نبوغ فوتبالی فردوسیپور فدای حواشی شد
عادل فردوسیپور که سالها به عنوان نابغه گزارشگری فوتبال ایران شناخته میشد، این روزها در مسیری گام برمیدارد که بیش از آنکه به تخصص ورزشی او کمک کند، وی را از جایگاه محبوبیت میان اقشار مختلف جامعه دور کرده است. ورود به عرصههای غیرتخصصی و حاشیهسازیها، نه تنها مخاطبان میلیونی او را از گزارشهای بینظیرش محروم کرده، بلکه او را در آزمون «حرفهایگری» دچار شکست کرده است.
به گزارش «راه شلمچه»، دنیای چهرههای مشهور، همواره شاهد سقوط ستارههایی بوده است که به دلیل عدم شناخت درست از پیچیدگیهای غیرتخصصی و گرایشهای سیاسی، از مسیر اصلی خود فاصله گرفته و سرنوشت حرفهایشان را به ناکجاآباد کشاندهاند. در این میان، عادل فردوسیپور نمونه بارز هنرمند/ورزشکاری است که با وجود نبوغ ذاتی در تحلیل و گزارش فوتبال، با عبور از مرزهای تخصصی خود، به جایگاهی متزلزل رسیده است.
سیاستزدگی؛ آفتی برای محبوبیت
تجربه سالهای اخیر نشان داده است هرگاه هنرمند، ورزشکار یا چهرهای شاخص به جای تمرکز بر حوزه تخصصی خود، به دایره پرنوسان سیاست ورود کرده، آسیبهای جدی به جایگاه اجتماعی خود وارد ساخته است. برای مخاطبانی که سالها با صدای فردوسیپور و تحلیلهای فنی او خاطره ساختهاند، پرسش اساسی اینجاست: چرا باید سرمایههای اجتماعی کشور به دلیل ورود به عرصههای غیرفوتبالی دچار چنین افولی شوند؟
فردوسیپور که امروز در میانه راه مانده و نه راه پیش دارد و نه راه پس، نباید فراموش کند که شهرت و اعتبار او در بستر رسانه ملی شکل گرفته است. درست است که هنر و هوش فردوسیپور در جذب مخاطب نقش بسزایی داشت، اما نباید از نقش حمایتی رسانه ملی و تریبونی که سالها در اختیار او بود، غافل شد. او پیش از آنکه به چهرهای شناختهشده تبدیل شود، گمنامی بود که با امکانات رسانه ملی و تلاشهای خود رشد کرد؛ اما گویی امروز او قدر آن جایگاه را ندانسته و اسیر حاشیههایی شده که نتیجهای جز فاصله گرفتن از هواداران واقعیاش نداشته است.
وقتی حاشیه، اخلاق را قربانی میکند
یکی از نقاط سیاه کارنامه اخیر فردوسیپور، برخوردهای غیرحرفهای و حاشیهساز اوست. برای نمونه، تمسخر یک گزارشگر محلی و محبوب استان هرمزگان در یکی از برنامههای جام جهانی، رفتاری به دور از شأن یک چهره رسانهای بود؛ آن هم در شرایطی که آن گزارشگر متعهد، در دل خلیج فارس و در شرایطی سخت، با ادبیاتی برخاسته از دل مردم، پیامآور آرامش برای ایرانیان است.
یک توصیه به عادل فردوسیپور
در نهایت، آنچه از فردوسیپور انتظار میرود، بازگشت به مسیر اصلی و تمرکز بر مطالبات فوتبالی مردم است؛ مطالبات واقعی که نباید قربانی سیاسیکاریها شود. تداوم روند کنونی، تنها لبخند را بر لبان مخالفان نظام و رسانههای ضد انقلاب مینشاند؛ کسانی که از انحراف چهرههای اثرگذار ایران، سود میبرند. امید است عادل فردوسیپور با «عدالت» در نگاه به خود و جامعه، از حواشی فاصله گرفته و پیش از آنکه سرمایه اجتماعیاش به کلی تحلیل رود، به رسالت اصلی خود بازگردد.