التماس «پیرمرد متوهم» و «رقیب آرای باطله» به ترامپ برای حمله به ایران
میراث سران فتنه برای فرهنگ سیاسی ایران چیزی فراتر از نصیحتهای غرضورزانه آنهاست؛ بیاحترامی به نتیجه انتخابات قانونی و دهنکجی به خواست مردم، تنها یادگاری زوج جر زن انتخابات ۱۳۸۸ است.
به گزارش راه شلمچه به نقل از رجانیوز، پس از
گذشت قریب به ۱۷ سال از فتنهافروزی سران جنبش سبز، چیزی جز رمق ناچیز
سیاسی و اقبال از دسترفته عمومی در توبره موسوی و کروبی وجود ندارد و
نشانههایی جز انتشار گاهوبیگاه بیانیههای پرت و توهینآمیز از علائم
حیاتیشان باقی نمانده است.
اما
آب گلآلود آشوبهای دیماه باز هم سران فتنه را از لانه بیرون کشید.
میرحسین موسوی و یار انتخاباتیاش، مهدی کروبی با انتشار بیانیههایی نسبت
به وقایع ماه گذشته اعلام موضع کرده و انگشت اتهام خود را به سمت نظام
جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب نشانه گرفتند.
هرچند
ملت ایران حکم پایان عمر سیاسی این افراد را با حضور میلیونی خود در
۹دی۱۳۸۸ امضا کرد اما گویا پیشکسوتان فتنه هنوز هم نمیتوانند به فرصتهای
آشوبسازی دست رد زده و با دوران بازنشستگی و واپسین ایام عمر خو بگیرند.
میرحسین
مطابق انتظار رندانهتر از قل دیگرش قلم زد اما تجربه سیاسی ۵۰ ساله او هم
نتوانست به کمکش بیاید و نیت شوماش را پنهان کند. موسوی در تمام
بیانیهاش تلاش کرد تا ژست وطندوستی و مخالفت با دخالت خارجی را حفظ کند و
اما در فرامتن نوشتههایش چیزی جز بازی در زمین نتانیاهو و انداختن فرش
قرمز برای سربازان بیگانه دیده نمیشود. او در بخشی از این بیانیه نوشت:
«دیگر بس است. نه شما راهحلی برای هیچیک از بحرانهای کشور دارید و نه
ملت چارهای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه. و نخواهید توانست فاجعهٔ
هجدهم و نوزدهم دی را تکرار کنید.»
اما
در میان سایر یاران اصلاحطلب موسوی شاید هیچکس بهاندازه خودش جنگ را حس
نکرده باشد، او حتما میدانست که دعوت اغتشاگران به حضور دوباره در خیابان،
تکرار همان مواضع ترامپ است. مشخصا تکرار آشوبها همان چیزی است که غرب
برای تکمیل جهاز حمله به ایران نیاز دارد.
نمیشود هم قسم حضرت عباس را قبول کرد و هم دم خروس را؛ ژست وطندوستی کجا و جادهصافکنی برای دخالت نظامی آمریکا کجا؟!
اما
حالا که نخستوزیر جنگ خواسته تا بیتوفیق از دنیا نرود و علاوه بر
عناوینی چون فتنهگری و بغی و مردودی، پست «بوقچی لشگر دشمن» را هم به
کارنامه اعمالش اضافه کند، باید به این نکته توجه داشته باشد که حیات
امروزش را مدیون رافت رهبری انقلاب است.
