Raheshalamche AGENCY

نزن تا نزنم

نزن تا نزنم

چرا خاورمیانه در آستانه انفجار نیست اما روی لبه خطر ایستاده است؟


به گزارش راه شلمچه، رضا باقرپور کارشناس ارشد بین‌الملل در یادداشتی نوشت: در هفته‌های اخیر همزمان با افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال درگیری نظامی، شواهد سیاسی و رفتاری نشان می‌دهد که مسیر تحولات منطقه الزاماً به سمت جنگ تمام عیار نمی‌رود و نشانه‌ها از شکل‌گیری نوعی مدیریت بحران پنهان میان ایران و ایالات متحده آمریکا حکایت دارد. مدیریتی که هدف آن جلوگیری از حادثه‌ای است که می‌تواند کل منطقه را به آتش بکشاند.


جنگی که اگر شروع شود، محدود نمی‌ماند


یکی از مهم‌ترین متغیرهای بازدارنده در این معادله، هزینه منطقه‌ای جنگ است. جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده که هرگونه درگیری مستقیم، محدود و نقطه‌ای باقی نخواهد ماند به طوری که رهبر معظم انقلاب به صراحت هشدار داده‌اند که جنگ با ایران به معنای ورود کل منطقه به یک بحران فراگیر خواهد بود.

این گزاره صرفاً یک موضع گیری سیاسی نیست توصیف واقعیت ژئوپلیتیک خاورمیانه است. شبکه‌ای از بازیگران، منافع در هم تنیده و خطوط تماس فعال باعث می‌شود هر برخوردی به سرعت ماهیت منطقه‌ای پیدا کند و چنین سناریویی چیزی نیست که قدرت‌های بزرگ به سادگی بتوانند آن را مهار کنند.


اقتصاد؛ خط قرمز واقعی واشنگتن


فراتر از ملاحظات امنیتی، اقتصاد به عنوان مهمترین عامل بازدارنده عمل می‌کند. ایالات متحده با بدهی‌ای در حدود ۳۸تریلیون دلار مواجه است رقمی که هر تصمیم راهبردی را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. ورود به یک جنگ بزرگ در خاورمیانه نه تنها هزینه‌های نظامی سنگینی دارد، بلکه می‌تواند بازارهای انرژی را بی‌ثبات کند، زنجیره‌های تأمین جهانی را مختل سازد و فشار تورمی تازه‌ای بر اقتصاد جهانی وارد کند پس برای واشنگتن چنین باری نه منطقی است و نه قابل دفاع. به همین دلیل سیاست غالب آمریکا در شرایط کنونی مهار بحران است نه تشدید آن. آمریکا به‌دنبال «نباختن» است نه «بردن» در میدان جنگ.


رژیم صهیونیستی؛ بازیگری با آستانه تحمل پایین


در این میان رژیم صهیونیستی نقش متفاوتی ایفا می‌کند آن‌ها برخلاف آمریکا آستانه تحمل پایینی در برابر تهدیدات امنیتی دارند و به طور تاریخی تمایل بیشتری به اقدامات پیش‌دستانه ‌دارند. از این منظر رژیم صهیونیستی ممکن است مشتاق درگیری به نظر برسد. بازیگری که حذف تهدید را بر مدیریت آن ترجیح می‌دهد.

با این حال حتی رژیم صهیونیستی نیز بدون همراهی آمریکا قادر به انجام یک جنگ راهبردی گسترده علیه ایران نیست. به همین دلیل اگر مخالفتی با تفاهم‌های پنهانی بین ایران و امریکا وجود داشته باشد، احتمالاً نه در قالب جنگ مستقیم بلکه به شکل اقدامات محدود، عملیات خاکستری و فشارهای غیرعلنی بروز پیدا خواهد کرد.


توافق پنهانی؛ نه صلح نه تسلیم


آنچه از بیرون دیده می‌شود نه یک توافق رسمی و نه آشتی سیاسی است بلکه بیشتر شبیه یک قرارداد نانوشته است:

«نزن تا نزنم»

نوعی تعادل شکننده که اجازه می‌دهد طرف‌ها از لبه پرتگاه فاصله بگیرند بدون آنکه عقب‌نشینی علنی کنند.

در چنین چارچوبی پاسخ‌ها کنترل شده‌اند، پیام‌ها غیرعلنی‌اند و هدف اصلی خریدن زمان است. این مدل شاید ایده‌آل نباشد اما در مقطع فعلی تنها گزینه‌ای است که از یک حادثه بزرگ منطقه‌ای جلوگیری می‌کند.


چرا جنگ به‌صرفه نیست


به طور خلاصه اینطور می‌توان جمع‌بندی کرد که جنگ با ایران جنگی ساده و کوتاه نیست بلکه جنگی منطقه‌ای است که اقتصاد جهانی را تحت فشار می‌گذارد و برای آمریکا در شرایط فعلی اقتصادی‌اش، صرفه ندارد.

به همین دلیل با وجود همه تنش‌ها مسیر غالب همچنان مسیر مدیریت بحران است. جنگی که اگر آغاز شود کنترل‌پذیر نخواهد بود و این دقیقاً همان چیزی است که بازیگران اصلی به‌ویژه واشنگتن می‌خواهند از آن اجتناب کنند.

خاورمیانه امروز در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» قرار دارد؛ وضعیتی ناپایدار، پرریسک اما فعلاً مهار شده. این تعادل ممکن است شکننده باشد اما تا زمانی که هزینه‌های جنگ از منافع آن بیشتر است، عقلانیت اقتصادی و ملاحظات منطقه‌ای ماشه را پایین نگه می‌دارد.

حق با علیست...


اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی:

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.