نقد صریح امیری سوادکوهی به انکار فضیلت گریه بر سیدالشهدا
امیری سوادکوهی در یادداشتی در واکنش به سخنان اخیر ناصر نقویان درباره میزان ثواب گریه بر امام حسین علیهالسلام و تشکیک در اعتبار بخشی از روایات عزاداری تأکید کرد: اگر قرار باشد هر روایتی که ثوابی عظیم بیان میکند، به صرف بزرگ بودن پاداش کنار گذاشته شود، باید بخش قابل توجهی از فرهنگ دینی نیز کنار گذاشته شود.
به گزارش راه شلمچه، متن یادداشت حجتالاسلام والمسلمین امیری سوادکوهی از محققان و نویسندگان شیعه بدین شرح است.
بسم الله الرحمن الرحیم
در روزگاری که سخن گفتن از دین بیش از هر زمان دیگری نیازمند دقت علمی، امانت در نقل و جامعنگری به منظومه معارف اسلامی است، شایسته نیست که با استناد به یک آیه، مجموعهای از آیات، صدها روایت معتبر، سیره قطعی اهلبیت علیهمالسلام و فهم مستمر فقهای امامیه نادیده گرفته شود.
جناب آقای نقویان در سخنان اخیر خود، با تمسک به آیه شریفه «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»، چنین نتیجه گرفتهاند که معیار ثواب در قرآن تنها مقدار عمل است؛ ازاینرو پاداشهای عظیم نقلشده برای گریه بر امام حسین علیهالسلام با منطق قرآن سازگار نیست و بسیاری از این روایات نیز بیسند یا ساختگی است.
این نتیجهگیری، از منظر تفسیر، حدیث و کلام امامیه، با اشکال جدی مواجه است؛ زیرا پیش از آنکه نتیجه نادرست باشد، روش استدلال نادرست است. آیهای که در مقام نفی انتساب عمل دیگران به انسان است، به آیهای درباره محدود بودن فضل الهی تبدیل شده؛ میان استحقاق ثواب و تفضل الهی خلط شده؛ میان نقد چند روایت ضعیف و انکار یک منظومه روایی گسترده تفکیک صورت نگرفته؛ و در نهایت، حقیقت اشک بر سیدالشهداء علیهالسلام از یک عبادت ولایی و شعیره الهی، به یک احساس فردی تقلیل یافته است.
نخست باید توجه داشت که آیه «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى» هرگز نمیگوید خداوند بیش از اندازه عمل پاداش نمیدهد؛ بلکه میفرماید انسان مالک چیزی جز حاصل سعی خود نیست. اما اینکه خداوند بر همان سعی چه اندازه فضل و کرم عطا کند، موضوع دیگری است که خود قرآن به روشنی بیان کرده است. قرآن از پاداش دهبرابری، هفتصد برابری و حتی «وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ» سخن میگوید. بنابراین، مضاعف بودن ثواب، نه مخالف قرآن، بلکه متن قرآن است.
از سوی دیگر، گریه بر امام حسین علیهالسلام در فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام ، یک واکنش عاطفی صرف نیست تا ارزش آن با حجم اشک سنجیده شود. این اشک، اعلام وفاداری به ولایت، اظهار برائت از جبهه ظلم، احیای بزرگترین حماسه توحیدی تاریخ و مشارکت دائمی در نهضت عاشوراست. همانگونه که شهادت یک مجاهد با ظاهر چند لحظه قابل اندازهگیری نیست، اشک بر حسین علیهالسلام نیز با ظاهر چند قطره اشک سنجیده نمیشود؛ بلکه حقیقت و متعلق آن، منشأ عظمت ثواب است.
اشکال دیگر آن است که چنین القا میشود گویی روایات فضیلت گریه، تنها در کتابهایی مانند اسرار الشهادة یا روضة الشهداء آمده است؛ در حالی که این تصور، خلاف واقعیت تاریخ حدیث شیعه است. قرنها پیش از تألیف این آثار، بزرگانی همچون ابنقولویه، شیخ صدوق، شیخ طوسی و دیگر محدثان، بابهای مستقلی درباره فضیلت گریه بر سیدالشهداء علیهالسلام در منابع اصیل شیعه گشودهاند. کامل الزیارات، ثواب الأعمال، امالی، خصال و سپس وسائل الشیعه، سرشار از این روایات است و فقهای امامیه نیز قرنها به آنها استناد کردهاند.
