وحید مایلی
استراتژیست توسعه و آینده پژوه
وحید مایلی
امروز عمق استراتژیک ما معادلات جهانی را جابجا کرده و قدرتمان؛ سردمداران استبداد را به سطوح آورده است. این نه یک اتفاق، بلکه محصول مهندسی دقیق قدرت است که رهبر شهیدمان سالها آن را ساخته و پرودهاند.
راه شلمچه- وحید مایلی؛ تاریخ این سرزمین در سدههای اخیر در تلاطم و واگرایی گذشته است. خاطرات آن یادآور زخمهای عمیقی است که بر تن این جغرفیای مقدس و کهن نشسته است از قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای تا معاهده پاریس و واگذاری مجمع الجزایر بحرین و اروند رود و آرارات و قرهسو که همگی نقاط ننگی بر پادشاهان قاجار و پهلوی است که در مقابل استکبار و قدرتهای بزرگ سر خم کردند و بخشهای بزرگی قریب به دو سوم ایران بزرگ را با نالایقی از دست دادند، پادشاهانی که ایران را جولانگاه قدرتهای بزرگ کرده بودند؛ قدرتهایی که یک شبه پادشاهی را برداشته و یک روزه شخص دیگری را پادشاه این سرزمین میکردند.
اما روزگاری که این خاک قربانی این قراردادها و معاهدهها بود تمام شده است و دوران سیلی بر قدرتهای بزرگ فرا رسیده است.
انقلاب اسلامی ایران تعریفی جدید در حاکمیت ملی بنا نهاد و با سپردن سکان این کشتی کهن به دستان توانمند رهبر شهیدمان امام خامنه ای؛ بزرگترین دستاورد تمدنی تاریخ ایران در چند صد سال اخیر رقم خورد که آن ایستادگی در برابر ظلم استعمار و حفظ تمامیت ارضی بدون واگذاری حتی یک وجب خاک به دشمن است.
امروز عمق استراتژیک ما معادلات جهانی را جابجا کرده و قدرتمان؛ سردمداران استبداد را به سطوح آورده است. این نه یک اتفاق، بلکه محصول مهندسی دقیق قدرت است که رهبر شهیدمان سالها آن را ساخته و پرودهاند.
برنامه دشمن از به شهادت رساندن رهبر انقلاب این بود که این کشور از درون و در اثر خلاء حاکمیتی دچار انحطاط و فروپاشی شود و به دست دشمن بیفتد ولی با سیستم مدیریتی و حکمرانی ای که ایشان در طول 37 سال ساخته بودند و با رهبری آیت الله سید مجتبی خامنه ای و با عنایت خداوند و نیروهای مسلح و مدیران کشور و مردم مبعوث شده در خیابان ها؛ نه تنها خلاء احساس نشد بلکه کشور قدرتمندتر و منسجم تر در مقابل متجاوزین آمریکایی و صهیونی ایستاد و آنها را مبهوت و سرشکسته کرد و اکنون فقط به دنبال راهی آبرومندانه برای خروج از این جنگ هستند تا چهره پوشالی ابرقدرتی شان بیشتر از این در مقابل جهانیان مخدوش نگردد
18 اسفند 1404 عقلانیت حاکمیتی در ایران یکی از پیچیده ترین گذارهای سیاسی قرن را رقم زد. انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنه ای توسط مجلس خبرگان به عنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی ایران؛ در لایههای عمیق راهبردی به معنای ابطال تمامی سناریوهای شکست و گسست ملت بزرگ ایران توسط دشمنان بود و برای ما که از نگاه تحلیل و آینده پژوهی به موضوعات می نگریم این انتخاب حامل یک پیام مهم است که ایران به درجه ای از بلوغ نهادی و حکمرانی رسیده است که انتقال قدرت در آن در چنین شرایط حساسی؛ نه مایه ضعف بلکه محرک ثبات مضاعف است.
با انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنه ای به عنوان رهبر جدید ایران ثبات روانی جامعه تثبیت شد و این پیام به جهان مخابره شد که ایران با ثباتتر و قدرتمندتر از همیشه مسیر عزت و سربلندی را طی خواهد کرد.
اصلیترین مولفه رهبر جدید انقلاب در نوع تربیت و ممارست ایشان نهفته است آیت الله سید مجتبی خامنه ای صرفا میراث دار یک عنوان نیستند بلکه شاگرد مکتبِ پدری هستند که پس از چند صد سال اقتدار را به ایران بازگرداند. ایشان دههها در مکتب پدر شهیدشان حساسترین آموزههای تصمیمات راهبردی از سیاستهای کلان حکمرانی تا مدیریت بحران منطقهای و جهانی را آموخته و آبدیده شدهاند.
کسی که در چنین مکتبی پرورده شده بخوبی میداند که هزینه تسلیم در برابر استعمار بسیار بیشتر از هزینه ایستادگی ست. تلمذ در مکتب پدر آموزههایی را به ایشان منتقل کرده است که در هیچ دانشگاه و مکتبی به جز مکتب اهل بیت و تشیع یافت نمیشود.
در عصر جدید و چه بسا تمام اعصار اقتدار نظامی الف الفبای حاکمیت و قدرت در سطح جهان است و با تکیه بر قدرت می توان مولفههای اقتصاد پویا را رشد و توسعه داد. به زودی ایران اسلامی با رهبری آیت الله سید مجتبی خامنه ای شکوه قدرت نظامی را با شکوه قدرت اقتصادی تکمیل خواهد کرد.
یکی از وجوه کمتر دیده شده اما بسیار قدرتمند ایشان تسلط عمیق و بینش نوگرایانه در حوزههای اقتصاد سیاسی و صنعت است ایشان جهش تکنولوژیک و پویایی ساختاری در اقتصاد کلان را به عنوان پیشران قدرت در جهان امروز بخوبی میشناسند. اشراف ایشان بر صنایعی مانند نانو، هسته ای، هوا فضا و بخصوص استراتژیهای نوین تجاری نوید بخش ایرانی است که در آن رفاه ملی در سایه امنیت ملی شکوفا خواهد شد. نگاه ایشان به توسعه نگاهی مبتنی بر تولیدِ قدرتِ ثروت آفرین است.