پایگاه خبری راه شلمچه
AGENCY Raheshalamche
حالت نمایش:
ویژه

تنها پیش‌شرطِ آتش‌بس با آمریکا

تاریخ:
مطالعه: 3 دقیقه
بازدید: 7 پسندیده: 0 نپسندیده: 0
تنها پیش‌شرطِ آتش‌بس با آمریکا
بازدید: 7 پسندیده: 0 نپسندیده‌ : 0

جنگ منطقه‌ای با شدت مناسب ادامه پیدا کند؛ طوری که تنها زمانی به آتش‌بس فکر شود که تمام پایگاه‌های آمریکا در منطقه، بلااستفاده یا بدون نیرو شوند.

به گزارش راه شلمچه به نقل از رجانیوز، هنگامی که ولادیمیر پوتین در سال‌های منتهی به عملیات نظامی در اوکراین، پشت تریبون‌های رسمی گفت که گسترش ناتو به شرق را تحمل نخواهد کرد، بسیاری این موضع را بلوف خواندند؛ اما تاریخ نشان داد که بلوف نبود. ریشه‌ی درگیری روسیه و اوکراین را باید در همین منطق ژئوپلیتیک جست‌وجو کرد؛ اوکراین با تکیه بر وعده‌های غربی، مسیر عضویت در ناتو را دنبال می‌کرد و این به معنای هم‌مرز شدن یک اتحاد نظامی تهاجمی با خاک روسیه بود.

 

مسکو این خط قرمز را نه پشت درهای بسته و نه در محافل سیاسی درونی، بلکه آشکارا و با صدایی رسا اعلام کرد. مقامات روسی بارها به صراحت اعلام کردند که هرگونه گسترش زیرساخت‌های نظامی ناتو در پیرامون روسیه، تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی این کشور تلقی خواهد شد.

 

سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در یکی از همین مواضع تأکید کرد که استقرار نیروها و تأسیسات نظامی غربی به عنوان مداخله‌ای که تهدید مستقیمی برای امنیت روسیه محسوب خواهد شد. در همین چارچوب، دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، نیز هشدار داد که اگر ناتو سلاح‌های هسته‌ای خود را در استونی مستقر کند، سلاح‌های هسته‌ای روسیه نیز این کشور را هدف قرار خواهد داد؛ هشداری که در عین صراحت، با این تأکید همراه بود که روسیه قصد تهدید اروپا را ندارد، بلکه تنها امنیت خود را تضمین خواهد کرد.

 

این همان چیزی است که در ادبیات روابط بین‌الملل، بازدارندگی فعال نام دارد؛ نه انفعال، نه عقب‌نشینی، بلکه تعریف صریح هزینه برای طرف مقابل و بازیگری به نحوی که طرف مقابل فکر حمله به شما هم در ذهن نداشته باشد.

 

جمهوری اسلامی ایران امروز در موقعیتی مشابه قرار دارد. منطقه‌ی غرب آسیا صحنه‌ی نبردی است که آمریکا سال‌هاست طراحی آن را دنبال می‌کند؛ استقرار پایگاه‌های نظامی در عراق، سوریه، خلیج فارس و شبه‌جزیره‌ی عربستان، به‌صراحت برای محاصره‌ی ایران و اعمال فشار دائمی بر تهران طراحی شده است. نیروهایی که با هزاران کیلومتر فاصله از خاک آمریکا، دقیقاً بر سر مرزهای ایران مستقر شده‌اند، هیچ توجیه دفاعی و صلح‌طلبانه ندارند؛ حضور آن‌ها ذاتاً تهاجمی و سلطه‌جویانه است.

 

لذا اگر نیروهای مسلح و دستگاه دیپلماسی، طوری عمل کنند که آمریکا به گونه‌ای فکر کند که علی‌رغم گرفتن هزینه‌ای بسیار بالا (ترور رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان بلندپایه) هنوز می‌تواند پایگاه‌های خود در منطقه را حفظ کند، علاوه بر پایمال شدن خون آن شهدا، امکان حمله‌ی مجدد به رهبر بعدی این کشور و مواضع حساس‌تر در کشور را به آمریکا می‌دهد.   

 

در چنین شرایطی، سکوت یا اتکای صرف به دیپلماسی، نه تنها راهگشا نیست، بلکه دشمن را به ادامه‌ی فشار تشویق می‌کند. آنچه تجربه‌ی روسیه به ما آموخت این است که قدرت‌های بزرگ تنها زمانی پشت میز مذاکره می‌نشینند که هزینه‌ی تقابل را واقعی بدانند. جمهوری اسلامی باید این پیام را با همان صراحتی که مسکو به اروپا داد، به واشنگتن و متحدانش مخابره کند؛ هرگونه استقرار نظامی در کشورهای همسایه، هر آتش‌بسی که پوششی برای تجمیع نیرو در منطقه باشد، و هر حرکتی که امنیت ایران را به مخاطره بیندازد، پاسخی قاطع در پی خواهد داشت.

 

تنها راه فهماندن این هزینه برای کشوری مانند آمریکا، کنش‌گری بی‌پروا در عرصه نظامی است. یعنی در موقف اول، هیچ آتش‌بسی در شرایط فعلی مورد پذیرش قرار نگیرد و در موقف دوم، جنگ منطقه‌ای با شدت مناسب ادامه پیدا کند؛ طوری که تنها زمانی به آتش‌بس فکر شود که تمام پایگاه‌های آمریکا در منطقه، بلااستفاده یا بدون نیرو شوند.

 

این موضع نه تنها تهدید نیست، بلکه منطقی‌ترین شکل تأمین امنیت ملی در رئال‌پلیتیک است. کشوری که دشمنش را از هزینه‌ی جنگ آگاه نکند، عملاً دعوت‌نامه‌ای برای تجاوز صادر کرده است. ایران با ظرفیت‌های موشکی، شبکه‌ی مقاومت منطقه‌ای و تجربه‌ی چهار دهه مقاومت در برابر فشارهای متعدد، از جایگاهی برخوردار است که این بازدارندگی را باورپذیر و قابل اتکا کند.

 

دسته‌ها