تاریخ ندانی در جغرافیا سرگردانی
هنگام مرور تاریخ ایران وقتی به حکومتهای قاجار و پهلوی میرسیم، ناخودآگاه دلمان برای ایران میسوزد.
رضا باقرپور سردبیر راه شلمچه در یادداشتی به حافظه تاریخی ایران رجوع کرد و نوشت: از سال ۱۱۷۵ تا ۱۳۵۷، قاجار و پهلوی چنان تاریخ را رقم زدند که ناگزیریم با شرمندگی آن صفحات را بخوانیم.
حکومت ۱۳۰ ساله قاجار و ۵۳ ساله پهلوی، به گونهای بر ایران حکمرانی کردند که آدم شرمش میآید بگوید در طول این ۱۸۳ سال، بیش از دو میلیون و پانصد هزار کیلومتر مربع از سرزمین ما را جدا کردند و بخشیدند.
فرار شاهزادگان قجری در جنگهای اول و دوم ایران و روس، که به وهننامههای «گلستان» و «ترکمنچای» ختم شد، حاتمبخشیهای قجری در دوران ناصری، از جمله پیمان «آخال» که منجر به تسلط روسها بر شرق دریای خزر، سمرقند و بخارا شد تا قرارداد «پاریس» که سرزمینهای هرات، بلوچستان و مکران را از ایران جدا کرد تنها گوشهای از این درد است. البته این دردها بیش از این حرفهاست. امتیاز «رویتر»، امتیاز «لاتاری» و امتیاز «تنباکو» نیز از دیگر زخمهای این دوران به شمار میروند.
هولوکاست انسانی سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ که علیرغم اعلام بیطرفی ایران در جنگ جهانی اول رخ داد و بنا بر برخی گزارشها، تعداد تلفات ایرانیان در آن سالها با مجموع تلفات برخی از طرفهای درگیر در جنگ جهانی اول قابل مقایسه دانسته شده است، نیز جزئی جداییناپذیر از تاریخ این دوران محسوب میشود.
اشغال ایران در زمان رضاشاه در سال ۱۳۲۰ در خلال جنگ جهانی دوم نیز در امتداد همان بیکفایتیهای تاریخی قرار داشت. البته در دوران قاجار، دستکم گاهی نبردی صورت میگرفت و در نتیجه شکست یا ضعف حاکمان، سرزمینی از دست میرفت؛ اما در دوران پهلوی، حاتمبخشی ایران وجهی دیگر پیدا کرد. واگذاری مناطق شمال و جنوب اترک به شوروی و پیشکش آرارات و ارتفاعات آن به ترکیه نمونههایی از این رویکرد بود. واگذاری بحرین در سال ۱۳۴۹ نیز به این ضربالمثل ضریب داد که «پسر کو ندارد نشان از پدر».
اما امروز، پس از ۴۷ سال، انقلاب اسلامی روایت دیگری از تاریخ را رقم زده است. ۴۷ سال با ایران جنگیدند و آن را تحریم کردند، اما کشور هر روز مسیر تازهای از قدرت و پیشرفت را پیمود. نفت ایران ۳۷ سال برای آمریکا و انگلیس استخراج شد اما مدتهاست که معادلات تغییر کرده است و اوج این تغییر را میتوان در جنگ رمضان مشاهده کرد؛ جنگی که ایران را به قدرتی نوظهور و مهمترین بازیگر غرب آسیا تبدیل کرده است. البته این پیروزی که به نوعی معجزۀ تاریخی است نشانه تثبیت یک اندیشه سیاسی و الگوی حکمرانی رهبر شهید انقلاب است.
با این حال، نباید فراموش کرد که این دستاوردها به بهای سنگینی به دست آمده و خونهای بسیاری در این راه نثار شده است اما تاریخ فراموش نخواهد کرد مدعیان دروغین ایران دوستی که سالها فتح ایران به دست اعراب را دستاویز روایتهای خود قرار داده و ندای «وامصیبتا» سر دادهاند، کار را به جایی رساندند که دشمنان ایران به طمع خاک این سرزمین افتادند. اما نمیدانند که آیندگان به آنها ناسزا خواهند گفت که چرا برای ویرانی وطن هورا کشیدید!
درست گفتهاند: کسی که تاریخ نداند، در جغرافیا سرگردان است.