پاسخ صریح امیری سوادکوهی به سخنان نسنجیده پناهیان
در پی طرح ادعایی از سوی حجت الاسلام پناهیان مبنی بر اینکه «امام حسین علیهالسلام را ولایتمداران کشتند»، حجتالاسلاموالمسلمین امیری سوادکوهی از محققان و نویسندگان شیعه در یادداشتی علمی و انتقادی، این تعبیر را نمونهای از تحریف مفاهیم اصیل دینی و بهرهبرداری ابزاری از واژه مقدس ولایتمداری دانست.
به گزارش راه شلمچه، حجتالاسلاموالمسلمین امیری سوادکوهی با تبیین جایگاه ولایت در منظومه معرفتی قرآن و مکتب اهلبیت علیهمالسلام، تأکید میکند که عنوان ولایتمداری مفهومی اختصاصیافته به جبهه حق و تسلیم در برابر ولایت الهی است و اطلاق آن بر پیروان یزید و جبهه طاغوت، با مبانی اعتقادی و اصطلاحشناسی شیعه ناسازگار بوده و موجب خلط مرزهای حق و باطل میشود.
متن کامل این یادداشت را در ادامه میخوانید.
[تحریف مفاهیم؛ آنگاه که «ولایتمداری» به خدمت جبهه باطل گرفته میشود]
در منظومه معرفتی قرآن و مکتب اهلبیت علیهمالسلام، هر واژهای بار اعتقادی ویژهای دارد و جابهجایی آن، تنها یک لغزش ادبی نیست، بلکه گاه به تحریف مفاهیم بنیادین دین میانجامد. از همین رو، بهکارگیری تعبیر «امام حسین علیهالسلام را ولایتمداران کشتند» نه یک تعبیر دقیق علمی، بلکه استفادهای ابزاری از واژه مقدس ولایتمداری است؛ استعمالی که حقیقت این مفهوم الهی را از جایگاه اصیل خود خارج میکند.
ولایتمداری در فرهنگ شیعه، نام دیگرِ تسلیم در برابر ولایت خدا، رسول خدا و ائمه معصومین علیهمالسلام است. این عنوان، نه یک واژه خنثی و نه اصطلاحی سیاسی است که بتوان آن را بر هر نوع اطاعت از هر قدرتی اطلاق کرد. بنابراین، افزودن قید ولایت یزید نیز این اشکال را برطرف نمیکند؛ زیرا اصلِ واژه ولایتمداری دارای بار ارزشی مثبت و اختصاصیافته به جبهه حق است و انتقال آن به جبهه باطل، مصداق آشکار خلط مفاهیم است.
قاتلان سیدالشهداء علیهالسلام، نه ولایتمدار بودند و نه حتی شایسته انتساب این عنوان. آنان پیروان سلطان جور، مطیع طاغوت، دنیاپرستانِ قدرتزده و مصادیق ائمه کفر بودند. قرآن کریم نیز هرگز چنین جریانی را با عنوان اهل ولایت معرفی نمیکند، بلکه از آنان با تعبیراتی چون ائمه کفر، اولیای طاغوت و حزب شیطان یاد میکند.
ازاینرو، تعبیر «امام حسین را ولایتمداران کشتند» نه تنها فاقد دقت علمی و کلامی است، بلکه بهرهبرداری ابزاری از یک واژه مقدس برای القای یک پیام سیاسی یا اجتماعی به شمار میآید؛ بهرهبرداریای که به قیمت مخدوش شدن مرزهای روشن اعتقادی تمام میشود.
ولایتمداری، شناسنامه شیعه است؛ نه عنوانی که بتوان آن را بر پیشانی سپاه یزید نشاند. سپاه یزید، جبهه ولایت نبود؛ جبهه طاغوت بود. قاتلان امام حسین علیهالسلام، ولایتمدار نبودند؛ ولایتستیز بودند، زیرا در برابر ولیّ خدا ایستادند و حجت الهی را به شهادت رساندند.
پاسداری از قداست واژگان دینی، پاسداری از مرزهای عقیده است. هرجا الفاظ مقدس، ابزاری برای بیان مقاصدی خارج از معنای اصیل خود شوند، نخستین قربانی، شفافیت معارف اهلبیت علیهمالسلام خواهد بود.
در کربلا، تقابل میان ولایت و ولایتِ یزید نبود؛ تقابل میان ولایتِ الهی و سلطه طاغوت بود. هر کس این دو را در یک سنخ تعریف کند، ناخواسته مرز میان مفهوم قدسیِ ولایت و سلطه باطل را درهم آمیخته است. فتأمل!.