اعتراض صریح امیری سوادکوهی نسبت به انحراف اعتقادی در شاهرود
از بزرگان، علما، هیئات مذهبی شاهرود می خواهیم میراث ماندگار شیعی شاهرود را از چنین آفاتی حفظ کنند و نگذارند شاهرود اهل بیت علیهم السلام، به شاهرودی صوفیه و دراویش تغییر کند...
به گزارش راه شلمچه، در پی برگزاری مراسم رونمایی از بخشی از تزئینات و اقدامات عمرانی پیرامون مزار بایزید بسطامی در شاهرود با حضور وزیر میراث فرهنگی، موجی از واکنشها و دغدغههای اعتقادی در میان برخی علما و متدینین شکل گرفته است. این رویداد در حالی برگزار شد که سالها پیش، مرحوم آیتالله العظمی لطفالله صافی گلپایگانی با توجه به حساسیتهای کلامی پیرامون این شخصیت، نسبت به روندهای مشابه ابراز مخالفت کرده و مانع از برگزاری آن شده بود.
اکنون پرسش اصلی منتقدان آن است که مرز میان «مرمت و صیانت میراث تاریخی» با «القای پیام ارزشی و تأییدی» کجاست؟ آیا اقدامات رسمی در حوزه میراث فرهنگی، بدون توجه به زمینههای اعتقادی و اجتماعی، میتواند به ایجاد ابهام در معیارهای دینی جامعه بینجامد؟
یادداشت پیشرو به قلم حجت الاسلام والمسلمین امیری سوادکوهی از محققان و نویسندگان شیعه ، با نگاهی تحلیلی به این مسئله پرداخته و نسبت به پیامدهای فرهنگی و اعتقادی چنین اقداماتی در شهری با پیشینه مذهبی چون شاهرود هشدار میدهد.
«از تحریم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره تا تقدیسِ مناقشهبرانگیز این روزهای بایزید بسطامی در شاهرود»
تقدیس بیضابطهٔ چهرهها، اگر بر مدار تحقیق و سنجش اعتقادی نباشد، از «تکریم میراث» عبور کرده و به «تحریف معیار» میانجامد. شگفتآور است که در شهری چون شاهرود که ریشه در دیانت و دلبستگی به مکتب اهلبیت علیهمالسلام دارد برای شخصیتی انحرافی چون بایزید بسطامی آیین بزرگداشت رسمی برگزار شود و آن هم با حضور وزیر میراث فرهنگی؛ در حالیکه پیشتر، مرجع بصیر و فقیه اصولی، شیخ الفقها، آیت الله العظمی آقای حاج شیخ لطفالله صافی گلپایگانی قدس سره با درک حساسیتهای اعتقادی، با چنین روندی مخالفت کرد و مانع آن شد.
بحث، بحثِ نفی تاریخ یا انکار سهم عرفان در تمدن ایرانی نیست؛ سخن از «معیار» است. در مکتب اهلبیت علیهمالسلام ، سنجهٔ تکریم، موافقت با کتاب و عترت و التزام به حدود شریعت است. حال آنکه در منابع تاریخیِ صوفیه، از بایزید اقوالی نقل شده که با اصول توحید و عبودیت ناسازگار مینماید؛ از جمله شطحیاتی چون «سبحانی ما أعظم شأني» و تعابیری که بوی حلول و اتحاد میدهد.
هرچند پیروان او کوشیدهاند این عبارات را به «حالِ وجد» و «غلبهٔ سکر» تأویل کنند، اما معیار شریعت، الفاظی است که از مرز توحید ناب عبور نکند و ذهن جامعه را به خلط خالق و مخلوق نکشاند.
علاوه بر این، برخی گرایشهای منسوب به او در باب اسقاط تکالیف در حالات خاص و تقدم «ذوق» بر «نص»، با منهج فقاهت شیعی که بر عقل منضبط و نقل معتبر تکیه دارد، تعارض آشکار دارد. سنت اهلبیت علیهمالسلام، عرفان را در چارچوب شریعت میپذیرد؛ نه شریعت را در سایهٔ مکاشفه. هر سلوکی که به تضعیف ظاهر شریعت بینجامد، از منظر فقه امامیه محل اشکال است.
از این رو، افتتاح رسمی بزرگداشت و شکوه سازی کاذب برای قبر چنین شخصیتی، آن هم با پوشش دولتی، این پرسش جدی را پیش مینهد: آیا دستگاههای فرهنگی، میان «ثبت میراث» و «تقدیس اعتقادی» تفکیک نهادهاند؟ بزرگداشت، پیام ارزشی دارد؛ و پیام ارزشیِ آن، در افکار عمومی به معنای تأیید است. شهری که باید پرچمدار تبیین معارف اهلبیت علیهمالسلام باشد، چگونه به تکریم چهرهای میپردازد که اقوالش محل مناقشهٔ جدی کلامی است؟
این اقدام، اگر بدون تبیین انتقادی و بدون تصریح به مرزبندیهای اعتقادی باشد، خطایی راهبردی است؛ زیرا معیارها را در ذهن نسل جوان مخدوش میکند. وفاداری به میراث، زمانی فضیلت است که با وفاداری به حقیقت جمع شود. تکریم بیتفکیک، نه خدمت به تاریخ است و نه پاسداشت هویت دینی؛ بلکه خلطی است که هزینهٔ آن را ایمان عمومی میپردازد.
از بزرگان، علما، هیئات مذهبی شاهرود می خواهیم میراث ماندگار شیعی شاهرود را از چنین آفاتی حفظ کنند و نگذارند شاهرود اهل بیت علیهم السلام، به شاهرودی صوفیه و دراویش تغییر کند... اگر چه خدای متعال خود حافظ دین و شریعت و ولایت هست.
اللهم اجعل عاقبة امرنا خیرا
امیری سوادکوهی _ قم المقدسه
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.