پاسخ امیری سوادکوهی به سخنان آیت الله محقق داماد
در پی اظهارات اخیر آیتالله محقق داماد درباره واقعه عاشورا، حجتالاسلاموالمسلمین امیری سوادکوهی از محققان و نویسندگان شیعه در یادداشتی انتقادی به بررسی این تحلیل پرداخته و آن را مبتنی بر خلط میان دینداری حقیقی و دیننمایی دانسته است.
به گزارش راه شلمچه، این محقق و نویسنده شیعه در پاسخ به اظهارات محقق داماد درباره واقعه عاشورا و این ادعا که «امام حسین علیهالسلام را دینداران و برای خدا کشتند، نه برای پول» به بررسی این تحلیل پرداخته و آن را مبتنی بر خلط میان دینداری حقیقی و دیننمایی دانسته است. با تأکید بر اینکه قاتلان سیدالشهداء علیهالسلام هرچند در ظاهر از شعائر دینی بهره میبردند، اما در حقیقت در صف نفاق، تحریف و مقابله با حجت الهی قرار داشتند، معتقد است نسبت دادن جنایت کربلا به «دینداران» با منطق قرآن، سیره اهلبیت علیهمالسلام و حقیقت مفهوم دین سازگار نیست.
متن پیشرو، پاسخی است به این تحلیل و تبیینی از نسبت میان دین، ولایت و حادثه عاشورا.
[مغالطهای در تحلیل عاشورا: نسبت دادن قتل امام حسین علیهالسلام به دینداران _ پاسخی به سخنان آیت الله محقق داماد]
بسم الله الرحمن الرحیم
با احترام، این تعبیر که امام حسین علیهالسلام را دینداران و برای خدا کشتند، نه برای پول، تعبیر دقیقی نیست و نیازمند اصلاح است.
دین در منطق وحی، مجموعهای از الفاظ و مناسک تهی از حقیقت نیست. دیندار کسی است که در برابر خدا و حجت خدا سر تسلیم فرود آورد. چگونه میتوان کسی را دیندار نامید که در برابر امامِ زمان خویش شمشیر کشیده است؟!
مگر نه اینکه قرآن کریم منافقان را در متن جامعه اسلامی معرفی میکند؟ مگر نه اینکه خوارج، اهل نماز و روزه و تلاوت قرآن بودند؟ آیا صرف سجده و تسبیح، انسان را در شمار اهل دین قرار میدهد، هرچند در برابر ولیّ خدا بایستد؟
حقیقت آن است که کربلا، مصافِ دین و بیدینی بود؛ نه مصاف دو قرائت از دینداری. در یک سو، حسین بن علی علیهالسلام، قرآن ناطق و حجت خدا ایستاده بود و در سوی دیگر، کسانی که دین را نردبان دنیا، قدرت و حکومت ساخته بودند.
آنان شاید اهل شعائر بودند، اما اهل دین نبودند؛ شاید بر زبان الله اکبر جاری میکردند، اما در عمل با بزرگترین آیه الهی جنگیدند؛ شاید نماز میخواندند، اما نمازشان آنان را از فحشا و منکر بازنداشت؛ و کدام منکری بزرگتر از قتل فرزند رسول خاتم؟
این خطاست که میان دینداری و دیننمایی فاصلهای دیده نشود. قاتلان سیدالشهداء علیهالسلام نه نمایندگان دین، بلکه بزرگترین تحریفکنندگان دین بودند. آنان از اسلام، نامش را نگاه داشتند و حقیقتش را ذبح کردند؛ قبله را حفظ کردند و امام قبله را کشتند؛ قرآن را بر سر نیزه بردند و قرآن ناطق را به خاک و خون کشیدند.
از این رو، تعبیر دقیق آن است که گفته شود: امام حسین علیهالسلام را بیدینانِ نقابزده و دینفروشانِ متظاهر کشتند؛ کسانی که پوسته دین را حفظ کرده بودند اما روح دین را از دست داده بودند.
عاشورا هرگز گواهِ جنایت دینداران نیست؛ بلکه بزرگترین سند تاریخیِ خطرِ نفاق، تحریف و دینِ بیولایت است.
کربلا ثابت کرد که فاصله میان بهشت و جهنم، گاهی نه فاصله میان مسجد و میخانه، بلکه فاصله میان حسین علیهالسلام و دشمنِ حسین علیهالسلام است؛ هرچند هر دو در ظاهر، رو به یک قبله ایستاده باشند.
امام حسین علیهالسلام را دینداران نکشتند؛ دیننمایان کشتند. دیندار حقیقی در جبهه حسین است و هر که در برابر حجت خدا بایستد، هرچند پیشانیاش پینه بسته باشد، از حقیقت دین بیگانه است. حسین را برای خدا نکشتند؛ خدا را بهانه کشتن حسین کشتند.