موسوی
و کروبی به خوبی آگاه هستند که اگر همین فتنهگریها را در زمان امام
خمینی(رحمهالله علیه) مرتکب میشدند به جای حصر خانگی، کُنجی از گورستان
منافقین و اعدامیهای سال ۱۳۶۸ نصیبشان میشد کما اینکه حضرت آیتالله
خامنهای هم در بیانات خود در سال ۱۳۹۳ با اشاره به این نکته فرمودند:
«آنچه که در سال ۸۸ اتفاق افتاد یک گناه بزرگ از سوی کسانی بود که اگر در
زمان امام این گناه از آنها سر میزد امام(ره) با قاطعیتی که داشت برخورد
خیلی سختتری میکرد». اما علیرغم رافت و لطف نظام در حق این دو نفر اما
آنها در کمال وقاحت رهبر معظم انقلاب را بعنوان متهم خرابکاریها و
خونریزیهای عوامل مزدور موساد و سیا در ایران معرفی میکنند و عقده شکست
انتخاباتیشان را بر سر نظام جمهوری اسلامی خراب میکنند.
باید
از موسوی پرسید که آیا دموکراسیهای تراز اول اروپایی هم به کودتاگران و
براندازان خود چنین حقوقی را اعطا میکردند که او در زیر سایه نظام به
اصطلاح استبدادی ایران از آن برخوردار است؟ آیا موسوی برخورد دموکراتیک
ترکیه، کشور همسایه با فتحالله گولن را فراموش کردهاست؟ آیا سران فتنه
فراموش کردهاند که بن سلمان، یکی از منتقدان درجه چندم حکومتاش، جمال
خاشقچی را که برخلاف میرحسین و کروبی دست به کودتا و فتنهگری نزده بود را
در اسید حل کرد؟!
اما
مضحکتر از نوشتههای موسوی، لجبازیهای مهدی کروبی است. رقیب آرای
باطله ۱۷سال است برای عقبنماندن از میرحسین، به هر آب و آتشی میزند تا
شاید او را هم در ردیف سهامداران فتنه محسوب کنند. قابل توجه است که کروبی
در بخشی از بیانیه اخیرش چنین آورده است: «تنها راه برون رفت مسالمتامیز
از این بحران رجوع به مردم و به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت آنان در یک
همهپرسی آزاد است.»
چطور
میشود این توصیه را از شخصی مثل مهدی کروبی قبول کرد؟ آیا کروبی با آن
واکنش بردبارانه در برابر یک شکست انتخاباتی، صلاحیت این را دارد که ملت
ایران را به دموکراسی و همهپرسی دعوت کند؟
مردم
ایران فراموش نکردهاند که مهدی کروبی چگونه رای ۰/۸ درصدی و شکستاش در
رقابت تناتنگ با آرای باطله را نپذیرفت و پرمشارکتترین انتخابات
ریاستجمهوری تاریخ ایران را به چنین بحرانی تبدیل کرد.
رایدهندگان
سالها قبل و طی یک انتخابات قانونی با مشارکت هشتادوپنج درصدی میزان
اقبال به کروبی و موسوی را نشان دادند اما چگونه افرادی که هنوز پس از
نزدیک به ۲۰ سال، شکست در آن انتخابات را نپذیرفتهاند، جمهوری اسلامی را
به یک همهپرسی بر سر بقا یا فنای خود دعوت میکنند؟
میراث
سران فتنه برای فرهنگ سیاسی ایران چیزی فراتر از نصیحتهای غرضورزانه
آنهاست؛ بیاحترامی به نتیجه انتخابات قانونی و دهنکجی به خواست مردم،
تنها یادگاری زوج جر زن انتخابات ۱۳۸۸ است.
از
سوی دیگر، سخنان روز گذشته موسوی و کروبی باید بیش از هرکس دیگری، توجه
برخی از فعالان قوه مجریه و قضائیه به خود جلب کند. جریاناتی در داخل کشور
از فرصت پیروزی پزشکیان در انتخابات استفاده کردند تا تخفیف بیشتری از نظام
برای سران فتنه بگیرند و صاحبان این دو بیانیه موهن را با سلام و صلوات به
جامعه بازگردانند. هرچند موسوی و کروبی از همان سال ۸۸ برای ملت مردود
شدند اما انگار این دو نفر هنوز هم میتوانند برخی از حامیان خود را با
طناب پوسیدهشان به قعر چاه ناکامی بکشند!
لینک کوتاه:
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.