بلوفهای هالیوودی آمریکا و صهیونیستها در برابر ملت ایران شکست خورد
نماینده مردم تهران در مجلس در اجتماع شبانه تهران گفت: دشمن با بلوفهای هالیوودی و هذیانگوییِ تغییر نظام جمهوری اسلامی و تجزیه ایران وارد جنگ چند روزه شد. اما در میانه جنگ، ماشین جنگی آمریکا در خلیج فارس یاتاقان زده و نظم جدید منطقه از سوی ایران نوشته شده است.
به گزارش راه شلمچه، علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در اجتماع مردمی میدان تجریش: حدود ۸۵ روز از جنگ تحمیلی سوم که آمریکای جنایتکار و رژیم تروریستی صهیونی بر ملت ایران گذشت، دشمن با بلوفهای هالیوودی و هذیانگوییِ تغییر نظام جمهوری اسلامی و تجزیه ایران وارد جنگ چند روزه شد. اما در میانه جنگ، ماشین جنگی آمریکا در خلیج فارس یاتاقان زده و نظم جدید منطقه از سوی ایران نوشته شده است.
ارزیابیهای محرمانه نشان میدهد که آمریکا در برابر قدرت رزم موشکی ایران کم آورده و بخش عمدهای از ذخایر بمبهای سنگرشکن آنان مصرف شد؛ اما ایران نهتنها نتوانست شهرهای موشکی خود را حفظ کند، بلکه تولید موشک را هم با جنگی سنگینتر ادامه داده است و آنچه حاصل آمریکاییها شده است، انهدام عملیاتی ۱۶ پایگاه آمریکا در سطح منطقه است. اخراج آمریکا از منطقه عملاً رقم خورده است.
آمریکا برای پنهان کردن استیصال خود در میز مذاکره، عملیاتهای نظامی را در تنگه هرمز و خلیج فارس کلید زد؛ اما این درگیری نظامی نهتنها به نتیجهای برای آمریکا نرسید، بلکه به دشمن نشان داد که بیش از ۳۰ سایت موشکی ایران کاملاً بر تنگه هرمز مسلطاند و اجازه هرگونه پیشروی را از دشمن در تنگه هرمز سلب کردند.
جمهوری اسلامی ایران توانسته با رویهسازیِ عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز، نسبت به رویهسازیِ دریافت هزینه تأمین امنیت و عوارض محیط زیستی اقدام کند و کشورهای غربی برای باز کردن شاهرگ اقتصادی خود و فرار از تورم ویرانگر بنزین، تن به قاعده دیکته شده ایران بدهند.
پیام جمهوری اسلامی ایران نسبت به تشدید دیوانهوار حملات صهیونیستها در جنوب لبنان باید همراه با تهدید معتبر باشد. گام اول، تأسیسات پدافند صهیونیستها و پرسنل آنها در خاک امارات خواهد بود. معادله «ترقه در بیروت و جنوب لبنان» برابری خواهد کرد با «جهنم در دبی» را میبایست به یک تهدید معتبر تبدیل کرد.
متحدان سنتی آمریکا در منطقه با مشاهده شکست تحقیرآمیز ناوگان نظامی آمریکا در خلیج فارس و انزوای مطلق تلآویو در شوک فرو رفتهاند؛ اینکه ترامپ صحبت از امضای پیمان ابراهیم از سوی کشورهای عربی کرده و با سکوت تحقیرآمیز رهبران عرب روبهرو شده است، حکایت از دفن پیمان ابراهیم و پایان توهم یک امپراتوری دارد. منطقه غرب آسیا از این پس با منطق موشکهای بالستیک و اهرم گلوگاههای انرژی تنظیم میشود. این دستاوردهای مهم ملت ایران در هیچ مذاکرهای قابل تغییر نیست.
آنچه باید امروز در میادین و خیابانها مطالبه شود، حفظ دستاوردهای میدان نبرد و مطالبه از مسئولان ارشد و مذاکره کنندگان است. در هر توافقی باید تمام خطوط قرمز تعیین شده در مورد تنگه هرمز که از سوی رهبر معظم انقلاب بیان شده است رعایت شود؛ مدیریت انحصاری ایران بر تنگه هرمز کاملاً باقی بماند؛ ایران از شناورهای غیرنظامی عبوری هزینه دریافت کند؛ مانع عبور هرگونه شناور نظامی و حتی غیرنظامیِ مربوط به رژیم صهیونیستی شود؛ عبور شناورهای غیرنظامیِ دولت تروریست آمریکا مشروط به پرداخت غرامت تجاوز به ایران باشد.
موضوع پرداخت غرامت تجاوز و خسارات وارد شده باید به صورت صریح ذکر شود. پیشنهاد یک صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری که باید برنامه آن مورد توافق با آمریکا قرار گیرد، فقط یک وعده نسیه سر خرمن است که قطعاً به نتیجه نخواهد رسید. دلیل، تجربههای گذشته است؛ پیشنهاد صندوق بازسازی باعث میشود که اولاً متجاوز از لحاظ حقوقی در هالهای از ابهام قرار گیرد.
آمریکا میتواند هم از جهت تأمین منابع و به ویژه از جهت مصرف منابع، خلل ایجاد کند و شروطی را مطرح کند یا در مسیر مصارف ملی دخالت کند که مغایر قاعده نفی سبیل و هر عقلانیتی است.
در موضوع رفع تحریمها، جدای از بدعهدی آمریکاییها در ادوار گذشته، این نکته اهمیت دارد که رفع تحریمهای فعلی به معنای تضمین آمریکا برای تحریمهای آینده علیه ملت ایران نیست. پس تضامین عینی برای عدم بدعهدی ضروری است. مهمترین تضمین، تنگه هرمز و مدیریت ایران بر این مسیر مهم و حیاتی است.