهشگری منشأ آنها را حکومت‌ها نمی‌داند.

اربعین نیز از همین قاعده پیروی می‌کند. اگر در دوره‌ای امکانات بیشتری برای برگزاری آن فراهم شده است، این امر تنها به معنای توسعه یک سنت موجود است، نه ایجاد آن.

[استمرار زیارت کربلا در برابر حکومت‌های مخالف]

یکی از روشن‌ترین شواهد تاریخی بر اصالت زیارت امام حسین علیه‌السلام، برخورد حکومت‌هایی است که نه تنها آن را ایجاد نکردند، بلکه با آن به مقابله برخاستند.

در دوره‌هایی از تاریخ، حکومت‌هایی مانند بنی‌امیه و برخی خلفای عباسی، محدودیت‌هایی برای محبت به اهل‌بیت علیهم‌السلام و زیارت کربلا ایجاد کردند. از جمله، اقدامات متوکل عباسی در تخریب قبر امام حسین علیه‌السلام و جلوگیری از زیارت آن حضرت، نمونه‌ای مشهور از این تقابل تاریخی است.

این واقعیت نشان می‌دهد که زیارت سیدالشهدا علیه‌السلام محصول قدرت سیاسی نبوده است؛ زیرا اگر چنین بود، با تغییر اراده حکومت‌ها از میان می‌رفت.

قدرت سیاسی می‌تواند یک شعیره را محدود یا تسهیل کند، اما نمی‌تواند قرن‌ها ایمان و محبت یک امت را جعل نماید.

[مسئله زیارت جابر و اربعین نخست؛ اختلاف تاریخی، نه ابطال شعیره]

یکی از محورهای بحث درباره اربعین، گزارش زیارت جابر بن عبدالله انصاری در روز بیستم صفر سال ۶۱ هجری است.

برخی پژوهشگران درباره جزئیات این واقعه، به‌ویژه مسئله ملاقات جابر با کاروان اهل‌بیت علیهم‌السلام، بحث‌هایی مطرح کرده‌اند.

اما روش علمی اقتضا می‌کند میان اصل واقعه و جزئیات گزارش‌ها تفاوت گذاشته شود.

در تاریخ اسلام، درباره بسیاری از حوادث مهم، اختلاف در نقل‌ها وجود دارد؛ اما این اختلاف‌ها به معنای انکار اصل آن حوادث نیست.

بنابراین، اختلاف در یک گزارش تاریخی نمی‌تواند بهانه‌ای برای نفی اصل زیارت اربعین یا متهم کردن یک سنت دینی به جعل و دروغ باشد.

[نقد بهره‌برداری گزینشی از سخنان بزرگان]

از دیگر آسیب‌های روش‌شناختی در برخی نقدها، استفاده گزینشی از سخنان عالمان شیعه است؛ به گونه‌ای که گویی هرگونه نقد یک گزارش تاریخی، مساوی با نفی اصل شعیره است.

در حالی که بزرگان علم، میان بررسی سند یک حادثه تاریخی و انکار یک حقیقت دینی تفاوت می‌گذاشتند.

عالمانی مانند شیخ مفید، شیخ طوسی، شیخ عباس قمی و... ، دغدغه پالایش تاریخ از نقل‌های ضعیف و غیرمعتبر داشتند؛ اما این امر هرگز به معنای نفی جایگاه زیارت امام حسین علیه‌السلام یا انکار حقیقت اربعین نیست.

استفاده از نام بزرگان برای اثبات نتیجه‌ای که خود آنان بدان ملتزم نبوده‌اند، روش علمی محسوب نمی‌شود.

سخن آخر :

[اربعین؛ میراث ایمان و معرفت حسینی]

اربعین تنها یک اجتماع بزرگ انسانی یا یک مناسبت تقویمی نیست؛ بلکه امتداد پیام عاشوراست؛ پیامی که در طول قرن‌ها، آزادی، عدالت و وفاداری به حق را در وجدان انسان‌ها زنده نگه داشته است.

اربعین نه محصول یک دولت است و نه ساخته یک جریان سیاسی؛ بلکه ثمره قرن‌ها ایمان، محبت، معرفت و پیوند قلبی با سیدالشهدا علیه‌السلام است.

می‌توان درباره تاریخ اربعین پژوهش کرد، درباره جزئیات آن پرسش مطرح نمود و دیدگاه‌های مختلف را بررسی کرد؛ اما میان نقد علمی و انکار شتاب‌زده و جاهلانه تفاوتی بنیادین وجود دارد.

تحقیق واقعی با پیش‌داوری آغاز نمی‌شود؛ با مراجعه به منابع، رعایت انصاف و تفکیک دقیق مسائل به حقیقت نزدیک می‌شود.

کسی که درباره اربعین داوری می‌کند، باید بداند که یک سنت ریشه‌دار چندصدساله را نمی‌توان با یک ادعای کوتاه و بدون بررسی جامع منابع، از صفحه تاریخ حذف کرد.

اربعین، حقیقتی است که در متن میراث حدیثی، فقهی و فرهنگی شیعه ریشه دارد؛ حقیقتی که نه با هیاهوی موافقان اثبات می‌شود و نه با انکار مخالفان از میان می‌رود.

خُسرانِ سیاهی لشکر شدن برای یک تفکر شبهه ناک کمتر از اصل جریان انحرافی و فعل شخص منحرف نیست. همانگونه که با اقرار زبانی می توان در حصار اسلام قرار گرفت، با بیان و تأیید کلمات بی ریشه نیز ممکن است از حقیقت دین خارج شد. مراقب باشیم و سطحی نگر نباشیم.

سیدالشهداء خط قرمز شیعه است!. فتأمل!.

دسته‌ها