از «تهاجم فرهنگی» تا «انفجار فضای مجازی»؛ میدانداری سلبریتیها در خلأ رسانه ملی
بیش از سه دهه از هشدار رهبر انقلاب درباره «شبیخون فرهنگی» میگذرد؛ هشداری که امروز در قالب پدیده فضای مجازی و نفوذ رسانهای بیگانگان، نفس فرهنگ ملی را نشانه رفته است. ضعف جدی رسانه ملی در جذب مخاطب و تربیت چهرههای فرهنگی کارآمد، میدان را برای سلبریتیهایی گشود که به جای تعهد، طلبکاری و وطن فروشی را در پیش گرفتند.
به گزارش راه شلمچه، این روزها فضای مجازی و شبکههای اجتماعی با روح و روان انسانها بازی میکنند و ذهن اغلب انسانها را منحرف کرده به خواستههای خود نزدیک میکنند.
مرداد 1371 رهبر معظم انقلاب از یک کلید واژه «شبیه خون فرهنگی» نام بردند و تاکید کرد: تهاجم فرهنگی این است که یک مجموعه - سیاسی یا اقتصادی - برای مقاصد سیاسی خود و برای اسیرکردن یک ملت، به بنیانهای فرهنگی آن ملّت هجوم میبرد. چنین مجموعهای هم چیزهای تازهای را وارد آن کشور و آن ملت میکند؛ امابه زور؛ امّا به قصد جایگزین کردن آنها با فرهنگ و باورهای ملی.
اکنون پس از 33 سال آن شبیه خون فرهنگی به راحتی از طریق فضای مجازی با کمترین هزینه به شکل گستردهای فراگیر شده است که امروزه بخش زیادی از افکار عمومی را در دست گرفته که اینستاگرام، تلگرام و واتساپ بیشترین اثرگذاری را در ایران دارند.
کاش 21 مرداد ماه 1371 رهبر انقلاب که در جمع گروهی از کارگزاران فرهنگی نظام با ارائه تحلیلی مفصل برخی از ابعاد تهاجم فرهنگی را شکافتند اکنون بیش از 33 سال بعد از آن هشدارها و رهنمودها، مجموعه سازمانها و نهادهای فرهنگی به وظایف خود عمل میکردند؟
اواخر دهه شصت در یک برنامه رادیویی زنده، مجری خانم این برنامه خطاب همکار خود گفت: اگر الان بنده اعلام کنم کل ستارههای آسمان فلان عدد است بی شک همگان باور میکنند و اما در پارکی که روی نیمکتی نوشته باشد دست نزنید رنگی میشود حتما باید با انگشت خود به آن نیمکت لمس کنید تا مطمئن شوید واقعا رنگی میشوید یا خیر!
این همان اعتبار رسانه را نشان میدهد که رسانه ملی چقدر در باورپذیری مخاطبان اثرگذار است.
اهمیت رسانه صدا و سیما را چرا مسئولین فرهنگی کشور جدی نگرفتند؟
شاید مهمترین ایرادی که از رسانه ملی میتوان گرفت عدم انتخاب درست
بازیگران و برنامه سازانی است که در جذب مخاطبان ناکارآمد بودند که این معضل
باعث شده تا رسانههای بیگانه فارسی زبان این خلاء را برای مخاطبان داخل
کشور پر کنند.
یکی دیگر از ایرادات رسانه ملی تولید سلبریتیهایی که تا به نان و نوایی
رسیدند به خاطر شهرتی که از تلویزیون به دست آوردهاند را نه تنها خود را بدهکار این رسانه نمیدانند برعکس طلبکارانه علیه مردم و نظام شمشیر را از رو بستند
که در ایجاد بیشتر اغتشاشات و فتنهها نقش کلیدی داشتند.
این سلبریتیها که عموما سواد درستی ندارند و از امکانات نظام مشهور شدند
در شبکههای اجتماعی به دلیل افسارگسیختگی و عدم نظارت دستگاههای مربوطه،
حسابی میدانداری میکنند که انگار سینما و تلویزیون محتاج به این عده از
به ظاهر هنرمندانی که کارشان وطن فروشی است.
برخی از سلبریتیها آنقدر افسار پاره
کردند که علنا در شبکههای اجتماعی نه تنها دروغهای علیه نظام و مسئولین
را تایید میکنند، بلکه همسو با رسانههای رژیم صهیونیستی در ایجاد
بحرانهای روانی علیه نظام نقش آفرینی میکنند و از آن سو رسانه ملی که در
جذب مخاطب ناکارآمد است اما در بکارگیری این بازیگران هم هیچ
نظارتی ندارد و در مقابل هنرمندان واقعی وطنپرست را نادیده گرفته که به
نظر میآید باید انقلابی در صدا و سیما به وجود آید.
ضرورت بازآفرینی فرهنگی
در شرایطی که افکار عمومی بیش از همیشه تحت تأثیر فضای مجازی قرار دارد، انتظار میرود متولیان فرهنگی کشور با بازنگری اساسی در سیاستهای رسانهای خود، میدان را به نیروهای متخصص و متعهد بسپارند. احیای اعتماد رسانهای تنها از مسیر تولید محتواهای واقعی، صادقانه و متناسب با نیاز فرهنگی جامعه میگذرد.
از طرفی دیگر سکوت رسانههای انقلابی و یا رسانههایی که با پول بیتالمال
تغذیه میشوند و نقش روابط عمومی مسئولینی را بر عهده گرفتند تا منبع
درآمدشان برای اداره کردن رسانه مشکل نخورند کمی به وظایف و رسالت شغلی خود
هم اهمیت دهند که به واقعیت فضای مجازی به پردازند.
اما واقعیت بخشی از فضای مجازی بعد از اغتشاشات دیماه امسال این است که
برخی از سلبریتیها به خاطر اینکه تعداد فالوورهای خود را از دست ندهند یا
مورد حمله و فحشهای مجازی قرار نگیرند یا سکوت میکنند و یا در زمین دشمن
بازی میکنند. اگر شرافت انسانی و غیرت ایرانی در وجود این افراد باشد دل
به دروغگوییهای فضای مجازی نمیبندند و شجاعانه واقعیتها را درک
میکردند و آب به آسیاب دشمن نمیریختند.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.