از روشنترین نمونهها، حدیث مشهور ریان بن شبیب از امام رضا علیهالسلام است؛ روایتی که در آن حضرت میفرمایند اگر بر حسین علیهالسلام بگریی تا اشک بر گونههایت جاری شود، خداوند گناهانت را میآمرزد و اگر میخواهی در درجات عالی بهشت با ما باشی، در اندوه ما اندوهگین و در شادی ما شادمان باش. این روایت، تنها یک خبر منفرد نیست؛ بلکه در کنار دهها روایت دیگر از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام، منظومهای منسجم از فرهنگ عاشورایی اهلبیت را تشکیل میدهد.
حتی روایاتی که از گریستن آسمانها و زمین، فرشتگان و دیگر مخلوقات بر سیدالشهداء علیهالسلام سخن میگویند، در منابع متعددی نقل شدهاند. مقصود این روایات، صرفاً بیان یک حادثه طبیعی نیست؛ بلکه تبیین جایگاه کیهانی و الهی واقعه عاشوراست؛ همان حقیقتی که قرآن نیز درباره برخی حوادث بزرگ، از تأثر عالم هستی سخن میگوید. بنابراین، ردّ همه این دسته از روایات با عنوان غیرعقلانی، بدون بررسی سند و دلالت، نه نقد علمی، بلکه داوری پیشینی است.
در این میان، نام مرحوم ملا آقا دربندی نیز نباید دستاویز تضعیف یک شخصیت بزرگ علمی شود. ایشان از فقهای برجسته، محدثان نامدار و عابدان کمنظیر شیعه است که بزرگان حوزه از مقام علمی و تقوای او تجلیل کردهاند. ممکن است هر تالیفی نیازمند بررسی باشد، اما نقد بخشی از محتوای یک کتاب، هرگز مجوز تخریب جایگاه علمی مؤلف آن نیست. این، برخلاف انصاف علمی و سنت رایج عالمان امامیه است.
نکته مهمتر آنکه اگر قرار باشد هر روایتی که ثوابی عظیم بیان میکند، به صرف بزرگ بودن پاداش کنار گذاشته شود، باید بخش قابل توجهی از فرهنگ دینی نیز کنار گذاشته شود؛ ثواب شب قدر که از هزار ماه برتر است، ثواب برخی اذکار، صلوات، زیارت، انتظار فرج، محبت اهلبیت علیهمالسلام و صدها روایت فضائل اعمال نیز مشمول همین اشکال خواهد شد؛ در حالی که هیچ فقیه و محدثی چنین روشی را نپذیرفته است.
فراتر از همه اینها، اشک بر حسین علیهالسلام سنتی است که ریشه در سیره انبیا دارد. بر اساس روایات فراوان، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پیش از وقوع عاشورا بر مصیبت فرزند خویش گریستند و اهلبیت علیهمالسلام نیز همواره شیعیان را به احیای این مصیبت دعوت کردند. بنابراین، گریه بر سیدالشهداء نه یک احساس زودگذر، بلکه عبادتی است که در امتداد سنت پیامبران و اولیای الهی قرار دارد.
نتیجه آنکه دفاع از عقلانیت، هنگامی ارزشمند است که با روش صحیح علمی همراه باشد. عقلانیت، جایگزین قرآن و حدیث نیست؛ بلکه ابزار فهم صحیح آن دو است. نه میتوان با نقلهای ضعیف دین ساخت و نه میتوان به بهانه وجود برخی نقلهای ضعیف، میراث عظیم و متواتر معنوی مکتب اهلبیت علیهمالسلام را نادیده گرفت. اشک بر امام حسین علیهالسلام، نه محصول احساسات عوامانه، بلکه شعیرهای الهی، عبادتی ولایی و سرمایهای برای بقای اسلام است؛ حقیقتی که قرآن، سنت، سیره اهلبیت و تاریخ هزارساله تشیع، همگی بر آن گواهی میدهند.