هشدار صریح رسایی به پزشکیان: دولت مجری است، نه تصمیمگیرنده
رسایی با اشاره به گلایههای پزشکیان از محدودیتهای مالی و طرح زودهنگام پایان جنگ، اظهار داشت: دولتی که در اجرای وظایف خود ناتوان است، بهجای فرافکنی و یأسآفرینی در افکار عمومی، باید رویه خود را اصلاح کند یا عرصه را به افراد کارآمدتر بسپارد.
به گزارش راه شلمچه، حمید رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به اظهارات
روز جمعه(30 مرداد 1405) پزشکیان نوشت: اظهارات امروز آقای رئیس جمهور،
توجه به هشدار رهبری درباره «عدم همصدایی با دشمن» را ضروری میکند.
۱. هشدار رهبری درباره همصدایی مسئولان با دشمن
امام خامنهای در ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ صراحتاً فرمودند:
«دشمن خبیث... کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تابآوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی، و اختلاف است. لذا در مقام مقابله با این بدخواهیها باید همگان با ایستادگی و روشنبینی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشهی شوم او را خنثی نمایند. در این مقام، نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب میگردد.»
بر این اساس، سخنان امروز آقای پزشکیان که متاسفانه برای چندمین بار بذر یأس، تردید، ترس، اختلاف و ناامیدی در بین آحاد مردم و سبب طمع دشمنان شده را باید مورد نقد قرار داد.
آقای پزشکیان امروز گفته: «دولت با محدودیتهای مالی مواجه است؛ بعد برای افزایش اعتبار کالابرگ، پرداخت مطالبات گندمکاران، بیمهها و معیشت کارگران، بازنشستگان و کارمندان مشکل پیدا میکنیم... برای من قابل قبول نیست که در این کشور مسئول باشم اما عدهای در هزینه معیشت، سلامت و درمان خود مشکل داشته باشند... عدهای خارج از گود نشستهاند چون نمیدانند دولت در چه شرایطی است، بیمحابا اظهارنظر و تحلیل میکنند، هیچ رنج و سختی هم به آنها نرسیده و بعد هم دم از گرانی میزنند.»
آقای پزشکیان با طرح این ادعاها از پشت تریبون عمومی چه تصوری دارد؟ فکر میکند دشمنان ملت ایران دلشان خواهد سوخت و چک سفید امضا تحویلش میدهند؟ چرا رئیس دولت اصرار به این یأسافکنی دارد؟ چرا به امضای ملعون ترامپ امیدوار است اما به وعدههای الهی امیدوار نیست؟
۲. تناقض گفتار و عمل؛ نشانه ناکارآمدی
آیا رئیسجمهوری که هفته اول جنگ با عذرخواهی از همسایگان منطقه، موضعی انفعالی اتخاذ کرد و امروز مدعی «عزّت و قدرت» برای پایان جنگ است، رئیس جمهوری که از زمین گذاشتن اسلحه در برابر اسراییل سخن گفته و حزب الله لبنان را فاقد قدرت لازم میدانست، صلاحیت رهنمود برای ورود به مسائل راهبردی و نظامی را دارد؟ این تناقضگویی، نشانه ضعف در مدیریت و عدم پایبندی به اصول است.
۳. دولت مجری است، نه تصمیمگیرنده
پزشکیان امروز همچنین گفته: «جنگ باید در یک مقطع به پایان برسد، بهتر است امروز که در موضع قدرت و عزبت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید میکنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات، به مدارس، بیمارستانها و زیرساختهای ما حمله کرده و در دنیا منفور است، جنگ را پایان دهیم.»
بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی، اعلان جنگ و صلح از اختیارات صریح رهبری است. نقش دولت در شرایط جنگی، تدارکات، پشتیبانی و مدیریت معیشت است، نه اظهارنظر فراقانونی در حوزه راهبردی. اگر ایشان نظراتی دارد باید در اختیار فرمانده کل قوا قرار دهد نه اینکه علنی پروژه پایان جنگ را در برابر متجاوز کلید بزند و دنبال کند. اصرار بر این مواضع، نوعی اعمال فشار به رهبری است و موجب سوءاستفاده رسانههای معاند میشود.
۴. راهکار عملی: تغییر رویه یا کنارهگیری
با توجه به تأکیدات مکرر رهبری بر امیدآفرینی و انسجام ملی، انتظار میرود رئیسجمهور از اظهاراتی که اعتماد عمومی را خدشهدار میکند، پرهیز کند. به جای بیان صرف مشکلات، راهکارهای عملی برای حل آن ارائه دهد و در صورت ناتوانی در اجرای وظایف محوله، کنار بکشد تا فردی کارآمدتر جایگزین شود.